1395/2/25 ۰۹:۵۶
زکریای رازی طبیب، شیمیدان و فیلسوف شهیر ایرانی، در سال 243 ش در ری متولد شد و در 304 ش در همان شهر از دنیا رفت. وی کاشف الکل و اسید سولفوریک است. در حوزه فلسفه او را باید پیرو خردگرایی و تجربهگرایی دانست، که در تبیین اندیشه از روش استقرایی و تجربی بهره میبرده است، آرای رازی از مباحث فلسفی اندیشمندان جهان اسلام، فلاسفه یونانباستان، متفکران ایرانی و پیروان مانی نشات گرفته است.
مهدی محمدطاهری :زکریای رازی طبیب، شیمیدان و فیلسوف شهیر ایرانی، در سال 243 ش در ری متولد شد و در 304 ش در همان شهر از دنیا رفت. وی کاشف الکل و اسید سولفوریک است. در حوزه فلسفه او را باید پیرو خردگرایی و تجربهگرایی دانست، که در تبیین اندیشه از روش استقرایی و تجربی بهره میبرده است، آرای رازی از مباحث فلسفی اندیشمندان جهان اسلام، فلاسفه یونانباستان، متفکران ایرانی و پیروان مانی نشات گرفته است. فلسفه او به سرعت پس از مرگش از بین رفت که به نظر میرسد دو دلیل را باید در این امر دخیل دانست:1- در دورهای که اندیشههای ارسطو بر جهان اسلام سایه افکنده بود و نوافلاطونیان حاکمان بلامنازع بودهاند رازی متفکری پیشرو محسوب میشد که افکارش در خارج از گردونه تسلط مباحث فلسفی عصرش نمود یافته بود.2- نگاه ویژه او به مباحث اعتقادی سبب شده است تفکراتش در زمره افکار ضاله جای گیرد و در نتیجه از بسط و گسترش آن جلوگیری شود. پنج اصل قدیمی و ابدی: رازی پنج اصل قدیمی و ابدی خود را چنین بر میشمارد: خالق، نفس کلی، ماده نخستین هیولی (جهل محض)، مکان مطلق (خلأ) و زمان مطلق (دهر). جهان سرای شر است: رازی معتقد است شر در عالم وجود بیش از خیر است و اعتقاد دارد وجود انسان نقمت و شری بزرگ است که تنها راه برونرفت از آن فلسفه و اندیشیدن است؛ هر که فلسفه بیاموزد و عالم خویش را بشناسد و کمآزار باشد و دانش آموزد، از این شدت بکاهد. لذت و رنج: در نگاه رازی لذت امری وجودی نیست و به عبارتی از رنج ساطع میشود و رنج یعنی گذر از حالت طبیعی بهوسیله امری تاثیرگذار که اگر ضد آن ایجاد شود و باعث خلاصی از رنج و بازگشت به حالت طبیعی شود لذت حاصل میشود، اما اگر امری که باعث ایجاد لذت شده باز ادامه یابد، بار دیگر از حالت طبیعی خارج شده و سبب بروز رنج و درد میشود. حالت طبیعی، حالتی است که در آن نه رنج است و نه لذت. عقل: رازی به برابر بودن عقل در میان مردم معتقد بوده است. او در کتاب طب روحانی به ستایش عقل میپردازد و معتقد است عقل سودها و بهرههای فراوانی برای انسان داشته است که از جمله میتوان به برتری بر حیوانات، کشف علوم و فنون و شناخت آفریدگار اشاره کرد. رازی در نقطه مقابل عقل، هوی را قرار میدهد که منشا آن نفس آدمی است. نفس، انسان را باطل میکند و مایه تیرگی و آفت است. او سهگونه نفس را برمیشمارد: نفس گویا و ایزدی(مغز)، نفس غضبی و جانوری(قلب)، نفس گیاهی و شهوانی(جگر). جهان حادث: رازی ماده را قدیم میداند و معتقد است ماده نیاز به مکان دارد و مکان بدون زمان متصور نمیشود، بنابراین مکان و زمان قدیم هستند، اما خداوند علت تحولات ماده است که از گونه به صورت تغییر مییابد؛ بنابراین آفریدگار اصل منظم است که به نظر میرسد این اعتقاد رازی برگرفته از نگاه خداشناسانه افلاطون است. بنابراین عالم پدید نمیآید مگر از چیز دیگری، خالق از هیچ و عدم، هستی را به وجود نمیآورد؛ بنابراین عالم قدیم نیست و حادث است.
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید