1395/9/24 ۱۰:۴۸
بهتازگی چاپ دهم كتاب «ذهن و زبان حافظ» بهاءالدین خرمشاهی در انتشارات ناهید منتشر شده است. خرمشاهی از حافظپژوهان شناختهشده چند دهه اخیر است و تاكنون چندین كتاب و مقالههای بسیاری درباره حافظ نوشته است. «ذهن و زبان حافظ»، كه اولین كتاب خرمشاهی در حوزه حافظپژوهی بهشمار میرود، در سال ١٣٦٠ نوشته شد و در سال ١٣٦١ توسط نشر نو بهچاپ رسید. سپس نشر البرز و بعد نشر معین این كتاب را منتشر كردند و از آن پس تجدیدچاپ ویراسته دوم و سوم آن را نشر ناهید منتشر كرد.
بهتازگی چاپ دهم كتاب «ذهن و زبان حافظ» بهاءالدین خرمشاهی در انتشارات ناهید منتشر شده است. خرمشاهی از حافظپژوهان شناختهشده چند دهه اخیر است و تاكنون چندین كتاب و مقالههای بسیاری درباره حافظ نوشته است. «ذهن و زبان حافظ»، كه اولین كتاب خرمشاهی در حوزه حافظپژوهی بهشمار میرود، در سال ١٣٦٠ نوشته شد و در سال ١٣٦١ توسط نشر نو بهچاپ رسید. سپس نشر البرز و بعد نشر معین این كتاب را منتشر كردند و از آن پس تجدیدچاپ ویراسته دوم و سوم آن را نشر ناهید منتشر كرد. در ویراست سوم كتاب مقالههای دیگری به كتاب اضافه شده است. خرمشاهی در بخشی از مقدمه چاپ هشتم كتاب نوشته است: «...چون تعداد مقالات بالا گرفت، كار مستحب معرفی آنها را در این پیشگفتار درز گرفتم كه مایه ملال خاطر خوانندگان فرهیخته نشود. همینقدر عرض كنم، بیش از ١٥ تصحیح دیوان حافظ و شرح شعر او و كتابهای حافظپژوهانه در این اثر مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. اغلب مقالات دیگر هر یك درباره وجهی از وجوه هنر یا هنرمندی حافظ است... بعضی مقالات نیز به صورت و ساختار شعر حافظ مربوط است، اصلیتر از همه قرآن و اسلوب هنری حافظ، كه نظریه پاشانی و استقلال ابیات غزل حافظ را طرح كرده است و تكملهاش انقلاب حافظ در غزل است، دیگر دستورمندی در سبك و ساختار سخن حافظ، اعجاز در ایهام و اختلافات قرائت.» خرمشاهی در مقدمه چاپ اول «ذهن و زبان حافظ»، توضیحاتی درباره هفت فصل كتاب در چاپ اولش داده بود. «اسلوب هنر حافظ و قرآن»، به این موضوع پرداخته كه ساختمان غزلهای حافظ كه ابیاتش بیشتر از غزل هر غزلسرای دیگر استقلال، یعنی تنوع و تباعد دارد، بیش از آنچه متاثر از سنت غزلسرایی فارسی باشد، متاثر از ساختمان سورهها و آیات قرآن است كه قرآنشناسان از دیرباز به بیانسجامی ظاهری آن اشاره كردهاند. در بخش دیگر كه «میل حافظ به گناه» نام دارد، كندوكاوی در سیر میل حافظ به می و معشوق شده است. خرمشاهی در اینجا به این موضوع اشاره كرده كه «حافظ مظهر روح اعتدال و اعتدال روح ایرانی است». فصل بعدی «حافظ و انكار معاد؟»، درباره معاداندیشی حافظ است و پاسخ به یكی از محققان معاصر (احسان طبری) كه حافظ را منكر معاد دانسته بود. خرمشاهی پنج نوع معادشناسی در حافظ سراغ كرده و هریك را با نمونههایی مطرح كرده است. در بخش «ایجاز در ایهام»، یكی از ظریفترین گوشههای هنر زبانی حافظ تشریح شده است. در اینجا به این موضوع اشاره شده كه زبان حافظ اوج پختگی و پروردگی زبان شعر فارسی در پایان قرن هشتم –وبهبعد- است و حافظ غزل فارسی را به اوجی دیگر كه «معراج ظرائف لفظی» نامیده شده رسانده است. فصل دیگر كتاب با عنوان «اختلاف قراآت» نیز مربوط به قرائت دوگانه یا چندگونهخواندن یك كلمه یا عبارت است و در اصل مقولهای جدا از اختلاف نسخ است.
منبع: شرق
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید