در دوران حکومت قاجاریه خشکسالی و قحطی صورت ادواری داشت و هرازگاهی رخ می نمود که پی آمدهایی را هم به دنبال داشت از جملا بیماری هایی همچون حصبه و وبا را می توان نام برد که سبب تلف شدن بخش وسیعی از مردم می گشت به طوری که در مقاطعی آمار این تلفات را تا 3/1 و حتی نیمی از کشور ذکر کرده اند.
با انحطاط صنایع دستی و کاهش صادرات ابریشم در عصر ناصری، اقتصاد کشور، عمیقاً به بخش کشاورزی وابسته شد. به این ترتیب، زمین و مالکیت آن اهمیتی بیش از گذشته یافت. قحطی ها که معلول مجموعه ای از عوامل طبیعی و اقتصادی بودند موجب مرگ و میر و مهاجرت کشاورزان و کشت نشدن زمین های کشاورزی می شدند.
« گفتم الهی،اگر قصه اندوهگینان برتو بخوانم آسمــان و زمین خون گریند» شیخ ابوالحسن خرقانی یادداشتی گزیده تر و کاملتر ازاین یادداشت درباره قحطی سال 1288 نوشته نشده است: «در سنه هزار و دویست و هشتاد و هشت چنان گرانی شد که نون پنجاه و یک هزار دینار سفید بود و مردم همه مردند و چنان کم آبی شد که سه سال هیچ باران نیامد و برنج باری نه تومان شد و مردم گوشت میته می خوردند و گوشت آدم هم خوردند و گوشت گربه خوردند، خلاصه بسیار مردم از گرسنگی مردند1288»
یک قحطی بزرگ در سال ٤٠١ هجری در نیشابور و عراق عجم سایه انداخت. بر اثر بارش برف در سالی پیش از آن، سرما مزرعهها، کشتزارها و باغستانها را درنوردید و سترون ساخت. روایت شده است در این زمان برف زیادی بارید؛ تا شصت و هفت بار. نعمت الهی به بلا تبدیل شده بود. آذوقه مردم کمکم پایان یافت. گرسنگی امانشان را برید و سرانجام توان برخی به آخِر رسید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید