تعبیر «تاریخ اكنون» با توجه به دریافتها و شناختهای آشنا و كلیشهای ما از دانش تاریخ و چیستی آن، شاید متناقضنما (پارادوكسیكال) بنماید، چراكه در تصور غالب ما، تاریخ، دانش و آگاهی وقایع و رویدادهای گذشته است. حتی برخی تاریخنگاران سنتی، با تعیین زمانهایی دقیق میگفتند برای آنكه وقایع و رویدادهایی در حیطه معرفت تاریخی بگنجند، باید این زمان خاص (مثلا پنجاه سال) از آنها بگذرد.
معمولاً «زمان» برای افراد کیفیتهای معرفتشناختی متفاوتی دارد. زمانِ کار متفاوت است از زمانِ فراغت، زمانی که سر کلاس درس بهسرمیبریم تفاوت معناداری با زمانی دارد که صرف دورهمیهای دوستانه میشود. به نظر میرسد مواجهه مستمر با زمان، متأثر از اهمیتی است که موقعیتهای گوناگون برای افراد دارد.
در هردانشی از جمله دانش جغرافیا ((زمان ))مطرح است ‘حال سؤال این است که کدام مسایل فلسفی جغرافیا سبب بروز مفهوم زمان در جغرافیا شده است ؟ در ادبیات‘ علوم اقتصادی‘ سیاست‘ مذهب‘ صنعت و تکنولوژی‘ جامعه شناسی‘ فلسفه‘ فیزیک وقرآن و همچنین جغرافیا مسایل مختلفی سبب بروز مفهوم زمان درآنها شده است .
بحران مارکسیسم پس از مرگ مارکس تا حد زیادی نتیجه تلاش برای علمی جلوهدادن و شبیهساختن آن به علوم طبیعی دترمینیستی نظیر فیزیک نیوتونی بود. این تلاش برای علمیکردن سویه انقلابی مارکسیسم را هم تضعیف میکرد، بهنحویکه احزاب چپ عضو بینالملل دوم هرگز نتوانستند از حد سوسیالدموکراسی پارلمانی و رفرمیستی فراتر روند.
امروزه پیشفرض گرفته میشود که واژههایی مثل انقلاب یا زمان انقلاب بیمعنا و منسوخاند. بحثی که بارانه عمادیان مطرح کرد در مورد کسانی که هم بهعنوان متفکر و هم بهعنوان مبارز سیاسی مشغول کارند، نشاندهنده این است که ماجرا به هیچوجه اینگونه نیست و انقلاب کاملا فعلیت تاریخی خود را حفظ کرده است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید