نوشآفرین انصاری گفت: ما تجربه خانه کتابدار را در چندین مدرسه اجرا کردیم که واقعا درخشان بود و برنامه مورد استقبال بچهها قرار گرفت اما مدارس پیگیری نمیکنند و در این میان کاری از دست خانه کتابدار هم برنمیآید، آنچه اتفاق نیفتاد استقبال نهادها از خانه کتابدار بود.
آئین پنجاهوپنجمین سالگرد شورای کتاب کودک با حضور نوشآفرین انصاری، مهدی محقق، شهرام اقبالزاده، اسدالله شعبانی، بیوک ملکی،اعضای شورای کتاب کودک و اعضای فرهنگنامه کودکان و نوجوان، عصر دیروز سهشنبه (24 بهمنماه) در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.
نوشآفرین انصاری، دبیر شورای کتاب کودک گفت: از دیرباز همکاران در حوزه ترویج، فرهنگنامه را به روستاها و شهرهای مختلف برده و معرفی کردهاند ولی هنوز هیچ سند مدونی که بتواند بهصورت شیوهنامه ترویج مورد استفاده قرار گیرد نداریم.
ژاله آموزگار در شب نوشآفرین انصاری با بیان اینکه نوشآفرین انصاری خُلقا و خَلقاً زیباست، گفت: رفتار او همیشه نسبت به همکاران، پیشکسوتان و شاگردانش با احترام و متواضعانه است و در گفتار او از «منم»هایی که همه ما به آن دچار شدهایم، ردی دیده نمیشود.
شب نوشآفرین انصاری، دبیر شورای کتاب کودک و از بانیان فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، سهشنبه (9 خرداد) به همت مجله بخارا برگزار میشود.
نوشآفرین انصاری در آیین گرامیداشت توران میرهادی گفت: این بانوی بزرگ علاقه زیادی به صلح داشت و معتقد بود که باید انسانها را از جنگ و خشونت دور کرده و آنها را با ایجاد تغییر نگرش به صلح علاقهمند کرده و انسانهایی شجاع و جستجوگر تربیت کنیم.
دبیر شورای کتاب کودک در مراسم اهدای نخستین دوره جایزه ادبی-هنری مهدی آذریزدی، این نویسنده فقید را از بنیانگذاران شورا توصیف کرد که از سال 1330 کتابهایش در نمایشگاههای کتاب تهران در معرض دید عموم قرار میگرفته است.
«پوری سلطانی» را از حدود سال 1345 میشناسم. با آنکه شاید هیچگاه همکار مستقیم نبودیم اما با یکدیگر دوستی عمیقی داشتیم. بسیاری از مسائل را شبیه هم میدیدیم و در اغلب بحثهایی که پیش میآمد، نظراتی مشابه داشتیم.
نوشآفرین انصاری در نقد و بررسی «فرهنگنامه زنان ایران و جهان» گفت: فرهنگنامه، بستر گفتوگوی تمدنهاست و بردن متن به اجتماع باعث میشود تا اثر با مخاطب حرف بزند. اگر پشتپرده دانشنامهنویسی تالیف شود، شاید پشت صحنه تدوین یک اثر خواندتیتر از خود اثر شود. عمومی کردن پشتصحنههای آثار دانشنامه بسیار مهم است.
در دوم بهمن 1393، خانواده ما و جامعه فرهنگی ایران به سوگ کیکاوس جهانداری نشست. من ایشان را از زمانی که نوجوان بودم به یاد دارم، میدانستم که در کتابخانه کار میکنند و مترجم هستند. در خانواده، ما ایشان را «دایی کاوس» خطاب میکردیم. آنچه در چند دهه اخیر موجب دیدارهای مستمر و محکمتر شدن حلقه انس و الفت بین ما شد، حضور ایشان همراه با همسرشان بانو مهیندخت خلیلی، چهارشنبه شبها در منزل عمه ایشان سرکار خانم گوهرتاج جهانداری بود. این جلسات حدود 12 نفر پای ثابت داشت و ورود ایشان به این محفل گرم و صمیمی، با کت و شلوار آراسته، لبخند بر لب و کمحرف، گزیدهگوی و طنزپرداز، همواره موجب رونق مجلس و شادمانی خانواده بود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید