من معتقدم شیخیه را باید شناخت. خوب هم باید شناخت. بر اساس منابع دست اول آن و نه ردیه ها و اتهام نامه هایی که بر علیه آنها نوشته و یا پرداخته شده است. آثار شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی و حاجی محمد کریم خان پاره ای جدا و بیگانه از سرشت و سرنوشت فکر ایرانی در اسلام نیست. پاره ای بیگانه نسبت به تشیع نیست.
شیخ احمد احسایی تحصیلات فلسفی نداشته است. آشنایی او با فلسفه تنها برخاسته از مطالعات شخصی و بیشتر بر اساس آثار دست دوم در فلسفه و عرفان ابن عربی بوده. در فقه و اصول هم معلوم نیست میزان تحصیلات او در نجف چندان جدی بوده باشد. گواهی هایی که برای او از سوی علمای نجف صادر شد اجازات روایی است . البته در زمان شیخ احمد هنوز ظاهرا اجازات اجتهاد معمول نبوده است
شیخیه یکی از جریان های نسبتاً جوان در تاریخ شیعۀ امامیه است.یکی از نظریّات منسوب به آنان، نظریۀ«رکن رابع ایمان» است که انشعابات شیخی در مورد آن نظر همسانی ندارند. یکی از وجوه اختلاف در شناسائی مبتکر این نظریه است.
برخی از مباحثی که مدت هاست به عنوان اصولی بدیهی در مکتب شیخی معرفی می گردند، در اصل مباحثی فراگیر در اندیشه ی تمام شیخی ها نیستند، بلکه تنها متعلق به اندیشه ی یکی از شاخه های مکتب شیخی، یعنی شاخه ی کرمان-اند که، چون به حق پرکارترین شاخه ی شیخی ها بوده اند، اکثر محققان از طریق آثار ایشان با دیدگاه های فکری شیخیه آشنا شده و متعاقباً تمامی آن دیدگاه ها را اصیل تصور نموده اند.
مفهوم «رکن رابع» از مفاهیم بنیادی مکتب شیخیه است. تصور عام بر این است که واضع این مفهوم، شخص شیخ احمد احسایی، مؤسّس شیخی گری، و سپس مروج آن، جانشین بلافصل او سید کاظم رشتی، بوده اند؛ حال آن که بر پایه ی پژوهش های دقیق و منابع اصلی و اولیه ی مکتب شیخی، که در این مقاله به آن ها اشاره خواهد شد، به نظر می رسد نخستین کسی که از آن مفهوم به عنوان یکی از اصول دین به روشنی سخن گفته و آن را به آموزه ای اساسی در مکتب شیخی تبدیل کرده، حاج محمد کریم خان کرمانی، پیشوای نخستین شیخیه ی کرمان، بوده است.
گزارشی از جلسات مباحثات مذهبی میان حاج محمد کریم خان قاجاری رپیس شیخیه مقیم کرمان با شاهزادگانی چون اعتضاد السلطنه و فرهاد میرزا و دیگران در جلساتی است که در تهران در سال 1275 ق برگزار شده است.
شيخ احمد احسايی محصول دورانی است که در آن سه مکتب مختلف فکری و مذهبی در ميان اماميه حضور داشت و یا در حال شکل گيری و رشد اولیه بود: جريان نخست جريان حديث گرا بود. بخشی از این جریان تعلق خاطر به جريان اخباری گری ملا محمد امين استرابادي داشتند و در فقه گرايش اصوليان را رد می کردند. شيخ احمد احسايي دست کم آنطور که از آثار مختلفش پيداست تعلق خاطری به اين گروه از اخباريان نشان نمی دهد. او شماری رساله و کتاب فقهی دارد.
گسترش شیخیه در کرمان، متأثر از عوامل متعددی بود که این پژوهش در پی بررسی آن عوامل و عملکرد شیخیه در این شهر است. بررسی داده های تاریخی بر اساس روش تحلیلی در تحقیق تاریخی نشان می دهد که عوامل چندی با دامنۀ تأثیرگذاری متفاوت در این جریان تأثیر داشته اند: آشفتگی اوضاع اجتماعی ـ فرهنگی و از آن جمله وضعیت عقیدتی و فکری در کرمان، نبود حوزۀ علمی و فقاهتی قوی در این شهر، همسایگی ولایت کرمان به یزد که اقامتگاه شیخ احمد احسایی بود، دلبستگی حکمران کرمان، ابراهیم خان ظهیرالدوله به علمایی چون به شیخ احسایی، گروش پسر او حاج محمد کریم خان به شیخ تا آنجا که از سید کاظم رشتی، دومین رهبر شیخیه، اجازه نامه دریافت کرد، و... از عوامل مهم گسترش شیخیه در کرمان است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید