هفتمین نشست «گفتگوی ماه» با عنوان «نگارگری در شاهنامه» و با سخنرانی جواد مجابی، از سوی انجمن ایرانشناسی و به یاری معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، در روز ۲۸ خردادماه ۱۳۹۸ در تالار کمال این دانشکده برگزار شد.
در این نوشتار، هنر کمال الدین بهزاد در دو مکتب هرات پسین و تبریز صفوی و در روندی تاریخی، مورد بررسی اجمالی قرارمی گیرد. از آنجایی که این هنرمند صاحب سبک می باشد، مطالعه ی تعامل او با این مکاتب، هدف این نوشتار است. موازی بودن جریان های نگارگری ایرانی و تاثیر گذاری این جریان ها بر هم و نیز تاثیرپذیری آنها از مکاتب پیشین و همینطور ارتباط تنگاتنگ این مکاتب با حوادث تاریخی ایران، از مسائل این مطالعه می باشد.
نگارگری ایرانی از دیرباز درگیر تغییرات مختلفی بوده است که از جمله آنها میتوان به تغییرات حکومتی و عدم نفوذ یکسان هنر نگارگری در شهرهای ایران و تحولات فرهنگی هنری اشاره کرد.
در قرن دهم میلادی، شمال و شرق هند مورد حمله سلطان محمود غزنوی و محمد غوری قرار گرفت. از این تاریخ به بعد، حضور و نفوذ مسلمانان و حاکمان مسلمان بر هند آغاز گشت. در دوران استیلای مسلمانان بر هند، چندین سلسله بر هند حکمرانی کردند، از جمله سلسله مملوک سلطان (1192ـ1298)، سلسله خلجی (1290ـ1320)، تقلقیان (1320ـ1414)، سلسله سعیدی (1440ـ1451)، و سلسله لودی (1451ـ1526)، تا نوبت به مغولان مسلمان هند یا(گورکانیان) رسید. سلطنت دهلی در سال 1526 توسط سلطان ظهیرالدین محمد بابر گورگانی با شکست ابراهیم لودی پایان یافت و او پادشاهی گورکانی را بنیان نهاد.
نگارگر همواره نسبت زمان مشاهده هر اثر را كنترل كرده و آن را طبق خواسته خود تنظیم میكند. در این حالت زمان به واسطه اثری كه در ساختار تصویر دارد مورد بررسی قرار گرفته و اثر مفهومی زمان در این رابطه توسط نگارگر كنترل میشود.
اگر در جستجوی زیبایی شناسی و درک درستی از هویت نقاشی ایرانی با مطالعه در تاریخ نگارگری اسلامی باشیم، خواهیم دانست آنچه که نگارگری ایرانی را هویت می بخشد و متمایز می کند، همان تجلی روحیات و گرایشات عرفانی ایرانی در آن است که به واسطه تصویرسازی ادبیات عرفانی فارسی، ظهور نمود و در نگارگری دیگر انواع ادبی، از جمله ادبیات حماسی، تاریخی و مذهبی نیز، همین سنت نهادینه گردید.
به رغم گسستهای تاریخی و نفوذ فرهنگهای بیگانه، تحولات نگارگری ایران از پیوستگی و تداوم نسبی برخوردار بوده است و وجوه اشتراکات صوری و مضمونی فراوانی در آثار دورههای مختلف مشاهده میشود. نمادگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بیان تصویری و انتقال مفاهیم، آثار زیادی از نگارگری ایرانی را در صورت و معنا به هم نزدیک کرده است.
منظره پردازی در نقاشی ایرانی و اروپایی دارای اهمیت خاصی است که با نگرش های متفاوت و شیوه های گوناگون به آن پرداخته شده است. نگارگری ایران از قرون اولیه هجری تا به امروز با شیوه و سنتی خاص که متکی بر زیبایی شناسی و باورهای ایرانی است به مسیر خود ادامه داده است.
از زمان سلطه ی مغولان در قرن سیزدهم / هفتم روابط ایران و چین دگرگون می شود، روابطی که باعث ایجاد یک زبان بصری جدید در هنر نگارگری ایران می گردد. در کتاب های مصور مربوط به قرن چهاردهم / هشتم شاهد شیوه هایی اعم از ایرانی، عربی و چینی در قالب یک مکتب خاص بوده و نفوذ طبیعت گرایی چینی در این آثار زیاد است
از اواخر دوره صفوی تا دوره زندیه و قاجاریه هنرهای مربوط به کتابنگاری ایرانی که مهمترین آن نگارگری بود، رو به زوال گذاشت و از دوران اوج خود که شامل نسخههای خطی برجسته و تکنگارههای استادانی چون رضا عباسی و معین مصور میشد دور افتاد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید