1395/5/31 ۰۷:۲۱
اساس و اصول به وجود آمدن کمیته مجازات، انتقامگیری مسلحانه از برخی رجال دولتی و شناخته شده عصر پس از مشروطه بوده است. کمیته مجازات را باید ثمره اندیشه دو یار ِ غار قدیمی دانست. یکی «اسدالله خان ابوالفتحزاده تبریزی» و دیگری «میرزا ابراهیم خان منشیزاده (منشی اُف ایروانی)» این دو مهره تأثیرگذار در طبقه متوسط مجاهدین مشروطه در سالهای پس از آشنایی با خود چنین عهد میکنند که انتقام توده ملت را از برخی خائنان و متجاوزان به حقوق وطن و ملت از طریق تیغ و تیر گرفته و در نهایت با التزام به این اصل کمیته ترور طلب خود را در سالهای پس از مشروطه پیشرفت دادند.
برگی از تاریخ ترور در ایران معاصر
حامد سرلکی: اساس و اصول به وجود آمدن کمیته مجازات، انتقامگیری مسلحانه از برخی رجال دولتی و شناخته شده عصر پس از مشروطه بوده است. کمیته مجازات را باید ثمره اندیشه دو یار ِ غار قدیمی دانست. یکی «اسدالله خان ابوالفتحزاده تبریزی» و دیگری «میرزا ابراهیم خان منشیزاده (منشی اُف ایروانی)» این دو مهره تأثیرگذار در طبقه متوسط مجاهدین مشروطه در سالهای پس از آشنایی با خود چنین عهد میکنند که انتقام توده ملت را از برخی خائنان و متجاوزان به حقوق وطن و ملت از طریق تیغ و تیر گرفته و در نهایت با التزام به این اصل کمیته ترور طلب خود را در سالهای پس از مشروطه پیشرفت دادند.
مهرههای اصلی کمیته مجازات شجره نامه مغز متفکر کمیته مجازات یعنی میرزا ابراهیم منشیزاده به تبار شیرازی الاصل «بیک کلانتر»های ایروانی میرسد. خانواده وی از مسلمانان ساکن در ایروان ارمنستان به حساب میآمدند. پدر او «کریم خان منشی اُف» سرهنگ قشون قزاق بود، تا جایی که در مدارک تاریخی چنین آمده است که وی ماهانه حقوق 800 تومانی از دولت ناصری دریافت میکرده است[1]. کریم خان منشی اف پس از سفر سوم ناصرالدین شاه از اروپا به سال 1269 ه.ش، از شاه خواستار حکم تابعیت ایرانی میشود، شاه نیز بلافاصله با آن موافقت میکند. او پس از هجرت از ایروان به تهران وارد قشون قزاق میشود. فرزند او ابراهیم پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران و به دعوت «کلنل کاسافسکی» (فرمانده قزاقخانه) وارد قزاقخانه میشود [2]. ابراهیم در سن 13 سالگی وارد قشون قزاق تهران شده و در همان قزاقخانه پس از چند سال به مقام سرهنگی میرسد. در احوال او چنین آمده است که وی از متدینین و رجال نظامی-سیاسی معتبر عصر خود بوده و با درباریان آن عصر حشر و نشری هم داشته است. به نقل از نویسنده کتاب تاریخ مشروطیت (ملک زاده)، ابراهیم منشیزاده در قشون مجاهدان گیلانی و در فتح نهایی تهران تأثیرات عمدهای داشته است. مهم ترین عامل آشنایی وی با دیگر سیاستمدار ِ مؤسس کمیته مجازات (ابوالفتح زاده) به رودررو شدن آنها در یکی از انجمنهای سری عصر قاجار یعنی «انجمن غیرت» باز میگردد. متأسفانه اطلاعات کمی از حالات ابوالفتحزاده در دسترس است. اما اکثریت تاریخدانان معاصر ایران وی را فردی با گرایشهای سوسیالیستی و از دوستان نزدیک ِ نماینده وقت تبریز، «میرزا آقا ابراهیم تبریزی» از اعضای شناخته شده لژ فراماسونری بیداری دانستهاند. گرایش او به نیروی رادیکال تری مانند «حیدر عمو اوغلی» و تأسیس «کمیته طلوعین» نمونه بارز گرایشهای افراطیتر او به بحث انتقامجویی نسبت به منشیزاده است. در نهایت این دو یار تازه به هم رسیده پس از تأسیس کمیته مجازات در شهریور 1295 ه.ش سعی بر جذب نیروهای همفکر خود میکنند. در گام دوم «محمد نظرخان مشکوه الممالک»، «بهادرالسلطنه»، «کریم دواتگر»، «عمادالکتاب»، «رشید السلطان» و «سید مرتضی» هسته اولیه کمیته مجازات را تا پایان سال 1295 تشکیل داده و امور را بین خود این گونه تقسیم میکنند: اسدالله خان ابوالفتحزاده به سرپرستی کمیته اجرایی میرزا ابراهیم منشیزاده مسئول شناسایی سوژههای ترور مشکوه الممالک به سرپرستی کمیته مالی و اداری (تهیه لباس، اسلحه و کاغذ جهت شب نامه) به نقل خود مشکوه الممالک: «برای ابوالفتحزاده تهیه اسلحه به آن قصد سخت بود، لذا از من خواست بونینگی (نوعی اسلحه کمری) به مبلغ سی تومان از دوستی به واسطه خودم تهیه نمایم» [3]. بهادرالسلطنه، عامل نفوذی کمیته در دستگاههای دولتی کریم دواتگر به عنوان عمله اصلی ترور عمادالکتاب به سمت کاتب احکام و شب نامه ها رشید السلطان و سیدمرتضی به سمت وردستی کریم دواتگر آغاز جریان نخستین کسی که کمیته مجازات به قتل وی ممارست کرد «میرزا اسماعیل خان»، رئیس انبار غله تهران بود که در عصر قحطی نان، آذوقه موردنیاز مردم را به قشون انگلستان میفروخت. عامل قتل وی اسلحه کریم دواتگر بود که توسط سید مرتضی و رشید السلطان حمایت شده و در نزدیکی راهآهن شاه عبدالعظیم عمل ترور صورت پذیرفت. از دیگر اشخاصی که به دست این کمیته به قتل رسیدند، «متین السلطنه» مدیر و نویسنده روزنامه «عصر جدید» بود که از کمیته مجازات به نطقها و مقالات تندی انتقاد میکرد و تلویحاً آنها را بیخرد و دشمن با مصالح مردم خطاب میکرد. از دیگر رجل به قتل رسیده عصر پر آشوب پس از مشروطه میتوان به «میرزا محسن مجتهد» اشاره کرد که به دست عملههای ترور کمیته مجازات به قتل رسید. اما به بیراهه رفتن ِ کمیته مجازات باعث آن شد که اندک وجاهتی که داشتند نیز کمرنگ شود. به طور مثال «بهادرالسلطنه» با اخاذی از برخی سران دولتی سعی میکرد که قصه خریدن ِ جان آنها را نسبت به خشم کمیته مجازات کلید بزند. به طور مثال او از «منتخب الدوله»، رئیس خزانه مبلغی را جهت خارج کردن نام این رجل دولتی از فهرست سیاه کمیته طلب میکند و چون این مبلغ دریافت نشد وی را در «خیابان امیریه» به تاریخ 9 تیر ماه 1296 ه.ش به قتل میرساند [4]. این رسوایی بزرگ باعث خشم میرزا ابراهیم منشیزاده شده و بهادرالسلطنه نیز از ترس جان خود مقیم نظمیه گشته و تمامی اسرار کمیته مجازات را برملا میکند. فرجام خونریزی در روز 22 تیرماه 1296 پس از راپرت بهادرالسلطنه، تمامی اعضای اصلی کمیته مجازات دستگیر میشوند. منشیزاده و ابوالفتحزاده اصلیترین مهرههای کمیته به زنجیر کشیده میشوند. میرزا ابراهیم خان منشیزاده در نخستین اعترافات خود چنین گفته است که: «ابوالفتحزاده که سابقاً با من دوستی داشت و تازه از زندان روسها خلاصی یافته بود با من ملاقات کرد و از ناملایمات و خطرات و بدبختیهایی که تحمل کرده گفت... ما احساس کردیم هر دو وضع مشابهی داریم، او به من توصیه و تکلیف کرد انجمن یا جمعیتی تشکیل دهیم تا از این جامعه رفع ظلم کنیم و دست کسانی که به وطن خیانت میکنند را کوتاه کنیم» [5] با پا در میانی برخی از سیاسیون حکم اعدام به نفی بلد تقلیل مییابد و حکم تبعید آن دو به «کلات نادری» صادر میشود. اما دولت به دلیل ترس از زنده ماندن جریان خشونت طلب کمیته مجازات طی پیامی محرمانه به رئیس قشون همراه زندانیان، فرمان تیرباران آنها را در راه سمنان صادر میکند. رئیس قشون «مغیث الدوله» نیز با نمایشی از پیش ساخته آنها را در مسیر دامغان – سمنان رها کرده و پس از چند قدم دور شدن آنها با هیاهو و فریاد به نیت فرار کردن زندانیها، آنها را در تاریخ 11 شهریور 1296 تیرباران میکنند[6]. دیگر اعضای کمیته مجازات نیز یا از طریق حکم قانونی دولت تیرباران یا از طریق پاکسازیهای درون سازمانی کمیته مجازات (پیش از دستگیری سران کمیته) از میان برداشته میشوند. در نهایت طلوع ِ خیرهکننده کمیته مجازات در همان شهریور ماهی کهزاده شد در زمین دفن شد. در آنکه قتلها ذاتاً تقبیح شده بود شکی نیست اما آنکه نیت این گروه بر عقده گشاییهای شخصی بوده است یا مصالح ملی هنوز در بوته ابهام باقی مانده است تا آیندگان در خصوص آنان به قضاوت بنشینند. پی نوشت ها: 1 - خاطرات نخستین سپهبد ایران، احمد امیراحمدی، جلد اول، صفحه 546 2- شرح حال میرزا ابراهیم خان منشیزاده، عباس آشتیانی، صفحه 148 3- روزنامه خاطرات سید محمد کمرهای، به کوشش محمد جواد مرادی نیا، جلد دوم، صفحه 1301 4- خاطرات و خطرات، محمد قلی خان هدایت، صفحه 309 5- اسرار تاریخی کمیته مجازات، جواد تبریزی، صفحه 279 6- خاطرات سیاسی معتمد السلطنه، به کوشش مهدی فرخ، جلد اول، صفحه 10
منبع: ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید