1395/4/9 ۱۴:۰۱
نگاهی بر معماری تکیه میرفندرسکی هرچند مبداء پیدایش تکایا در ایران و بهخصوص کشورهای اسلامی به وضوح مشخص نیست، اما ارایه واژهها و عباراتی با معانی لغوی متفاوت در تعریف واژه تکیه، این فرضیه را روشن میکند که تکیه در زمانهای مختلف کاربردهای گوناگون داشته و کاربرد آن و به تبع، معنا و تعریف آن در دورههای تاریخی تغییر کرده است. در میان دورههای مختلف رشد و شکوفایی اصفهان، عصر صفویه و به ویژه دوره پادشاهی شاه عباس صفوی، یکی از درخشانترین دورههای حیات علمی، فرهنگی و هنری این شهر بوده است.
مرضیه هومانی راد - هادی صفایی پور - سید هادی متولی امامی
نگاهی بر معماری تکیه میرفندرسکی
هرچند مبداء پیدایش تکایا در ایران و بهخصوص کشورهای اسلامی به وضوح مشخص نیست، اما ارایه واژهها و عباراتی با معانی لغوی متفاوت در تعریف واژه تکیه، این فرضیه را روشن میکند که تکیه در زمانهای مختلف کاربردهای گوناگون داشته و کاربرد آن و به تبع، معنا و تعریف آن در دورههای تاریخی تغییر کرده است. در میان دورههای مختلف رشد و شکوفایی اصفهان، عصر صفویه و به ویژه دوره پادشاهی شاه عباس صفوی، یکی از درخشانترین دورههای حیات علمی، فرهنگی و هنری این شهر بوده است. با تسری اندیشههای بدیع شیعی، نقش مدارس دینی در ساختار جامعه احیا شد و پس از مدتی جایگاهی خاص یافتند. با ورود انبوه مدارس دینی، به میان بافت شهرهای بزرگ، عملکردهایی به این فضاها افزوده شد. این مسئله موجب تحولاتی در كالبد و معنای فضاهای مذهبی به ویژه مدرسه، تكیه و خانقاه شد. در این دوره، از یك سو با تغییر نقش اجتماعی تكایا، جایگاه این ابنیه، از فضایی فردی برای آرامش یا مکانی جهت آسایش و اطعام فقرا و دراویش، به یک فضای عمومی با قواعد و آداب خاصی تبدیل شد و از سوی دیگر، تحول جایگاه معنایی تكیه ها، نقشی نمادین به این بناها داد و باعث شد فضاهای مذهبی چندعملکردی با کاربردهای آموزشی، عبادی، مقابر آرامگاهی، اقامتی و حتی تفریحی، در قالب کالبدهای قدیمی خویش، با معانی تازه در كنار هم قرار گیرند. در این میان، تكیه مرحوم حكیم سید روحالله میرفندرسكی، نمونه ای مناسب از این «همزادی تکیه و مدرسه در عصر صفوی» است.
***
تحولات علمی و فرهنگی عصر صفویه
مروری بر شاهکارهای معماری و شهرسازی شهر اصفهان شاهد و نشانهای است که این شهر کهن ایرانی، دورههای متعدد فرهنگی را شاهد بوده است. در میان دورههای مختلف رشد و شکوفایی اصفهان، عصر صفویه و به ویژه دوره پادشاهی شاه عباس صفوی، یکی از درخشانترین دورههای حیات علمی، فرهنگی و هنری این شهر بوده است. در این دوره، «آرامش نسبی کشور تحت حکومت متمرکز صفوی منجر به پیشرفت و افزایش تولید زراعی و صنعتی و رشد شهرنشینی و توسعه روابط تجاری داخلی و خارجی گردید.» (سلطان زاده،1364) در سایه این دستاورد اجتماعی، اندیشهها و باورهای شیعی با اراده و خواست نیروی حاکمه نشر و ترویجی روزافزون یافت. در چنین شرایطی بسترهای شکوفایی حیات عقلی شیعی محیا و موجب شد که جریانهای علمی، حکمی و فلسفی در بیشتر نقاط کشور و به پایتختی شهر اصفهان ایجاد شود. «پس از طی قرون متمادی زمینههای فراهم شده، سبب می شود نوعی از حکمت نه تنها در ایران، بلکه در عراق، سوریه و هندوستان که پیوندهای بسیار نزدیکی با ایران داشتند، رواج یابد. این حکمت که عنوان مکتب اصفهان به خود میگیرد، توسط میرداماد پایهگذاری شده و بهوسیله ملاصدرا اوج میگیرد.» ( نصر، 1365). تداوم حضور و حیات مکتب اصفهان، موجب شد طیف وسیعی از دانشمندان در حوزههای مختلف به کشف، بسط و نشر موضوعات دینی و علمی بپردازند. «افرادی چون میرداماد، میرفندرسکی، ملاصدرای شیرازی، سید احمد علوی، قطبالدین محمداشکوری، ملاشمسای گیلانی، حسین خوانساری، ملا محمدباقر سبزهواری، رجبعلی تبریزی، عبدالرزاق لاهیجی، ملا محسن فیضکاشانی و قاضی سعید قمی در این بستر طلوع کردند. (کربن، 1373) و بهاین ترتیب تاثیری ماندگار بر حیات فکری و عقلی اسلامی و به ویژه شیعی بر جای گذاردند.
تحول نهادهای آموزشی صفوی
با تسری اندیشههای بدیع شیعی، نقش مدارس دینی در ساختار جامعه احیا شد و پس از مدتی جایگاهی خاص یافت و اینچنین«در عصر صفوی و بهویژه در زمان حکومت شاه عباس، مدارس بار دیگر اهمیت سیاسی و اجتماعی خود را بازیافته و مورد حمایت مالی حکومت مرکزی واقع گردیدند.» (سمیعآذر،1376) توسعه و تحول مدارس صفوی از دو حوزه کمی و کیفی قابل بررسی است. در حوزه کمی، عوامل مختلفی چون تمایل دستگاه سیاسی و زمینههای علمی بیان شده، باعث شد تعداد بسیاری مدارس علمیه بنا شوند. « تعداد زیادی مدرسه مذهبی در شهرها بهوسیله علما، بزرگان و حکام و سلاطین احداث شد. شاردن تعداد مدارس اصفهان را 57 باب ذکر می کند». (سلطانزاده، 1364) بنابراین در این عصر « احداث مجموعهای از نهادهای مذهبی و آموزشی برای بسط افکار شیعی، به ویژه تعلیم و تربیت نسل جوان و پرورش مربیان و وعاظ برای اشاعه اعتقادات شیعی اسلامی در عصر شاه عباس و جانشینانش آنچنان فعال و پیگیری گردید که سبب احداث بالاترین شمار مدارس و مساجد تا آن تاریخ شد.» (سمیعآذر، 1376)
در حوزه کیفی نیز تحولاتی در مدارس شکل گرفت. ترویج آموزش عمومی مردم، عاملی شد که در مناطق و محلههای زیادی، مدارس حضور یابند تا سطح دانش عمومی را ارتقا بخشند. «گرایش به بحث درباره موضوعات و مسائل روزمره و ارائه پاسخ دینی بدان ها باعث کارآیی بینظیر آموزش عمومی در عصر صفوی شد و توانست مفهوم آموزش عمومی را از سطحی محدود و صرفا برای تحقیقات عالمانه تا حد کاملا همگانی و فراگیر و قابل اکتساب توسط عموم وسعت بخشد. همین نکته رمز موفقیت برنامه آموزشی صفوی بود که آن را از حیث انسجام و کاربردی بودن برجسته تر از ادوار پیشین اش ساخت.(سمیع آذر، 1376)
به طور خلاصه می توان بیان کرد که « در عصر صفویان دو عامل متاثر بر یکدیگر، تعلیم و تربیت عمومی را عمیقا تحت تاثیر قرار داده و در نهایت توسعه چشمگیر آن را از پس چندین قرن فترت باعث شدند. نخستین عامل، به ساختار سیاسی ایدئولوژیک حکومت صفویان باز میگردد که به طور راسخ و پایداری سرنوشت سیاسی حکومت را به باورهای مذهبی خویش پیوند زده بود. دومین عامل مربوط میشود به ظهور طبقهای جدید مرکب از علما و فقهای شیعی که از نفوذ و استقلال سیاسی و اجتماعی بیسابقهای برخوردار گردیدند1. مجموعه این دو عامل باعث شد تا آموزش صفوی چه در محتوا و برنامه خود و چه در جهت ایجاد محیط کالبدی مناسب به مرتبه ای برتر از تمامی ادوار گذشته ایران نائل شود.» (سمیعآذر، 1376).
تحول معماری مدارس صفوی
آموزههای مکتب الهی اصفهان در عصر صفوی، زندگی و حیات مردم زمانه را در زمینههای مختلف تحتتاثیر قرارداد. با تسری اندیشههای بدیع شیعی در میان لایههای مختلف اجتماعی، هنرمندان، معماران و شهرسازان نیز تلاش کردند تا به نحوی با زبان و بیان خود این مضامین را در آثارشان نمایش دهند. تاثیر این شرایط بر حوزه ساخت و اجرا موجب شد تا معماران مکتب معماری اصفهان، به ساخت سریع و فراوان مدارس بپردازند و عصر طلایی مدارس دینی را شکل دهند. «در این دوره شهر اصفهان در پیشاپیش شهرهای مرکزی و شمالی ایران، بستر توسعه مدارس جدید با الگوی معماری سنتی بود. از نظر ترکیب کلی پلان آرایش چهار ایوانی کماکان ویژگی اصلی این مدارس بود.» (سمیعآذر، 1376). در عرصه عملکردهای موجود در مدارس نیز تغییرات عمده ای شکل گرفت. با ورود انبوه مدارس دینی به میان بافت شهرهای بزرگ، عملکردهایی به این فضاها افزوده شد. یکی از این موارد، حضور مقبره افرادی چون واقف بنا یا استادان مدرسه در میان دیگر فضاهای معماری مدارس است. «با توجه به این كه اعتقاد اهل سنت مقبرهسازی برخلاف قوانین اسلام است. با احتیاط میتوان گفت که در قرون نخستین و سدههای میانی اسلامی، قرون 7 تا 16 مدرسه، دستاویزی برای احداث آرامگاه بوده است.» (جاوری،1380).
« تدفین واقف در مدرسه اش روزبهروز بیشتر می شد و در دوره تیموری بهویژه در ماوراءالنهر، ساخت آرامگاه درمدرسه رواج بسیار یافت و مقبره واقف بخشی از مدرسهاش شد. از این روست که مقبره منفرد متعلق به این دوره، به خصوص در شرق ایران و ماوراءالنهر به ندرت به چشم می خورد. به علاوه مقبرهسازی در مدارس به حدی اهمیت یافت که به نظر می رسد در برخی از مدارس کوچک مثل نمونه های موجود در شهر مشهد (مدرسههای دودر، پریزاد و بالاسر) ترکیب مسجد و مقبره با مدرسه از فضای مفید و قابل استفاده برای ساکنان حجرهها کاسته باشد. در ادامه این روند مدرسههای ماوراءالنهر، پس از این که در آنها مقبرهای برای واقف ساخته می شد با گذشت زمان بدل به مقبره خانوادگی یک سلسله می شد. سنت ساخت مقبره واقف در مدرسه که در قرون میانه اسلامی 12 تا 16 شکل گرفته و در دوره تیموری کاملا رایج شده بود، پس از ظهور سلسله صفوی به عللی که نمی دانیم به ناگاه متوقف شد. به طوری که در شهر اصفهان، پایتخت صفویان كه دربردارنده بیشتر مدارس این دوره بود، به جز مدرسه جلالیه هیچ نمونه ای از این گونه بنا وجود ندارد. (جاوری،1380).
به نظر می رسد که پاسخ اساسی این مسئله در فرضیه هیلن براند ارایه شده است. از منظر وی، حضور مقابر در میان مدارس آنچنان توسعه یافت که پس از مدتی حتی ماهیت این بناها را تغییر داد و آنها را به صورت مجموعهای از مقابر یا در هیئت خانقاه یا تکیه باقی گذارد. هیلن براند، با تاکید بر امکان ترکیب مدارس و خانقاه، این مسئله را اینچنین توضیح می دهد: «صدها مدرسه از قرن دهم به این سو ساخته شده اند. غیبت آنها در میان بناهای باقیمانده معماآمیز است. زیرا نمایندگان تقریبا تمام دیگر انواع بناها به وفور باقی مانده اند. چنین به نظر می رسد که ممکن است مدارسی واقعا باقی مانده باشند ولی نه به همین نام ... با این یادآوری که عملکردهای مدرسه به عهده بناهایی واگذار می شد که نام مدرسه نداشتند به سرعت تاریخ خانقاه را که میتواند نهادی همزاد با مدرسه توصیف گردد مرور می کنیم. خانقاه صرفا یکی از انواع بناهایی است که هم از نظر شکل و هم به لحاظ عملکرد میتواند با مدرسه مرتبط باشد. این واژه معمولا اشاره به بنایی دارد که اعضایی را از یک مشرب عرفانی در خود جای می دهد.» شاید بتوان علت ترکیب تکایا و خانقاهها با مدارس را با توجه به فضای سیاسی صفوی دریافت. با وجود یک تصور عامیانه در عصر صفوی، هیئت سیاسی مخالفتهای زیادی با برگزاری برنامههای خانقاه ابراز کرد. «خانقاهها تا دوره صفویه از رونق زیادی برخوردار بودند، صفویان علی رغم اینکه از همین مراکز برآمده بودند، برخوردهای تندی با جماعت خانقاهنشین داشتند بهگونهای که منجر به حذف تدریجی خانقاه و خانقاهنشین (به استثناء فرقههایی که تا دوره حاضر دوام آورده اند) شد» (ملازاده،1381). جهت تحلیل دقیقتر این پدیده عصر صفوی، نیاز است تا در ادامه مروری بر مفهوم تکیه، خانقاه و معانی همسنگ این فضاها داشته باشیم و چگونگی سیر تحول آنها را بررسی کنیم.
معنای تکیه و خانقاه
لغتنامه دهخدا در تعریف واژه تکیه به معانی مکان بودن فقرا، خانقاه و منزل دراویش، جایی که در آن به دراویش طعام دهند و منزل یا محل اجتماع صوفیان اشاره دارد. او همچنین به معانی محل آسایش، حسینیه که در آن روضه خوانند و جای تعزیهخوانی نیز اشاره کرده است. در این منبع خانقاه، معرب واژه خانگاه و مرکب از دو کلمه خانه و گاه است که با مفاهیم مکان بودن مشایخ و درویشان، منزل یا محل اجتماع صوفیان و رباط تشریح شده است. در فرهنگ معین نیز، تکیه به معنای «محل نگهداری تهیدستان، جایی وسیع که در آن مراسم عزا و روضهخوانی برپا میکنند» خوانده شده و واژه خانقاه معرب خانگاه، در معنای خانه، سرا و به طور کامل، محل درویشان و مرشدان که در آن سکونت کرده و رسوم و آداب تصوف را اجرا کنند، تعریف شده است. «برای تکیه دو تعریف لغوی شده است، یکی آنکه آن را کلمهای عربی دانسته و به معنی محل یا موضعی که به آن پشت داده می شود و در اصطلاح به معنی خانقاه و محل برگزاری تعزیه می داند. در تعریف دیگر از استاد پیرنیا آن است که تکیه به معنی بنای بلند است.»(سلطان زاده،1362)
با توجه به تحلیل تعاریف واژه تکیه و خانقاه در لغتنامه دهخدا و معین، این گونه استنباط میشود عباراتی که برای تعریف واژه تکیه به کار رفته، مانند مکان بودن فقرا و دراویش یا محل آسایش، حسینیه که در آن روضه خوانند و همچنین جای تعزیه خوانی، از نظر زبان فارسی امروز مشخصکننده فضایی واحد به نام تکیه نیست. در تعریف واژه تکیه، به لغاتی اشاره شده که در باطن و معنا از هم دور هستند و در زبان فارسی مترادف هم بهکار نمیروند. در ابتدا، بهکارگیری این عبارات در کنار یکدیگر برای تعریف واژه تکیه، این فرضیه را برای ما روشن می کند که تکیه در زمان های مختلف کاربردهای گوناگون داشته و کاربرد آن و به تبع، معنا و تعریف آن در دوره های تاریخی تغییر کرده است و به سیر تحول آن در طول زمان اشاره غیرمستقیم دارد. با توجه به تحلیل تعاریف واژههای فوق، میتوان پذیرفت که تحولات اجتماعی در جامعه صفوی در پرتو تشیع و یکپارچه شدن ایرانزمین تحت حمایت حکومت صفوی، اندیشههای بدیعی ایجاد کرد. انتقال این نگـرش به عـوام و خـواص (علمای دینی) جامعه، سبب انتشار اندیشهها و بروز فعالیتهای نوینی مانند آموزش همگانی، در فضاهای آموزشی و مذهبی شد. این امر سرمنشاء تغییر کارکرد فضاها، مفاهیم و بازشناسی وظایف آنها و موجب شد فضاهای جدیدی در قالب مکانها و كالبدهای گذشته، با نامی نو، عملكردها و مصداقهای جدید پدیدار شود. در ادامه، برای شفاف شدن این تغییرات، سیر تحول تاریخی تکایا را بررسی میکنیم.
سیر تحول تاریخی تکیه
«مبدا پیدایش تکایا در ایران و به خصوص کشورهای اسلامی به وضوح مشخص نیست. از ابتدای تهاجم مسلمانان به ایران، به علت جهان بینی اسلامی و در پرتو تعالیم مذهبی آن، سرعتی شگرف در شهرنشینی رخ داد و به سرعت مراکز و عناصر مهمی مثل بازار و مساجد جامع، که شاهرگ حیاتی شهرها محسوب می شدند، شکل گرفته و رو به فزونی یافتند. مساجد جامع تا حمله و استقرار مغول با رونق چشمگیری، فعالیت های فراوانی را چون فعالیتهای عبادی، قضایی، آموزشی و حتی گذران اوقات فراغت را در خود جای می دادند که پس از آن به علت انجماد فکری اولیای وقت، بهتدریج منجر به حذف فعالیت های آموزشی و تعلیم علوم عقلی گردید که سبب پیدایش حسینیه ها و تکایا در اواخر دوره صفوی و قاجاریه شد2 و تاحدی از یگانگی آن در شهرها کاسته شد. مراکز عصر صفویه بهخاطر انجام مراسم عزاداری به حسینیه شهرت یافتند اما در دوره بعد با اینکه بهتدریج تعزیه ها و نمایشهای مذهبی نیز در این مکان رخ می داد ولی نام آنها تغییر نکرد در نهایت در اواخر دوره زندیه و اوایل دوره قاجار اگر فضایی را برای تعزیه می ساختند یا برای نخستین مرتبه در نظر می گرفتند آن را تکیه می نامیدند. (سلطان زاده، 1362).
هیلن براند درکتاب معماری اسلامی، به مردمی بودن تکایا و این نکته اشاره كرده که جزو بناهای عمومی محسوب میشود. وی با اشاره به سخن آندره گدار مبنی بر به وجود آمدن بناهای عمومی بر اساس الگوی خانه شخصی، بیان می کند كه هیچ نمونه ای از چنین خانه ای در دست نبوده و نظر وی را با اینکه نغز است، یک حدس و گمان می داند. پیشتر به نزدیكی معنایی واژه تكیه، با خانقاه در لغتنامهها و فرهنگهای لغت اشاره شد. بر این اساس و با توجه به اعتقاد هیلن براند، مبنی بر کاربرد لغات تکیه وخانقاه، در فضاهایی با الگوهای رفتاری مشابه، برای دستیابی به تصویری كلی از معماری تکایا، اصول کلی معماری خانقاه مرور می شود. «اصول کلی طرح خانقاه عبارت از یک حیاط مرکزی است که اطراف آن رواق قرار دارد و از طریق همین رواق ها می توان به حجره ها دسترسی داشت. خانقاه همچنین دارای تالار وسیعی در جهت قبله است که برای حلقههای ذکر و نماز به کار می آید. الحاقات بیشتری نظیر مسجد، مطبخ یا حمام اختیاری بوده است. از این لحاظ، خانقاه با مدرسه تفاوت های بسیار اندکی داشته است ... ظاهرا خانقاه از دنیای شرقی ایرانی در خلال قرن دهم نشات گرفت و این صوفیگری بود که بر این نهاد تسلط داشت. خانقاه در سادهترین شکل آن خانه ای بود که در آنجا تسهیلاتی برای اجتماع، نیایش و زندگی جمعی وجود داشته است.»( هیلن براند،1383)
نمونههایی از ترکیب تکیه و مدرسه، در برخی نقاط تخت فولاد اصفهان وجود دارد. یکی از تکایایی که بنا بر فرضیه ای، در ابتدا به صورت مدرسه بوده که به تکیه میر مشهور است در بخش بعد مورد بررسی قرار می گیرد. در منابع تاریخی، تکایایی چون تکیه میرفندرسکی، تکیه خاتونآبادی در تخت فولاد اصفهان، نمونههایی از مدارسی خوانده شدهاند كه در عصر صفوی به تكیه تبدیل شدهاند. در ادامه به عنوان نمونه موردی، سیر تحول تکیه متعلق به حكیم میرفندرسکی، معروف به تكیه میر، بررسی و مطالعه میشود.
تکیه میر در تخت فولاد اصفهان
تخت پولاد (تخت فولاد) در اصفهان نام گورستانی تاریخی و قدیمی است كه اكنون در محدوده شهری اصفهان واقع شده است. این گورستان در طول تاریخ به نامهای "لسان الارض" و "بابا ركنالدین" شهرت داشته و هم اكنون به تخت فولاد معروف است. اظهارات و اشارات برخی رجال نامآوری چون حافظ ابونعیم اصفهانی، میرزاحسن خان جابریانصاری و برخی دیگر از این مكان گویای قدمت تاریخی آن است. اشاره شده كه قبر حضرت یوشع در آنجا، از حدود دو هزار سال قبل یعنی زمانی كه بخت النصر، یهودیان را از فلسطین كوچانید و برخی از آنان را در اصفهان جای داد، حاكی از اهمیت شهر اصفهان و این گورستان تاریخی است. اوج اعتبار و شهرت تخت فولاد در دوره صفویه بود. شکوفایی تخت فولاد به جایی رسید که این مزار مقدس پس از قبرستان بقیع و وادیالسلام نجف بیشترین بزرگان تشیع را در خود جای داده است. این مجموعه علاوه بر هویت تاریخی و مذهبی خود شکوهمندترین و شریفترین آثار هنری، حجاری، خطاطی و معماری اسلامی و ایرانی را در خود جای داده است. (عقیلی،احمد. نیلفروشان،محمدرضا.1383)
تخت فولاد در عصر صفویه به صورت قبرستان همگانی شهر نبوده است،3 تعداد تکایا و مقابر تخت فولاد عصر صفوی را حدود 400 عدد گفتهاند در این منطقه باغها یا عمارات متعدد و زیبایی وجود داشته و بهجز حمام بازارچه و مسجد دارای مهمانسرا، خستهخانه و تکایای متعددی بوده که اکنون آثار بازمانده از آنها ناچیز است. «از دوره صفوی رفتهرفته بخشی از باغهای آن عصر به منازل مسکونی تبدیل شده و بخشی نیز مدفن علماء و سفرا و دانشمندان گردیده که درآنجا می زیستند مانند تکیه میر فندرسکی و تکیه واله و... .»(شفقی،1381). برای رسیدن به تکیه میرفندرسکی باید از اواسط خیابان جهانگیرخان قشقایی، از کوچه باریکی که به سمت شرق جدا میشود و به کوچه تکیه میر معروف است، عبور کرد. در اوایل این کوچه، قبرستان کوچکی در پس دیواری طویل وجود دارد که اگر وجود تابلوی راهنما نباشد در حقیقت مجموعهای پنهان در پس دیوار کوچه خواهد بود. این قبرستان کوچک آرامگاه خطاط شکستهنویس دوره زندیه، یعنی درویش عبدالمجید طالقانی است. در ضلع شمالی این قبرستان تکیه وسیع میرفندرسکی قرار دارد (فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384) که صحن و اطاقهای اطرافش مملو از قبور رجال و نساء است. تکیه میر در حال حاضر از باصفاترین و منزهترین تکایای تخت فولاد است. شعبه مادی شایج که به آب دویست و پنجاه می رسد از حوالی همین تکیه(و سابقا از خود تکیه) عبور و حوض و باغچه ها را مشروب می کند. (همایی 1381) تکیه میر از آن حیث مورد ارزیابی است که به ظن قریب به یقین، مدرسه عالی میرفندرسکی، عالم عارف، ادیب شاعر، حکیم وفیلسوف بزرگ عصر صفوی بوده که به همراه شیخ بهایی و میرداماد مکتب فلسفی اصفهان را پایه ریزی کردند. این تکیه در بخشی از اراضی شمال غربی گورستان تخت فولاد قرار دارد.
تاریخچه تکیه میر
از زمان صفویه، کتب و متونی که در مورد تاریخچه تکیه سخن رانده باشند، انگشت شمارند. آنان فقط به زندگانی میر و مرگ وی اشارت دارند تا معرفی تکیه و آرامگاهش. از کتب دوره قاجار نیز منابع اندکی به معماری تکیه میر اشاره کردهاند، هرچند مختصر ولی حاوی اطلاعات ارزندهای است. (فقیهمیرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384)
سنگ بنای اولیه و تاریخ احداث تکیه میر بهدرستی مشخص نیست. از میان گمانهزنیها و تحلیلهای منابع مختلف، می توان دو فرضیه اساسی مطرح کرد. فرضیه نخست، اساس این بنا را بقایایی از تکیه بابا لکات می داند. استاد همایی با چنین اعتقادی در مورد تکیه میر می نویسد: «آنچه برای بنده به ظن متأخم به علم به نظر می رسد اساس این تکیه متعلق است به مقبره و خانقاه بابا لکات که شرح آن را شاردن فرانسوی در سفرنامه خود نوشته است. در این محل خانقاه و مضیف خانه بزرگی بوده که اختصاص به درویشان داشته و در این حوالی عماراتی از بازارچه و حمام و یخچال و دکاکین و خانههای مسکونی بوده که عوایدش بر این درویشخانه وقف بوده وموقوفاتش به تدریج از بین رفته است» (همایی، 1381). فرضیه دیگر، این بنا را بقایای به جا مانده از مدرسه عالی میرفندرسکی می داند. «میرزا حسن تحویلدار اصفهانی از تکیه میر به عنوان مدرسه ای عالی مشتمل بر صحن و حجرات و مکان زندگی میر یاد کرده است» (فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384). در بسط این فرضیه باید گفت که «در میان مدارس بر جا مانده از سلسلههای اسلامی ابینهای وجود دارد که بانی و واقف آن و بعضاا خانواده وی در آن دفن شدهاند و پس از فوت صاحبش به اسم خودش نامگذاری می شد و همچنان به کار خود ادامه می داد» (جاوری، 1380).
نگاهی تحلیلی به مستندات موجود در بنا به انتخاب فرضیه سازگارتری کمک میکند. قدیمیترین تاریخ موجود در این تکیه مربوط به سنگ قبر مرحوم میرفندرسکی است که تاریخ 1050هـ .ق روی آن حک شده است. در صورت صحت فرضیه دوم، تاریخ احداث به زمان قبل از درگذشت میر یعنی 1050 هـ . ق باز میگردد. وجود کتیبهای از میر عماد حسنی در ایوان شرقی ( تصویر 15 ) نیز شاهد این مدعاست. در صورتی که این کتیبه را اصل بدانیم و با در نظر گرفتن تاریخ شهادت میرعماد، می توان تاریخ احداث تکیه را به قبل از سال 1024 هـ.ق نسبت داد. بعد از این تاریخ، قدیمیترین تاریخ منقوش بر سنگ قبرهای موجود به تاریخ 1105 باز می گردد. سنگ قبرهای بعدی به ترتیب برای سال های 1111، 1197 و 1199 هـ .ق هستند. آنچه از بررسی تاریخ سنگ قبور موجود در تکیه برداشت میشود، آن است که تا اوایل قرن 12 به مدت 55 سال، به جز دفن چند نفر از وابستگان میر از جمله سید روح الله میرفندرسکی و میرزا ابوطالب، نوه ایشان، در این تکیه تدفینی صورت نگرفته است. بنابر این به نظر میرسد این مکان، در این ایام همچنان توسط شاگردان میر به عنوان مدرسه استفاده میشده است. با توجه به مباحث بیان شده در خصوص تبدیل برخی مدارس دینی به تکیه و خانقاه در عصر صفوی و تطابق منابع نوشتاری تاریخی با تحلیل مستندات موجود در بنا، میتوان صحت فرضیه دوم را پذیرفت و تکیه میر را به عنوان مدرسه ای عالی در زمان حیات حکیم میرفندرسکی و مکانی برای ترویج و نشر اندیشه ها و رشد شاگردان او تا سال های پس از فوتش دانست.
معماری تکیه میر
بنابر آنچه نگاشته شد، تکیه میر متعلق به عصر صفوی و دارای ویژگیهای این عصر است. سادگی طرحها که منجر به فضاهای چهارپهلو (مربع) یا مستطیل در بیشتر ساختمانها می شود و همچنین پیمون بندی و بهره گیری از اندامها و اندازه های یکسان در ساختمان و آشکار بودن سادگی طرح در بنا (معماریان،1383، ص279) در ساختمان تکیه میر به وضوح دیده میشود. البته تکیه میر در دورههای مختلف دستخوش تغییرات زیادی شده است. این تغییرات مطابق یک برنامه خاص و مدیریت واحد انجام نشده است؛ به طوری که تشخیص اندامهای اولیه بنا را تا حدودی مشکل و چهره واقعی بنا را مخفی میکند. تغییرات زیادی که هنگام مرمت بنا رخ داده، حکایت از تخریب آن در قرن دوازدهم تا سیزدهم دارد. تعدادی از مورخان این تخریب ها را به افاغنه نسبت می دهند که هنگام غلبه بر اصفهان آثار زیادی از دوره صفویه را نابود کردند. در دوره زندیه تکیه و قبرستان جلوی آن مورد استفاده بوده و در زمان قاجاریه تعمیرات و ساختوسازهای زیادی در آن انجام شده و الحاقات زیادی به آن صورت گرفته است از جمله تعمیراتی که در سال 1305 ه .ق . توسط رکنالملک شیرازی نایب الحکومه اصفهان صورت پذیرفته است. از جمله تعمیرات و تغییراتی که در بنای تکیه بهوجود آمده، الحاقاتی است که در سال 1322 ه . ق . در زمان مظفرالدین شاه، بعد از دفن غلامرضا بختیار سردار بختیاری در ایوان غربی انجام شده است. احداث دیوار بلند جلوی ایوان و ایجاد سقف در داخل ایوان و تقسیم بنای آن به دو طبقه، از جمله الحاقات به شمار می رود.( فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384)
با این وجود، تغییرات متعدد در بنا این باور را استوار می کند که تکیه میر، تکیه ای مردمی و مورد استفاده عموم به خصوص در دورههای اخیر (اواخر قاجار و دوره ی پهلوی) بوده است. برای بررسی بیشتر این موضوع به معرفی بنا می پردازیم. این مجموعه نزدیک به 18 هزار متر مربع مساحت دارد که شامل سردر، صحن، حجرهها، ایوان ها و دو تکیه متصل به آن (تکیه بختیاریها و تکیه صمصام السلطنه) است که در حقیقت جزو پیکره مجموعه تکیه میر کنونی به شمار میرود. سردر تکیه: سردر ساده تکیه میر، شامل ایوان نه چندان بلندی است که نیم طاق آن با مقرنسهای ساده اما زیبا تزیین شده است. وجود دو طاقنمای بلند و باریک با طاق جناغی، در طرفین ورودی از یکنواختی سردر می کاهد. این سردر رو به جنوب و مشرف بر قبرستان درویش عبدالمجید طالقانی است. بر بالای در ورودی نیز کتیبه ای کوچک متشکل از یک قطعه کاشی به خط ثلث سفید در زمینه لاجوردی عبارت" بسماللهالرحمنالرحیم و به ثقتی سنه 1296" به چشم می خورد(فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384).
صحن تکیه میر: تکیه میر نیز مانند مدارس متعدد دیگر این دوره و بنا بر انتظار، دارای یک حیاط چهار ایوانه است که «هرچند ایوان شرقی تخریب شده و ایوان شمالی نیز از مقیاس ایوان های بزرگ دوره صفوی برخوردار نیست لیکن مقایسه ابعاد این دو ایوان با حجرات اطراف، شمای دو ایوان ضلع شمالی و شرقی را نمایان می کند.» (فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی،1384) صحن تکیه حیاط مرکزی وسیع و مستطیل شکلی به ابعاد 5/44 × 5/50 متر را شامل می شود و حجرات اطراف صحن احتمالا محل اسکان طلابی بوده که در محضر درس میرفندرسکی حاضر می شده اند و از آن جمله حجره ای ست که خط میرعماد در آن گچبری شده و مشهور است این اتاق مکانی بوده که هنرمندان و استادان بزرگ خط در آن حضور می یافتند و مستقیما از روی این خط زیبا مشق می نمودند(عقیلی،سید احمد. نیلفروشان،محمدرضا.1383) «تعداد این حجرات 26 عدد بوده که البته تعمیرات و بازسازی های دوران قاجار و قرن اخیر در تعداد و ابعاد حجرات تغییراتی ایجاد کرده است. در ضلع غربی 4 حجره، ضلع شمالی 9 حجره، ضلع شرقی 6 حجره و ضلع جنوبی 7 حجره ساخته شده است.» (فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384) در گذشته حوض بزرگی در وسط صحن وجود داشته که آن را پر کرده و در محل آن درختان کاج کاشتهاند. (تصاویر 5و 6و 9).استاد همایی در کتاب تاریخ اصفهان مجلد ابنیه و عمارات به این مطلب به این گونه اشاره میکند: «سابقاً که ما دیده بودیم حوض بلندبالایی سرتاسر تکیه از غرب به شرق وجود داشت با چندین فواره، که بعدا قسمت عمده حوض را پر کردند.»(همایی،1381)حوض فعلی در کنار سکوی مقبره میر پس از انباشتن حوض قبلی احداث شده است. قبر میر بدون هیچ گونه بنایی در صحن تکیه قرار دارد. علت آن است که وصیت کرد مرقدش را در فضای آزاد و در معرض مستقیم نور آفتاب قرار دهند. قبر او روی سکوی بزرگی قرار دارد و در ضلع غربی این سکو متن سنگنوشته وی نسب شده است. در نزدیکی ایوان شمالی درخت کاج کهنسالی وجود دارد به طوری که برخی از مورخان عمر این درخت را به 400 تا 500 سال پیش نسبت داده اند. این درخت در دوره معاصر پس از آنکه تکیه میرفندرسکی از عرصه تحولات اجتماعی کنار گذاشته و متروکه شد، رو به فرسودگی و خشکی نهاد. این درخت را می توان به نحوی شناسنامه تکیه میر خواند به طوری که با تولد تکیه میر، متولد شده و با حیات آن زندگی کرده و با مرگ تکیه میر خشکیده شده است. در ایوان غربی که بالای سر قبر میر محسوب میشود اتاق ارسی زیبایی وجود داشته و دارای حوض کوچک مرمری بوده است. این ایوان بلندترین ایوان تکیه میر و از آثار دوره صفویه است. بررسی منابع تاریخی نشان می دهد که این مکان، محل زندگی مرحوم میرفندرسکی بوده است. از سال 1322 هـ . ق به بعد به این ایوان الحاقاتی افزودند و با احداث سقف کوتاهی ایوان را به دو طبقه تقسیم کردند. وجود دو کتیبه گچبری زیبا در اتاق زیرین که دارای ابعاد 3/4 × 5/4 متر است، این ایوان را به یکی از نفایس هنری تبدیل کرده است. (فقیه میرزائی ، مخلصی ، حبیبی ، 1384 )کتیبه اول یکی از زیباترین آثار باقیمانده از خطاط معروف دوره صفوی، میرعماد حسنی قزوینی است. این کتیبه شامل ده بیت از غزل معروف حافظ شیرازی است. متن کتیبه به خط نستعلیق بسیار زیبایی بر سه ضلع شمالی، غربی و جنوبی دیوار با قلم دو دانگ گچبری شده است.
روضه خلد برین خلـوت درویشانست مایه محتشمی خدمت درویشانست
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد منظری از چمن نزهت درویشانست
کتیبه دوم شامل سه بیت با دو مطلع، به خط نستعلیق و با همان دانگ قلم بر دیوار روبهروی ورودی در بالای کتیبه میرعماد نوشته شده، بیت میانی که دارای مطلع جدای از دو بیت دیگر بوده شامل بیت ذیل است:
علی را قدر پیغمبر شناسد که هرکس خویش را بهتر شناسد
مطلع دیگر، شامل دو بیت در طرفین بیت بالا به شرح ذیل است:
جای فیض علی چو تکیه میر شد ز فیض خدای فیض علی
فیض فیاض گشت و شد تاریخ این مکان باد جای فیض علی
مصرع آخر بر حسب حروف ابجد 1194 ه.ق می شود. از این ماده تاریخ چنین برمی آید که یکی از عرفای قرن دوازدهم هجری به نام فیض علی در این مکان گوشه خلوت گزیده و بر همین اساس، برخی از مورخان و محققان این اتاق را به تکیه میر نیز تعبیر کردهاند. اتاق جنوبی ضلع غربی که مدفن میر قلیخان ضرغام لشگر فرزند مهدیخان است، به سبک قدیمی با طاق های جناغی و تویزه بازسازی شده است. اتاق سمت راست نیز اتاق کوچکی با سقف گهوارهای با طاقچههای متعدد است. معماری این اتاق به همان سبک قدیمی باقی مانده و راهپله اتاق فوقانی آن در سمت چپ اتاق قرار دارد. پس الحاقات اضافی که بر ایوان غربی تحمیل شده و ایوان را به دو طبقه تقسیم کرده، از راهپله این اتاق سوراخی به طبقه فوقانی ایوان گشودهاند. این اتاق ها دارای طاق و تویزه و رفهای عمیق است. (فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384)
ضلع شمالی صحن شامل یک ایوان کوچک مرکزی با دو راهرو در کنار است. از این راهروها میتوان به حیاط شمالی راه یافت. در سمت راست این ایوان و راهروها چهار اتاق و دو راهروی کوچک و در سمت چپ آن 5 اتاق احداث شده است. در گوشه شمال شرقی، اتاق بزرگی قرار دارد که تعدادی سنگ قبر با حجاریهای برجسته در آن وجود دارد. این سنگ قبر متعلق به خاندان نادری بختیاری است که متاسفانه در سال های اخیر بدون توجه به اصول معماری اولیه تکیه به تعمیر حجرههای آن اقدام کرده و به جای سه در ورودی در هر حجره، یک در با دو پنجره ساختهاند. ضلع شرقی صحن شامل یک ایوان و دو راهروی جنب آن بوده که ارتباط ایوان حجرات ضلع شمالی را با یکدیگر برقرار میکرده است. این ایوان و اتاق و دو راهرو جنب آن ویران شدهآاند. در هر طرف ایوان مزبور دو حجره قرار دارد که با معماری اضلاع دیگر متفاوت است. آرامگاه حافظ الصحه طبیب ظل السلطان در اتاق سمت چپ این ایوان قرار دارد؛ راهرویی که در گوشه جنوب شرقی صحن وجود دارد ارتباط بین صحن میر با تکیه صمصامالسلطنه را برقرار می کند. ضلع جنوبی صحن که مهمترین قسمت آن ایوان بلندی است که در وسط ضلع جنوبی قرار دارد و دارای ارسی ها و پنجره های مشبک با شیشههای رنگین متصل به اتاق بختیاری هاست. تغییر سبک بنا در قسمت میانی ضلع جنوبی، این ادعا را ثابت می کند که در دوره قاجار نسبت به احداث مقبره خانوادگی سران بختیاری اقدام شده و اتاق های مزبور با ارسی های زیبا روی ایوان جنوبی دوره صفوی و حجرههای کناری آن احداث شده است. طاق های ایوان حجرههای این ضلع متفاوت است. اتاق کنار سقاخانه، دارای ورودی با طاقهای هلالی و به صورت سه دری است. به نظر میرسد که قدیمیترین فرم طاقهای باقیمانده بنا باشد که از گذشته برجای مانده است. این نوع طاق ها در ضلع شمالی و ضلع شرقی نیز به چشم می خورد. در صورتی که ایوان جلوی اتاق دوم مقبره بختیاریها از سقف تخت با قاببندی برخوردار است که بر روی یک ستون چوبی با نمای گچی و سرستون گچبری ساده استقرار یافته است. تغییر سبک بنا در قسمت میانی ضلع جنوبی این ادعا را ثابت می کند که دوره قاجار نسبت به احداث مقبره خانوادگی سران بختیاری اقدام شده و اتاقهای مزبور با ارسیهای زیبا ب روی ایوان جنوبی دوره صفوی و حجرات جنبین آن احداث گردیده است. ازاره ضلع جنوبی از سنگ خاکستری لاشتر است که با حجاریهای ترنج، گل و بوته و نقوش جالب تزیین شده است. لازم به توضیح است که در جلوی ایوان جنوبی سنگابی از دوره صفوی قرار دارد که در گذشته، قبل از احداث سقاخانه، آب شرب زائرین را تامین می کرده است(فقیه میرزائی، مخلصی، حبیبی، 1384).
سقاخانه: از دیگر متعلقات تکیه میر، سقاخانهای است که دارای سه طاق هلالی و یک نورگیر دایره است. در قسمت فوقانی طاق هلالی وسط بودخ دو هلالی طرفین، از پوشش شبکه های آجری با تزیینات معقلی برخوردار است و هلالی وسط دارای یک ارسی بالارونده بوده که در مواقع لازم جهت عدم دسترسی زائرین به منبع آب و احتمال آلوده شدن، این ارسی پایین کشیده می شد. داخل سقاخانه از دو قسمت تشکیل شده، قسمت اول، حوضچه یا مخزن آب است و قسمت دوم شامل چاه آبی است که آب سقاخانه را تامین می کرده و به وسیله چرخ چاهی که در پشت آن تعبیه شده از چاه آب میکشیدند دیوار حائل بین این دو قسمت، در گذشته دارای تزیینات کاشیکاری از خشت های فیروزهای با حاشیهای از کاشی های هفت رنگ بوده که این تزیینات مربوط به دوره قاجار بوده و امروزه آثار کمی از آن باقی مانده است. ورودی تکیه میر در گوشه جنوب غربی تکیه و در ضلع جنوبی آن قرار دارد(عقیلی،1389). در ضلع جنوبی تکیه میر، تکیه ای دیگر به نام تکیه بختیاریها موجود است که با توجه به تنوع کاربری و تزیینات نیاز به بررسی جداگانه ای دارد. قابل ذکر است که این تکیه مدفن سردار اسعد بختیاری است که در جریان نهضت مشروطه نقشی اساسی داشت. به طور خلاصه باید بیان کرد، هرچند که منابع تاریخی و تحلیل های مورخان، بر مدرسه بودن بنای آغازین تكیه اشاره میكنند، و با وجود برخی از ویژگیهای معماری مدرسه كه در این تکیه دیده می شود اما به دلیل تغییرات متعددی که در دوره های مختلف در این بنا اجرا شده است، با استفاده از مستندات بنا به تنهایی، نمی توان به الگوی مدرسه عصر صفوی دست یافت.
نتیجه گیری
با توجه به مباحث بیان شده درخصوص معماری تکایا و تحلیل منابع نوشتاری با مستندات موجود در بناها می توان ویژگی اصلی معماری تکایای عصر صفوی را پدیدار شدن نقش نوین اجتماعی و معنایی در این بناها بیان کرد كه موجب ایجاد تغییرات بنیادین دوگانه ای در این ابنیه شد. از یك سو با تغییر نقش اجتماعی تكایا، جایگاه این ابنیه، از فضایی فردی برای آرامش یا مکانی جهت آسایش و اطعام فقرا و دراویش، به یک فضای عمومی با قواعد و آداب خاصی تبدیل شد و از سوی دیگر تحول جایگاه معنایی تكیه ها، نقشی نمادین به این بناها داد و باعث شد فضاهای مذهبی چندعملکردی با کاربردهای آموزشی، عبادی، مقابر آرامگاهی، اقامتی و حتی تفریحی، در قالب کالبدهای قدیمی خویش با معانی تازهای در كنار هم قرار گیرند. در این میان، تكیه مرحوم حكیم سید روح الله میرفندرسكی، نمونه ای مناسب از این «همزادی تکیه و مدرسه در عصر صفوی» است.
منابع و مأخذ
1. باقر آیت الهزاده شیرازی، چاپ دوم، تهران، انتشارات روزنه،1383. // 2. جاوری، م، « مدارس آرامگاهی »، مجله رواق، شماره 5، 1380، صص15-20. // 3. سلطان زاده، ح، «تاریخ مدارس ایران»، چاپ اول، تهران، انتشارات آگاه، 1364. // 4. سلطان زاده، ح، «روند شکل گیری مراکز مذهبی در ایران»، چاپ اول، تهران، انتشارات آگاه، 1362. // 5. سمیع آذر، ع، «تاریخ تحولات مدارس در ایران»، چاپ اول، تهران، انتشارات سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، 1376. // 6. شفقی، س، « جغرافیای اصفهان »، چاپ اول، اصفهان، انتشارات دانشگاه اصفهان، 1381. // 7. فقیه میرزائی، گ، مخلصی، م، حبیبی، ز، «تخت فولاد، یادمان تاریخی اصفهان»، چاپ اول، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، 1384. // 8. عقیلی،احمد. «تخت فولاد اصفهان»، اصفهان:سازمان تفریحی فرهنگی شهرداری اصفهان. 1389. // 9. عقیلی،احمد. نیلفروشان،محمدرضا. «با ستارگان(راهنمای تخت فولاد اصفهان) »،اصفهان:کانون پژوهش،چاپ اول. 1383. // 10. عمادی، ز، «معرفی مدارک تکیه و حسینیه های موجود»، سومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، 1384. // 11. کربن، ه، «تاریخ فلسفه اسلامی» ، ترجمه جواد طباطبایی، چاپ اول، تهران، انتشارات کویر، 1373. // 12. لوح فشرده لغتنامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، ویرایش سوم. // 13. مطالعات تخت فولاد، اداره کل مسکن و شهرسازی. // 14. معماریان، غ، «سبک شناسی معماری ایرانی»، چاپ سوم، تهران، انتشارات معمار، 1383. // 15. معین، م، « فرهنگ فارسی »، چاپ هشتم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1371. // 16. ملازاده، ح، دایرهالمعارف معماری اسلامی؛ مدارس و بناهای مذهبی، تهران، انتشارات سوره مهر، 1381، ص 16). // 17. نصر، ح، «مکتب اصفهان»، م.م.شریف، چاپ اول، تهران، مرکزنشر دانشگاهی، 1365، صص445-480. // 18. همایی، ج، « تاریخ اصفهان، مجلد ابنیه و عمارات فصل تکایا و مقابر »، چاپ اول، تهران، انتشارات نما،1381.
پی نوشتها
1. تحول سیاسی مهم دیگری که در قرن دوم حکومت صفویان واقع شد که بر روند آموزشوپرورش این عصر تاثیر گذاشت، استقلال نسبی علما بود. این شرایط برای علمای شیعی موقعیت تاریخی محسوب می شد. در این شرایط فلاسفه، فقها و علمای بزرگی به ظهور رسیدند و سطح تحقیقات و تفحصات فلسفی به بالاترین حد خود در طول تاریخ ایران رسید. ( سمیع آذر، 1376) // 2. اکثر تکایای ایران به صورت مرکز محله بودند و همواره در طول سال مورد استفاده واقع می شوند. علاوه بر این نکته، تکایای ایران دارای صحنه گرد هستند که در نوع خود در جهان از این حیث بی نظیرند. بر عکس تئاترهای یونانی که صحنه نمایش در آنها به صورت نیم دایره و در قرون بعد اصطلاحا قاب عکسی هستند.( سلطان زاده، 1362). // 3. در عصر قاجاریه و اوایل دوره پهلوی تا سال 1363 (ش)، تخت فولاد گورستان عمومی و بزرگ شهر محسوب می شد اما از اوایل اردیبهشت ماه همان سال دفن اموات در آنجا ممنوع شد و در طرح جامع شهر، زمینهای آن کاربری فرهنگی و مذهبی پیدا کرد و هم اکنون این مراکز در دست احداث است. (شفقی، 1381).
منبع: اطلاعات حکمت و معرفت، سال هفتم، شماره 3
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید