ظاهراً در هر نفسی که فرو می بریم گذشته از سرب و سم ، مقداری کژخوانی و کژبینی هم وجود دارد وگرنه چرا باید یادداشت « سادة» شفیعی کدکنی در مقدمة گزینة اشعار پرویز ناتل خانلری(مروارید،1394) که پیش از این در کتاب با چراغ و آینه[1] هم چاپ شده بود ، اینهمه هیاهو و حرف و حدیث به پا کند و بر خلاف واقع فهمیده و نقد شود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید