آینده آبادی / دكتر محمدرضا مهدیزاده - بخش اول

1393/6/30 ۰۹:۲۳

آینده آبادی / دكتر محمدرضا مهدیزاده - بخش اول

درمسیر تاریخی و مردم‌شناسی سكونت بشری در سه گانه كوچ‌نشینی (زندگی عشایری)، یكجانشینی (روستانشینی) و حكومت و دولت‌سازی (شهرنشینی) ظاهراً و تا چند دهه پیش این استراتژی بقای اصلح و تكامل داروینی بود كه سرنوشت مسكن و ماوأ را با پیروزی شهر بر زندگی كشاورزی و طبیعت گزینی و محو آن اعلام می‌كرد؛ اما بررسی سیر جامعه‌شناختی موقعیت و جایگاه آبادیی این روند را تأیید نمی‌كند.

 

 

درمسیر تاریخی و مردم‌شناسی سكونت بشری در سه گانه كوچ‌نشینی (زندگی عشایری)، یكجانشینی (روستانشینی) و حكومت و دولت‌سازی (شهرنشینی) ظاهراً و تا چند دهه پیش این استراتژی بقای اصلح و تكامل داروینی بود كه سرنوشت مسكن و ماوأ را با پیروزی شهر بر زندگی كشاورزی و طبیعت گزینی و محو آن اعلام می‌كرد؛ اما بررسی سیر جامعه‌شناختی موقعیت و جایگاه آبادیی این روند را تأیید نمی‌كند.

اگر كوچ‌نشینی بنا به صعوبت و اقتضای دوران شكار و گردآوری خوراك در محاق نیستی است، آیا یكجانشینی و هم‌كناری انسان و طبیعت در شیوه تولید و زندگی روستانشینی نیز چنین سرنوشتی را در انتظار خواهد داشت؟

آبادی را با «آب» نام نهاده‌اند و بدون آب در عصر جدید، شاید جایی را برایش نتوان متصورشد. آیا در این روند ترسیمی صرفاً آبادیهای پرآب و درخت و در نتیجه آبادان پا برجا و پایدارخواهند ماند؟ آبادیها نه به صرف آب (كه شرط لازم است)، بلكه به یمن همت و تلاش و مجاهدت آبادگران و آبادسازان (یعنی انسانها و اجتماعات همیار آبادگر) كه پویاگر حیات بخش آبادی‌اند، جان گرفته و دوام یافته‌اند و اگر این عامل از آنها گرفته شود، حتی با آب نشانی از آبادی نخواهند یافت.

با این توصیف اگر امروزه به آبادیهای ایران سری بزنیم، در مقاسه آبادیهای دهه 40 و50 (مثلاً در فیلم‌هایی چون اتوبوس یدالله صمدی 1364، گاو 1348 و پستچی 1351مهرجویی و مغولهای كیمیاوی و...) چه تفاوتهایی دیده می‌شود؟ آینده این آبادیها چیست؟

 

آب، انسان آبادگر

مهمترین موضوع در بررسی آبادیها، در تفاوت و اختلاف پویایی و سرزندگی آبادیها در دو مقطع است كه ریشه آن نه آب، بلكه انسان آبادگراست. زندگی، حیات و پویایی، برآمده از اراده و خواست و روحیه انسانهای مسكنت گزیده در اقالیم بشری است. تغییراتی كه در نبض حیات و شادی و آبادی (زندگی، حیات، سبك زندگی و...) ساكنان روستا پدید می‌آید، نشان‌دهنده آینده كیفیت حیات جمعی آن خواهد بود.

نامهایی چون ده، روستا، آبادی (هرسه واژه ریشه در زبان پهلوی دارند) و قریه از كهن زمانهای پیش برای واحدهای مكانی دربرگیرنده افراد با سكونت دائم و عمدتاً اقتصاد فرو بسته و معیشتی، متمركز بر كشاورزی و دامداری (شكل گرفته با یكجانشینی بشر و ترك شكار و گردآوری خوراك انسانهای نخستین) در ادبیات مردم‌شناسی مورد بررسی و مطالعه واقع شده است.

مطالعات و آمارهای نهادهای جهانی مانند سازمان ملل و بانك جهانی حاكی از كاهش جمعیت روستایی به سوی سكونت‌گاه‌های شهری است. هرچند این آمارها حاكی از كاهش جمعیت روستایی است، اما به معنی محو روستا و روستانشینی نیست. بالعكس به ‌نظر می‌رسد اگر با انقلاب صنعتی و پیدایش برق خیره‌كننده مدرنیسم و رفاه شهری با موج مهاجرت دائم روستا به شهر (و افزایش پدیده‌های حاشیه نشینی، كارگران صنعتی و...) مواجه بودیم، در انفلاب پسا صنعتی و جایگزین شدن مصرف برتولید با موج معكوس مهاجرت موقت و متناوب شهر به روستا مواجهیم.

اما اگر در موج اول كمی، افراد مهاجر، روستائیان فراوان كم یا بی‌بضاعت و فاقد زمین (مثلاً در اصلاحات ارضی) و جویای كار بودند، در موج معكوس كیفی دوم، تعداد افراد اندك شهری ثروتمند و مرفه و به ستوه آمده از فضای شلوغ و آلوده و در یك كلام جویای طبیعت هستند كه به روستاها و مناطق ییلاقی سرازیر می‌شوند.

با گسترش بخش خدمات (به جای صنعت) گسترش ابزارهای ارتباطی فیزیكی (راههای آسفالته و مناسب، نهادهای بهداشتی و آموزشی و...) و به ویژه مجازی (اینترنت، تلفن و ماهواره) و امكان كارآفرینی از راه دور و بدون نیاز به حضور فیزیكی و بهره گیری از تكنولوژیهای یكپارچه‌كننده و بالابرنده بهره‌وری و تولید كلان مقیاس(economy of scale) برای افراد باقی مانده در روستاهای دارای قابلیت نسبی (زمین، آب، جنگل، جاذبه توریسم، معدن و....)، مهاجرت به شهر پرفایده نبوده، بلكه دفاع از مكان در برابر هجوم سرمایه رفاه طلب به امری واجب و اولویت تبدیل خواهد شد. موج ویلاجویان سرمایه‌دار را به مناطق شمالی در نظر بگیرید و وضعیت ده سال بعد آنها را همراه با محیط زیست تخریب شده و طبیعت از رونق افتاده تصور كنید!

 

هجوم به روستا

می‌توان گفت به لحاظ اجتماعی سیاسی، روستا در دو برهه تاریخی در معرض هجوم و مصادره قرارگرفته است: یكی عصر مدرنیسم و صنعتی و بنده ِمحافظه‌كاران شدن است و دوم عصر پسا صنعتی و در معرض هجوم و تخریب سرمایه داران قرار داشتن.

در اقتصاد سیاسی ماركسی، روستا عمدتاً در تضاد و تقابل با شهر تعریف شده است. فیلسوف و متفكر سیاسی ـ ماركس ـ معتقد است: «مهمترین تقسیم کار مادی و ذهنی، تفکیک شهر و روستاست. تضاد میان شهر و روستا با گذار از بربریت به تمدن، از قبیله به دولت، از محلیت به ملت آغاز می‌شود و در کل تاریخ تمدن تا به امروز ادامه دارد.» این تضاد همان تضاد و جدایی سرمایه و مالکیت ارضی و سرآغاز پیدایش و تکامل سرمایه مستقل از مالکیت ارضی یا به عبارتی آغاز مالکیتی است که فقط بر کار و مبادله استوار است.

وی در مانیفست خود برای گذر به نظام برابر و انسانی، در اندیشه محو این تضادها با«تلفیق کشاورزی با صنایع تولیدی، محو تدریجی تمایز شهر و روستا با توزیع یکنواخت‌تر جمعیت در سراسر کشور» است؛ زیرا از نظر او دوران، دوران شهری شدن روستاست و نه روستایی شدن شهر، آن چنان که در عهد باستان بود.»(مارکس، گروندریسه جلد اول 1363ص479) و در راستای همان نگاه تحقیرآمیزش به روستا این بار در چند جا از واژه «دهاتی» برای نمایندگان مجلس فرانسه استفاده می‌كند: «دهاتی‌ها[منظور نمایندگان مجلس ملی فرانسه که در ورسای مجلس خود را برپا کرده بودند] خوب می‌دانند که سه ماه رفت و آمد میان پاریسِ دستخوشِ انقلاب کمون و ولایات کافی است تا دهقانان سر به شورش بردارند...»

زیرا این دهقانان محافظه‌كار سنت‌گرا بودند كه به براندازی جمهوری توسط ناپلئون و برپایی حكومت استبدای سلطنتی فرانسه كمك كرده بودند نه دهقانان رادیكال و پیشرو (در کتاب هیجدهم برومر لویی بناپارت که کودتای او را به هیجدهم برومر یعنی تاریخ کودتای ناپلئون بناپارت عمویش تشبیه کرده است). از نظر او دلیل این همراهی روستا با سلطنت، در شرایط اقتصادی میلیونها خانواده یا به عبارتی شبه طبقه دهقانی است که آنها را از یکدیگر جدا می‌سازد، و نوع زندگی، منافع و فرهنگ آنها را با زندگی، منافع و فرهنگ دیگر طبقات جامعه در تضاد می‌گذارد؛ اما از آنجا که بین دهقانان خرده مالک فقط پیوند عملی وجود دارد، و از آنجا که شباهت منافع آنان موجب هیچ‌گونه اشتراکی، هیچ گونه ارتباط ملی یا سازمان سیاسی در بین آنان نیست، این خانوارها طبقه محسوب نمی‌شوند. به همین دلیل اینان از دفاع از منافع طبقانی خود به نام خویش ناتوان‌اند و نمی‌توانند این کار را از طریق مجلس یا با وساطت آن انجام دهند. آنان قادر نیستند خود نماینده خویش باشند و دیگری باید نمایندگی آنان را به عهده بگیرد.

روزنامه اطلاعات

آینده آبادی / دكتر محمدرضا مهدیزاده - بخش اول

 

درمسیر تاریخی و مردم‌شناسی سكونت بشری در سه گانه كوچ‌نشینی (زندگی عشایری)، یكجانشینی (روستانشینی) و حكومت و دولت‌سازی (شهرنشینی) ظاهراً و تا چند دهه پیش این استراتژی بقای اصلح و تكامل داروینی بود كه سرنوشت مسكن و ماوأ را با پیروزی شهر بر زندگی كشاورزی و طبیعت گزینی و محو آن اعلام می‌كرد؛ اما بررسی سیر جامعه‌شناختی موقعیت و جایگاه آبادیی این روند را تأیید نمی‌كند.

اگر كوچ‌نشینی بنا به صعوبت و اقتضای دوران شكار و گردآوری خوراك در محاق نیستی است، آیا یكجانشینی و هم‌كناری انسان و طبیعت در شیوه تولید و زندگی روستانشینی نیز چنین سرنوشتی را در انتظار خواهد داشت؟

آبادی را با «آب» نام نهاده‌اند و بدون آب در عصر جدید، شاید جایی را برایش نتوان متصورشد. آیا در این روند ترسیمی صرفاً آبادیهای پرآب و درخت و در نتیجه آبادان پا برجا و پایدارخواهند ماند؟ آبادیها نه به صرف آب (كه شرط لازم است)، بلكه به یمن همت و تلاش و مجاهدت آبادگران و آبادسازان (یعنی انسانها و اجتماعات همیار آبادگر) كه پویاگر حیات بخش آبادی‌اند، جان گرفته و دوام یافته‌اند و اگر این عامل از آنها گرفته شود، حتی با آب نشانی از آبادی نخواهند یافت.

با این توصیف اگر امروزه به آبادیهای ایران سری بزنیم، در مقاسه آبادیهای دهه 40 و50 (مثلاً در فیلم‌هایی چون اتوبوس یدالله صمدی 1364، گاو 1348 و پستچی 1351مهرجویی و مغولهای كیمیاوی و...) چه تفاوتهایی دیده می‌شود؟ آینده این آبادیها چیست؟

 

آب، انسان آبادگر

مهمترین موضوع در بررسی آبادیها، در تفاوت و اختلاف پویایی و سرزندگی آبادیها در دو مقطع است كه ریشه آن نه آب، بلكه انسان آبادگراست. زندگی، حیات و پویایی، برآمده از اراده و خواست و روحیه انسانهای مسكنت گزیده در اقالیم بشری است. تغییراتی كه در نبض حیات و شادی و آبادی (زندگی، حیات، سبك زندگی و...) ساكنان روستا پدید می‌آید، نشان‌دهنده آینده كیفیت حیات جمعی آن خواهد بود.

نامهایی چون ده، روستا، آبادی (هرسه واژه ریشه در زبان پهلوی دارند) و قریه از كهن زمانهای پیش برای واحدهای مكانی دربرگیرنده افراد با سكونت دائم و عمدتاً اقتصاد فرو بسته و معیشتی، متمركز بر كشاورزی و دامداری (شكل گرفته با یكجانشینی بشر و ترك شكار و گردآوری خوراك انسانهای نخستین) در ادبیات مردم‌شناسی مورد بررسی و مطالعه واقع شده است.

مطالعات و آمارهای نهادهای جهانی مانند سازمان ملل و بانك جهانی حاكی از كاهش جمعیت روستایی به سوی سكونت‌گاه‌های شهری است. هرچند این آمارها حاكی از كاهش جمعیت روستایی است، اما به معنی محو روستا و روستانشینی نیست. بالعكس به ‌نظر می‌رسد اگر با انقلاب صنعتی و پیدایش برق خیره‌كننده مدرنیسم و رفاه شهری با موج مهاجرت دائم روستا به شهر (و افزایش پدیده‌های حاشیه نشینی، كارگران صنعتی و...) مواجه بودیم، در انفلاب پسا صنعتی و جایگزین شدن مصرف برتولید با موج معكوس مهاجرت موقت و متناوب شهر به روستا مواجهیم.

اما اگر در موج اول كمی، افراد مهاجر، روستائیان فراوان كم یا بی‌بضاعت و فاقد زمین (مثلاً در اصلاحات ارضی) و جویای كار بودند، در موج معكوس كیفی دوم، تعداد افراد اندك شهری ثروتمند و مرفه و به ستوه آمده از فضای شلوغ و آلوده و در یك كلام جویای طبیعت هستند كه به روستاها و مناطق ییلاقی سرازیر می‌شوند.

با گسترش بخش خدمات (به جای صنعت) گسترش ابزارهای ارتباطی فیزیكی (راههای آسفالته و مناسب، نهادهای بهداشتی و آموزشی و...) و به ویژه مجازی (اینترنت، تلفن و ماهواره) و امكان كارآفرینی از راه دور و بدون نیاز به حضور فیزیكی و بهره گیری از تكنولوژیهای یكپارچه‌كننده و بالابرنده بهره‌وری و تولید كلان مقیاس(economy of scale) برای افراد باقی مانده در روستاهای دارای قابلیت نسبی (زمین، آب، جنگل، جاذبه توریسم، معدن و....)، مهاجرت به شهر پرفایده نبوده، بلكه دفاع از مكان در برابر هجوم سرمایه رفاه طلب به امری واجب و اولویت تبدیل خواهد شد. موج ویلاجویان سرمایه‌دار را به مناطق شمالی در نظر بگیرید و وضعیت ده سال بعد آنها را همراه با محیط زیست تخریب شده و طبیعت از رونق افتاده تصور كنید!

 

هجوم به روستا

می‌توان گفت به لحاظ اجتماعی سیاسی، روستا در دو برهه تاریخی در معرض هجوم و مصادره قرارگرفته است: یكی عصر مدرنیسم و صنعتی و بنده ِمحافظه‌كاران شدن است و دوم عصر پسا صنعتی و در معرض هجوم و تخریب سرمایه داران قرار داشتن.

در اقتصاد سیاسی ماركسی، روستا عمدتاً در تضاد و تقابل با شهر تعریف شده است. فیلسوف و متفكر سیاسی ـ ماركس ـ معتقد است: «مهمترین تقسیم کار مادی و ذهنی، تفکیک شهر و روستاست. تضاد میان شهر و روستا با گذار از بربریت به تمدن، از قبیله به دولت، از محلیت به ملت آغاز می‌شود و در کل تاریخ تمدن تا به امروز ادامه دارد.» این تضاد همان تضاد و جدایی سرمایه و مالکیت ارضی و سرآغاز پیدایش و تکامل سرمایه مستقل از مالکیت ارضی یا به عبارتی آغاز مالکیتی است که فقط بر کار و مبادله استوار است.

وی در مانیفست خود برای گذر به نظام برابر و انسانی، در اندیشه محو این تضادها با«تلفیق کشاورزی با صنایع تولیدی، محو تدریجی تمایز شهر و روستا با توزیع یکنواخت‌تر جمعیت در سراسر کشور» است؛ زیرا از نظر او دوران، دوران شهری شدن روستاست و نه روستایی شدن شهر، آن چنان که در عهد باستان بود.»(مارکس، گروندریسه جلد اول 1363ص479) و در راستای همان نگاه تحقیرآمیزش به روستا این بار در چند جا از واژه «دهاتی» برای نمایندگان مجلس فرانسه استفاده می‌كند: «دهاتی‌ها[منظور نمایندگان مجلس ملی فرانسه که در ورسای مجلس خود را برپا کرده بودند] خوب می‌دانند که سه ماه رفت و آمد میان پاریسِ دستخوشِ انقلاب کمون و ولایات کافی است تا دهقانان سر به شورش بردارند...»

زیرا این دهقانان محافظه‌كار سنت‌گرا بودند كه به براندازی جمهوری توسط ناپلئون و برپایی حكومت استبدای سلطنتی فرانسه كمك كرده بودند نه دهقانان رادیكال و پیشرو (در کتاب هیجدهم برومر لویی بناپارت که کودتای او را به هیجدهم برومر یعنی تاریخ کودتای ناپلئون بناپارت عمویش تشبیه کرده است). از نظر او دلیل این همراهی روستا با سلطنت، در شرایط اقتصادی میلیونها خانواده یا به عبارتی شبه طبقه دهقانی است که آنها را از یکدیگر جدا می‌سازد، و نوع زندگی، منافع و فرهنگ آنها را با زندگی، منافع و فرهنگ دیگر طبقات جامعه در تضاد می‌گذارد؛ اما از آنجا که بین دهقانان خرده مالک فقط پیوند عملی وجود دارد، و از آنجا که شباهت منافع آنان موجب هیچ‌گونه اشتراکی، هیچ گونه ارتباط ملی یا سازمان سیاسی در بین آنان نیست، این خانوارها طبقه محسوب نمی‌شوند. به همین دلیل اینان از دفاع از منافع طبقانی خود به نام خویش ناتوان‌اند و نمی‌توانند این کار را از طریق مجلس یا با وساطت آن انجام دهند. آنان قادر نیستند خود نماینده خویش باشند و دیگری باید نمایندگی آنان را به عهده بگیرد.

روزنامه اطلاعات

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: