روایت قتل ناصرالدینشاه و سرگذشت ضاربش، میرزا رضا کرمانی را بارها و بارها شنیدهایم، اما شاید هیچ کدام جالبتر از حکایت خانواده ضارب از زندگی او، زجرهایی که کشیده و بلاهایی که بعد از این واقعه بر سر اهل خانهاش نازل شده نباشد.
انگیزه میرزا رضای كرمانی برای قتل ناصرالدین شاه را ظلم و ستمی دانستهاند كه او در دوران زندگی خود با آن مواجه شد؛ در دوران كودكی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاكم ناصری كرمان مجبور به ترك شهر و دیار خود میشود، در دوران جوانی كامران میرزا ابتدا برای پرداخت پولی كه حق میرزا بوده است او را تحقیر میكند و سپس با سندسازی علیه او، سالها او را به زندان میاندازد، در زندان نیز شرایط سخت و دشواری را پشتسر گذاشت. همه این مشكلات افزون بر شرایط سخت و نامساعد اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانوادهاش از هم بپاشد و با انبوهی از مشكلات و مصیبتها روبهرو شود.
معلوم نیست چه کسی ۱۲۰ سال پیش در شب ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ شمسی یا همان ۱۷ ذیقعده ۱۳۱۳ قمری در بیوقتی شب، پیام به میرزا رضا برد که فردا شاه به زیارت زاویه مقدسه میآید اما او فردا یک ساعت از ظهر نگذشته درنگ نمیکند و تیری را از ده لول روسی که از بارفروش خریده بود شلیک میکند. تیری که سکه صاحبقرانی ناصرالدین شاه را در شبی که ضرب میشود از رونق میاندازد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید