1396/5/15 ۱۳:۵۰
انقلاب مشروطیت ایران را بدرستی یک تجربه ناتمام دانستهاند؛ تجربهای با دستاوردهای مهم و ارزشمند از یکسو و ضعفها و ناکامیهای بسیار از سوی دیگر.
انقلاب مشروطیت ایران را بدرستی یک تجربه ناتمام دانستهاند؛ تجربهای با دستاوردهای مهم و ارزشمند از یکسو و ضعفها و ناکامیهای بسیار از سوی دیگر. شاید بتوان گفت ریشه اصلی بسیاری از علل و عوامل ناکامیهای انقلاب و نظام سیاسی مشروطیت را باید در حضور آفتی به نام افراطی گری و خشونت طلبی در لباس انقلابی گری و غیبت ضرورتی به نام اعتدال جست وجو کرد. اینکه بسیاری از مورخان و پژوهشگران علوم سیاسی و جامعه شناختی، افراطی گری و خشونت طلبی را به جبهه مخالفان انقلاب و نظام سیاسی مشروطیت محدود کردهاند، تحلیل ساده اندیشانه و گمراهکنندهای است که از تبیین دقیق و کامل ماهیت و ابعاد گسترده و پیچیده پدیده افراطی گری در عصر مشروطیت ایران ناتوان است. افراطی گری و پیامدهای ویرانگر آن در هر دو حوزه نظر و عمل، محدود به جبهه استبدادگران سیاسی و مرتجعین مخالف مشروطیت نبود؛ بلکه با درجات متفاوتی بخش قابل ملاحظهای از گروهها و تشکلهای سیاسی انقلابی و مشروطه طلب و بعضی از رهبران فکری و سیاسی انقلاب و نظام سیاسی مشروطیت را نیز در برگرفته بود. در برابر آفت افراطیگری که هم در میان انقلابیون مشروطه خواه و هم مخالفان مشروطه پایگاه وجایگاهی داشت، اعتدال غایب بزرگ عصر مشروطیت در ایران بود.گرچه صدای اعتدال از حنجره افکار و قلم و رفتار سیاسی بعضی از نخبگان فکری و فعالان و رهبران سیاسی عصر مشروطه بیرون میآمد؛ اما این صدا که بر عقلانیت و خرد سیاسی تکیه داشت، در برابر حجم و هجمه صدای افراطی گرایان، مجال چندانی برای شنیده شدن نیافت. در حوزه افراطی گری و خشونت طلبیهای برآمده از آن که عامل مهمی در ایجاد تنگنا برای اعتدال و عقلانیت و آزادی اندیشه و اندیشههای آزاد و حفظ و احترام به حقوق فردی و اجتماعی قانونی و مدنی مردم از جمله مخالفان است، شاهد کژاندیشی و کژتابیهای آلوده به افراطی گری در هر دو جبهه انقلاب و مخالفان آن هستیم. اگر طالبوف روشنفکر و مشروطه طلب به سبب انتشار کتب و آرای متفاوت و مخالف خود با دیدگاه متشرعین افراطی، از سوی آنان تکفیر شرعی شد، یا شیخ فضلالله نوری با حربه شرعی به تکفیر مشروطه طلبان برخاست؛ از سوی دیگر شیخ فضلالله و هم اندیشان او نیز با همان حربه شرعی از سوی بعضی از مراجع دینی مشروطه طلب و رهبران مشروطه خواه، مخالف امام زمان(عج) و «محارب» و «مفسد» تلقی و معرفی شدند. تردیدی نیست بخشی از افراطی گری و خشونت طلبیهای غیر قانونی یا فراقانونی بعضی از افراد و تشکلهای انقلابی عصر مشروطه در واقع واکنشی در مقابل افراطی گری و خشونت طلبیهای مخالفان خواهان براندازی نظام مشروطیت بود؛ اما افراطی گری گروههایی از انقلابیون مشروطه خواه، محدود به مخالفان انقلاب و نظام مشروطیت نبود. افراطی گری و خشونت طلبی جبهه افراطیگرا به نام حفظ انقلاب و نظام، چهره خود را در اختلاف شدید با همکاران انقلابی معتدل ومنتقد و اقدامات سرکوبگرانه علیه آنان نیز نشان داد. پیامد چنین سیاست و اقدامات افراطی، به تزلزل سیاسی و اجتماعی همان انقلاب و نظامی انجامید که انقلابیون افراطی داعیه حفظ و رهبری آن را داشتند. خشونت طلبی گروهی از انقلابیون افراطی مشروطه طلب بر ضد انقلابیون معتدل و خردورز منتقد افراطی گری که گاه لباس تهدید و تهمت و دروغ و شایعه پراکنی بر خود میپوشید وگاه چهره خود را در قالب فشارها و تظاهرات و درگیریهای غیرقانونی و فراقانونی بر ضد اصلاحطلبان و اعتدالیون با هدف واداشتن آنان به تسلیم و عقب نشینی در برابر افکار و مقاصد خود نشان میداد، یکی از مهمترین علل و عوامل تزلزل و بیثباتی سیاسی و ناکارآمدی نظام مشروطیت در بسیاری از حوزهها و نیز سرخوردگی و نارضایتی تدریجی اما مستمر و رو به فزاینده بسیاری از مردم از انقلاب و نظام شد. وجود مستندات و شواهد تاریخی فراوان، از این واقعیت خبر میدهد که انقلاب و نظام مشروطیت ایران به همان اندازه که از دشمنان خارجی خود آسیب و صدمه دیده است، در بسیاری از ناکامیهای خود، قربانی بزرگترین دشمن داخلی خود به نام افراطی گری شد. افراطی گری و پیامدهای ویرانگر آن برای ایران و ایرانیان عصر مشروطه و بازتولید آن در اشکال و ابعاد مختلف در مقاطع گوناگون تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب مشروطیت تاکنون؛ چه در حوزه نظر و عمل، از جمله در نگاه و رفتار افراطی ما نسبت به سنت و تجدد، چگونگی نسبت تقابل یا تعامل میان اسلامیت و ایرانیت و غرب و نیز بسیاری دیگر از حوزههای سیاست، اجتماع و فرهنگ؛ از این واقعیت خبر میدهد که افراطی گری با هر نام و در هر لباسی، یکی از بزرگترین دشمنان ترقی و پیشرفت کشور و منافع ملی و به همان اندازه، اعتدال و عقلانیت، حلقه مفقوده و غایب بزرگ در تاریخ ایران و از بزرگترین نیازها و ضرورتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور و جامعه ایران است. تجربه انقلاب و نظام مشروطیت در ایران نشان داده است که سهم انقلابیون افراطی در تاریخ و جامعه ایران و کتاب انقلاب و نقش و پیامدهای ویرانگر و زیانبار سیاست و اقدامات افراطی گرایانه و خشونت طلبانه آنان چیزی نیست جز تباهی ایران و تزلزل همان انقلاب و نظامی که انقلابیون افراطی داعیه دلبستگی و حفظ آن را دارند.
منبع:ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید