بررسیِ مجدّدِ چهار بیت بحثبرانگیز شاهنامه دربارۀ ضحّاک فردوسی در اوایل پادشاهی ضحاك چهار بیت در بیان بیرسمی هوسآلود او سروده پس آیین ضحاك وارونهخوی چنان بُد که چون میبدیش آرزوی ز مردان جنگی یکی خواستی بکُشتی/به گُشنی/به کُشتی که با دیو برخاستی کجا نامور دختری خوب روی به پرده اندرون پاک بی گفت و گوی
اسطوره روایتیست که به مردم در فهم جریان های معمول روانی و راه های رشد انسان در مسیر زندگی کمک می کند. رؤیا نیز پدیدۀ طبیعی و برون فکنی خاصِّ ناخودآگاه است که در خودآگاه ظهور می یابد. اسطوره و رؤیا دارای زبانیست که با شناخت نماد ها به رمز و راز آن ها پی خواهیم بُرد. بر مبنای این پژوهش، شاهنامۀ فردوسی در برگیرندۀ رؤیاهایی با سرشت جمعی- اسطوره ایست که با زبانی نمادین شخصیّت ِ رؤیابین را از رخ دادهایی آگاه می سازد که در آینده رخ خواهد داد تا چاره ای بیندیشد و از وقوع آن در عالم خودآگاه پیش گیری کند.
در این جستار از طریق مقایسة عناصر ساختاری اسطورۀ مزدایی آفرینش با داستان ضحاک از شاهنامه، به اثبات این فرضیه پرداخته شده است که داستان ضحاک در حقیقت الگوبرداری مجددی از اسطورۀ آفرینش است.
شاهنامه و روایتهایش بازتابهای متعددی در زیست تاریخی و اجتماعی ایرانیان دارد. شخصیتها، اسطورهها و آیینهای ایران باستان شکلهای مختلفی از جشنهای ایرانی را رقم زده است. یکی از آنها جشن پیروزی فریدون بر ضحاک است. جشنی که به «نور گوهون» یا «نورگون» معروف است. این جشن برخلاف دیگر آیینهای ایران باستان چندان فراگیر نیست و هر ساله همزمان با 21 تیرماه در روستای «نوا» شهرستان آمل برگزار میشود.
داستان ضحاک داستان انسان ،مغز و قدرت است. اگر در ادبیات زرتشتى ضحاک اژدهایى ست زاده ی اهریمن که خوى او ویرانگریست در شاهنامه اما او انسانى ست که وسوسه ها وی را به چنین موجودى بدل مى کند. همانطور که نشان خواهم داد علی رغم این تصمیم مبتنی بر بد ذات نشان دادن ضحاک، تناقضها و شکافهایی در روایت شاهنامه از ضحاک وجود دارد که می تواند ما را به روایتی دیگرگونه از ضحاک و ماهیت او راهنمایی نماید.
در جایی فردی گفت که مهرداد بهار معتقد است که مراد از ضحاک در شاهنامه یک سلسله است که همان سلوکیان باشد. اشارهای به ادله او نکرد و جستجویی کردم چیزی نیافتم. به نظر میرسد که آقای بهار اگر چنین گفته باشد خواسته است در مقابل یک فرضیه دیگر بیایستد که ضحاک را آستیاک، پادشاه مادیِ معاصر کورش، قلمداد میکند. فرضیهای که از جمله آقای قطبالدین صادقی بدان باور دارد و معتقد است که این دروغ هخامنشیان بوده است.
مطالعه و شناخت اساطیر ملی، از آن جهت که تاریخ رشد تمدن و فرهنگ یک مرز و بوم را باز می شناسد، اهمیت بسیار دارد. اسطوره ی ضحاک و نظایر آن در فرهنگ اساطیر ایران، هم چون صندوقچه ای، آرمان ها، تخیلات و امید و آرزوها و یادهای تلخ و شیرین و قضایای متضاد را در خود جای داده است که انطباق بسیاری از آن ها در هر عصری از اعصار، می تواند متفاوت باشد.
یکی از عوامل تحوّل در اسطوره های ایرانی – آن چنان که مهرداد بهار می گوید- در کنارِ ورودِ عناصرِ بیگانه، ادغام و دگرگونی، عاملِ شکستگی است. در اسطوره ها گاهی واقعه یا شخصیّتی به فراموشی سپرده می شود، لیکن آن، در ریختِ پاره ها و اجزایِ پراکنده، در موقعیت و مکانی دیگر پدیدار می گردد.
ضحّاک محوری ترین موجود اهریمنی شاهنامه و معادل اژی دهاک اوستایی و اژدهای سه سر هند و ایرانی است که یکی از بارزترین موجودات زیان کار در نوشته های مزدیسنا بشمار می رود. تفسیرهایی متعدّد از اسطورة ضحّاک انجام شده است که با توجّه به تازی بودن ضحّاک در شاهنامه و یک سان پنداشتن دشت سواران نیزه گذار با صحاری عربستان، برخی از تفسیرها اسطورة ضحّاک را یادمانی از پیکارهای مهاجران با تیره های سامی نژاد چون آشوری ها، سومری ها و بابلی ها دانسته اند.
در شاهنامه داستان هایی بیشمار می توان یافت که از بن مایه های ژرف اساطیری برخوردار است. داستان ضحاک از جمله این داستان هاست. ضحاک با درونی بسیار تاریک و روانی آشفته، موجودی هراس انگیز در میان اسطوره های ایرانی است. داستان ضحاک به دلیل برخوردار بودن از بن مایه های اساطیری در اوستا، بارها مورد نقد و بررسی واقع شده است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید