میرجلال‌الدین کزازی: داستان حافظ هرگز پایان نمی‌پذیرد

1397/7/21 ۰۷:۴۰

میرجلال‌الدین کزازی: داستان حافظ هرگز پایان نمی‌پذیرد

میرجلال‌الدین کزازی درنشست «حافظ رند عالم‌سوز»، عنوان کرد: داستان حافظ هرگز پایان نمی‌پذیرد. زیرا ما هرگز نمی‌توانیم دانست حافظ که بوده است، چگونه می‌اندیشیده و این همان رندی است. در حقیقت نهاد ایرانی نهادی پیچاپیچ و آکنده از مازهای راز است و به آسانی نمی‌توان ایرانی را شناخت. رندی دستاورد آزمودگی و کاردیدگی است و ایرانی به آسانی دل بر کسی استوار نمی‌دارد و فریفته آواز افکنی ها نمی شود، که نمود و نشان آن را هر روز می‌بینیم.

میرجلال‌الدین کزازی درنشست «حافظ رند عالم‌سوز»، عنوان کرد: داستان حافظ هرگز پایان نمی‌پذیرد. زیرا ما هرگز نمی‌توانیم دانست حافظ که بوده است، چگونه می‌اندیشیده و این همان رندی است. در حقیقت نهاد ایرانی نهادی پیچاپیچ و آکنده از مازهای راز است و به آسانی نمی‌توان ایرانی را شناخت. رندی دستاورد آزمودگی و کاردیدگی است و ایرانی به آسانی دل بر کسی استوار نمی‌دارد و فریفته آواز افکنی ها نمی شود، که نمود و نشان آن را هر روز می‌بینیم.

در آستانه روز حافظ، آیین بزرگداشت حافظ با عنوان «حافظ رند عالم‌سوز» (گذری بر اندیشه‌های شاعرانه و عارفانه حافظ شیرازی) با حضور جمعی از حافظ دوستان و سخنرانی حسن بلخاری، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، حسن انوری، حافظ‌پژوه و عضو شورای علمی انجمن، دکتر میرجلال‌الدین کزازی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و علیقلی محمود بختیاری، پژوهشگر و استاد سابق دانشگاه در تالار اجتماعات شهید مطهری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

حسن بلخاری ضمن گرامیداشت مقام بزرگ حضرت حافظ، خیر مقدم به میهمانان و سپاس از سخنرانان این نشست گفت: نخستین جمع‌آوری که از دیوان حافظ صورت گرفته، توسط محمد گلندام یا به نقل از سودی، یکی از دوستان است که البته این‌ها قابل جمع هستند. در اینکه محمد گلندام مقدمه را نوشته یا دیگری، تردید است؛ البته کسانی که انکار کرده‌اند، نسبت به کسانی که تقریبا یقین دارند این نویسندگی را در این مقدمه محمد گلندام داشته و اوست که ابیات و غزلیات حافظ را جمع‌آوری کرده، اقلیت هستند. ضمن این که میان قول بسیاری از افراد، که این نویسنده گلندام بوده و بیان سودی، امکان اجتماع هست؛ چون سودی نامی نمی‌آورد، بلکه فقط می‌گوید از احباب و قطعاً محمد گلندام از احباب بوده است. حسن انوری، حافظ پژوه و عضو شورای علمی انجمن آثار ملی و مفاخر فرهنگی از دیگر سخنرانان این نشست، صحبت‌های خود را با خواندن غزل «سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی» شروع کرد و گفت: درباره حافظ گفتنی‌ها گفته شده و کتاب ها و مقالات فراوان نوشته شده است، اما بیان چند نکته درباره او را لازم می‌دانم. نکته اول درباره هنر حافظ است؛ جامی در کتاب بهارستان شعر حافظ را در حد طاقت بشری می‌داند. یعنی اینکه نوع انسان نمی‌تواند بالاتر از شعر حافظ شعری بسراید. تعبیر یکی از حافظ‌شناسان معاصر از این سخن چنین است که در عالم هنر تا آنجا که نوع انسان می‌تواند برود، حافظ رفته است.

انوری ضمن اشاره به مقدمه محمد گلندام بر نخستین دیوان حافظ، حافظ را محبوب‌ترین شاعر زبان فارسی خواند و اضافه کرد: هیچ شاعری مثل حافظ در بین مردم ایران رسوخ نکرده است. در خیابان‌ها و چهارراه‌ها شعر حافظ به صورت فال به ما عرضه می‌شود، در روزنامهها، اینترنت و … هم به طریقی شعر حافظ بیش از همه دیده می‌شود، بنابراین حافظ محبوب‌ترین شاعر زبان فارسی است و خودش هم به این امر اذعان داشته و بارها از خود ستایش کرده است.

میرجلال‌الدین کزازی دیگر سخنران این نشست نیز سخن خود را با قرائت غزلی از حافظ شروع کرد و گفت: ایران ما در درازنای روزگاران همواره سرزمین سپند سرود و سخن بوده است و ما به آن می‌نازیم و سربرمی‌افرازیم که نخستین سروده آیینی جهان در این سرزمین سپند در پیوسته آمده است. همیشه برترین هنر در ایران از دورترین روزگاران تاکنون سخنرانی بوده است. مردمی باید دیری سروده باشند تا چنین پیشه‌ای پدید آید.

او ادامه داد: چند تن سخنوران ستیغینه‌اند و بر چکاد فرهنگ و ادب ایران به پاس سخنوری ایستاده‌اند، که نیازی نیست نامشان را بر زبان بیاورم. در آن میان دو تن سرآمدگانند و سالارند بر سالاران سخن، که آن دو تن را هم ناگفته می‌شناسید. یکی فردوسی است و دیگر حافظ. پاسخ من به این پرسش که چرا این دو سر آمدند؟ این است که زیرا این دوسخنورند که پایه آنچه من آن را ناخودآگاهی تباری ایرانی می‌دانم، پی می‌ریزند.

کزازی گفت: چیستی فرهنگی، مَنِشی و تاریخی ما ایرانیان در ایران نو و پس از اسلام، بیش از هر هنرمند، اندیشه‌ورز و فرهنگ‌آفرین دیگر در گرو این دو بزرگ بی‌مانند است. فردوسی شاهنامه را سرود که اگر شاهنامه نمی‌بود، ما به گمان بسیار، امروز خود را ایرانی نمی‌دانستیم و به زبان دلاویز، شکربیز و شورانگیز پارسی با یکدیگر سخن نمی‌گفتیم.

وی افزود: فردوسی با سرودن شاهنامه، ایران نو را به ایران کهن پیوسته است. اگر فردوسی نمی بود و در یکی از باریک‌ترین و دشوارترین روزگاران تاریخ ایران سربرنمی‌افراشت، می‌توانم گفت که شاید امروز ایرانی در جغرافیای جهان دیده نمی‌شد. در واقع او ایران نو را پایه ریخت، چون فردوسی در روزگاری می‌زیست که ایران پاره‌پاره شده بود و سرزمینی که به چنین سرنوشتی دچار می‌آید، بیم آن می‌رود که از هم بپاشد. بنابراین در پاسخ به اینکه چرا ایران ماند؟ می‌توان گفت چون فردوسی سربرآورد. استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه به نقش فردوسی در فرهنگ ایران اشاره کرد و گفت: درست است که فردوسی شهریار و شاهنشاه نبود، اما هنرمندی سخنور بود که با نیروی برتر از زمین یعنی با فرهنگ و هنر، جغرافیای زمینی و مرزی ایران را از فروپاشی رهانید؛ چرا که در آن زمان رشته‌های پیشین پاره شده بود و ایران به ده‌ها سرزمین گسیخته شده بود، سرزمین هایی که با یکدیگر پیوندی نداشتند را فردوسی با رشته‌ی نیرومندتر و استوارتر، یعنی سخن خود و شاهنامه ایرانیان را به یکدیگر پیوست.

او ادامه داد: فردوسی تنها فرهنگ و زبان ایران را از گزند گران و آسیبی که آواروار به این کشور فروافتاده بود نرهانید، بلکه ایران مرزی و جغرافیایی را هم پاس داشت، در زنهار هنر خویش گرفت و دگربار پیوند ایران یکپارچه را در فرهنگ اندیشه و هنر با ایران کهن زنده کرد. کزازی در ادامه بحث خود به حافظ پرداخت و گفت: حافظ هم بر همان راهی رفت که فردوسی آن را گشوده بود. آن ناخودآگاهی تباری که فردوسی از گزند رهانید، ناخودآگاهی تباری فراگیر ایران بود. حافظ ناخودآگاهی تباری زمان‌مند ایرانی را با غزل‌های خویش پدید آورد. حافظ هم مانند فردوسی نماد آفرین بود یا دست کم نمادهای کهن را زندگی دوباره بخشید.

او ادامه داد: نمادی که حافظ آفرید، رند است. رند پیش از حافظ واژه آشنایی بود و سخنوران دیگر گه‌گاه این واژه را حتی در کارکرد پسندیده به کار برده بودند. ویژگی بنیادین رند این است که بر خنگ زمین می‌نشیند و هر بند و دام را می گسلد و حافظ رندان رند یعنی سرور و سالار رندان است. برترین چهره در اشعار او رند و سپس پیر است. یعنی اگر هر چهره دیگری را در دیوان حافظ بکاوید، چهره‌ای است که خراشی بر آن افتاده و تنها چهره‌های سپند که خواجه از آن یاد می‌آورد، رند و پیر است.

منبع: روزنامه اطلاعات

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: