درسال۱۸۴۳م(۱۲۵۸ ق) در اواخر سلطنت محمد شاه قاجار متعاقب پادرمیانی های دو کشور روس و انگلیس برای خاتمه دادن به اختلافات موجود بین ایران و عثمانی ، کنفرانسی در شهر «ارض روم» عثمانی تشکیل گردید ، که نمایندگانی از کشورهای ایران و عثمانی و روسیه و انگلیس در آن شرکت داشتند و به مدت ۴ سال تمام در مورد مسائل گوناگون موجود در روابط بین ایران و عثمانی به بحث پرداختند
امیرکبیرِ مورخان ایرانی، قهرمانی است میهندوست، ضدبیگانه، مقتدر و آغازگر اصلاحات نوین در ایران. برای بیشتر مورخان ایرانی، امیرکبیر همان «نوادر الامیری» است که مردم کوچهوبازار همعصر امیر از او در مقام یک عدالتخواه یاد کردهاند. البته هستند در این میان صاحبنظرانی که معتقدند روحیۀ قهرمانپروری ایرانیان مانع شناخت درست چهرههای تاریخی ازجمله امیرکبیر شده است
با آغاز تحولات و دگرگونیهای صنعتی، اقتصادی و فکری دنیای غرب و نفوذ آن به دنیای شرق، کشورهای روسیه و عثمانی به علت همجواری با دنیای غرب، نفوذ اندیشه های فکری دنیای غرب در این کشورها زودتر از سایر کانون های شرق آغاز گردید. لذا روشن فکران و دولت مردان بیش تر کشورهای شرق الگوهای این کشورها را مورد استفاده خود قرار دادند.
تاریخ را بهتر است هر چه منطقیتر، روشمندتر و علمیتر بررسی كنیم و تا جایی كه میتوانیم از سیاستزدگی دور نگه داریم و روایت علمیتری ارایه دهیم. اینكه خیلیها معتقدند امیركبیر این روزهاست كه در تاریخ پررنگ شده و اسمش بر سر زبانها افتاده، گزاره نادرستی است. امیركبیر از زمان حیاتش به عنوان یك دولتمرد كارآمد و مردمی، شهرت و محبوبیت زیادی داشت. مردم او را دوست داشتند و شایستگیاش دستكم برای بخشی از بزرگان و مردم آن زمان محرز بود.
در دوره قاجار اقتصاد ایران رو به ضعف نهاده بود؛ تجارت راکد و کشاورزی دچار بحران شده بود. امیرکبیر، صدراعظم ایران در دوره ناصرالدین شاه، با مشاهده این ضعف اقدامات چندی در راستای بهبود وضعیت اقتصادی کشور انجام داد.
فاطمه قاضیها: همۀ دوستان در جریان قتل میرزا محمد تقی خان امیر کبیر که در روز ۱۷ ربیع الاول ۱۲۶۸ روی داد هستند، امّا این که چگونه به اطلاع عموم رسید به این نحو بود که در روزنامه وقایع اتفاقیه منتشره به تاریخ ۲۳ ربیع الاول ۱۲۶۸ یعنی ۶ روز بعد از قتل امیر مطلب ذیل را که تصویرش نیز در این پُست ارائه شده اعلام کردند:
محمدتقی فراهانی ملقب به امیرکبیر از رجال سیاسی مهم و شناخته شده در عصر قاجار می باشد. وی از جمله افرادی بود که توانست به واسطه هوش، ذکاوت و توانایی سیاسی مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفته و از سوی وی به منصب صدراعظمی منصوب گردد.
سیاست مذهبی امیردو جهت ثابت و مشخص داشت : کاستن از نفوذ روحانی و منع دخالت در سیاست ؛ آزادی و مدارای دینی . نظر او به هر دو جهت زاده تفکر واحد او در اصالت سیاست عرفی بود . گفتار ما در این بخش محدود به موضوع نخست است .
سید صادق سجادی گفت: پس از آنکه دوران بسیار بیکفایت میرزا آقاخان آغاسی و محمدشاه به پایان رسید وضعیت ایران به ویژه در آنچه به شاه جوان و صدراعظم، میرزا تقیخان امیرکبیر به ارث رسید در واقع کشوری نابسامان بود که بخشی از آن را دولت فخیمۀ انگلیس به بهانۀ کشور افغانستان از ایران جدا کرده و بخش بزرگ دیگر آن از سوی دولت تزاری روس تصرف شده بود. از طرفی سواحل جنوبی خلیج فارس نیز مورد تهدید انگلستان قرار داشت. در چنین فضایی زمانی که میرزا تقیخان به صدارت رسید، برای رتق و فتق امور و بهسامان کردن این نابسامانیها ناچار بود که قسمت مهمی از دوران صدارت عُظمی را با نمایندگان دوَل بیگانه، امرای ولایات و حکام و کارگزاران دولتی نامهنگاری کند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید