برخی از فیلسوفان اگزیستانس به تحلیل پدیده وحی پرداخته اند. برخی از آنها همان تفسیرکلام سنتیرا از وحی پذیرفته ند و برخی دیگر آن را به تجربه وجودی فرو کاسته اند. یاسپرس از گروه دوم است. وی با توجه به تفسیری که از انسان ومراتب وجودی او ارائه می دهد،وحی را به عنوان یک نوع آگاهی درونی می پذیرد.بع زعم وی، اگر انسان در مرتبه هستی داری قرار گیرد، در مواجهه با متعالی به یک روشن گری وجودی خاص دست میابد که از آن به وحی عام تفسیر می شود.
در تاریخ فلسفه معمولاً کِیْر کِگُر را بنیان گذار فلسفه اگزیستانس می دانند. او این اصطلاح را که به معنای نحوه وجود خاص انسان است، در تقابل با اندیشه هگل وضع کرده است. با مروری کوتاه بر جدال فلسفی میان اندیشه کِیْر کِگُر و هگل سعی می شود از بعضی از ویژگی های مفهوم اگزیستانس پرده برداشته شود. بعد از این، نوبت به شرح مفهوم ""اگزیستانس"" از نگاه یاسپرس می رسد. اگزیستانس تعریف ناپذیر است و در مفهوم نمی گنجد. او معتقد است که اگرچه واقعیت اگزیستانس را نمی توان همچون وجود تجربی مستدل ساخت اما می توان به آن به مدد «نشانه» اشاره کرد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید