از میان علوم لغت عربی، یعنی علومی که به زبان و کلمات ارتباط دارد، علم عروض دارای وضع خاصی است. رشته های دیگر این علوم مانند علم لغت به معنی خاص و صرف و نحو و فنون بلاغت به تدریج به وجود آمده و با کوشش دانشمندان متعددی در طی چند قرن بنیاد آن استحکام یافته و کامل شده است.
استاد ابوالحسن نجفی تا آخرین روزهای عمرش به عروض میاندیشید و بیش از آنکه در فکر ثبت آراء و نظراتش باشد، میکوشید تا گرهِ نکات جدیدی را بگشاید که در این حوزه با آنها مواجه شده بود. در اینجا بهاختصار به چند نکته در عروض نجفی اشاره میکنم که تصور میکنم توجه به آنها برای درک هرچه بیشتر آراءِ جدید او لازم باشد. ابتدا بحث میکنم که چرا قاعدۀ قلب را نباید از زُمرۀ اختیارات شاعری دانست، سپس دو راه تازه یافتۀ نجفی را در گسترشبخشیدن به تعداد اوزان فارسی شرح میدهم، و در پایان دربارۀ دو شیوۀ طبقهبندی اوزان، و مخصوصاً دایرۀ نجفی که این روزها بسیار دربارۀ آن سخن میگویند، بحث خواهم کرد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید