1395/4/27 ۱۱:۰۳
از دیر باز دیواره ای بسیار ستبر میان دوران پیش و پس از اسلام کشیده می شود. شاید این موضوع از دید رویدادهای خاص تاریخی درست باشد، شاید هم از نظر دگرگونی هایی که بعداً پیش می آید نقطۀ عطفی تلقی گردد؛ اما بر همگان آشکار است که فرهنگ مقطع ندارد. تداوم دارد و ادامۀ فرهنگها به صورتهای گوناگون جلوه گر می شود و ادبیات نیز از این مقوله به کنار نیست.
وقتی سخن از آثار ادبی باستانی ایران پیش می آید، غالباً از زبان بزرگان، شاید هم به طنز شنیده ایم که می گویند: مگر این صدواژه چند نفر متخصص می خواهد؟ ولی آیا واقعاً چند صد واژه است؟
هم چنین کم به گوشمان نخورده است که ادبیات ایران یعنی ادبیات پس از اسلام و در پیش از اسلام مطلب قابل بحثی وجود ندارد.
آیا واقعاً چنین است؟ این ادبیات غنی، زیبا و افتخار کردنی ِ دوران پس از اسلام خود به خود به وجود آمده است؟ مادری نداشته است که آن را در دامن پرمهر خود و با شیرۀ برخاسته از جان این سرزمین بپرورد؟
آشنا سال ششم تابستان 1376 شماره 35
دریافت مقاله
منبع: پرتال جامع علوم انسانی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید