وقوع انقلاب اسلامی از جمله اتفاقاتی است که تأثیری جدی برپیکر ادبیات معاصرمان برجا گذاشته، همانطور که کامیار عابدی، محقق و منتقد ادبی هم تأکید دارد ردپای آن بر آفرینش های ادبی را نه تنها میتوان از سوی نویسندگان و شاعرانی دانست که درک بیواسطهای از دوران داشتهاند بلکه حتی دیگر اهالی ادبیات هم خواه ناخواه تحت تأثیر شرایط، دست به تألیف داستانها یا اشعاری با این مضمون زدهاند.
توجه کمتر به ادبیات معاصر در دانشگاهها و تربیت نیافتن نیروی متخصص در حوزه نقد ادبی، از جمله مسائلی است که اهالی ادبیات همواره آن را گوشزد میکنند و هرکس به نوبه خود سعی بر ارائه راهکاری برای حل این موضوع دارد. محمود فتوحی فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی است و سابقه تدریس در دانشگاههای خارج و داخل کشور را دارد.
آنچه امروز حجم اعظم (و نزدیک به همهی) مثلاً محتوای دورۀ دانشگاهی ادبیات فارسی را به نام ادبیات «اصیل»، «فاخر» و «ارزشمند» اشغال کرده، غالباً همان ادبیاتی است که در روزگار معاصر خودشان خارج از «نُرم» بودند و آنچه امروز در دایرۀ دورههای آکادمیک ادبیات فارسی، مغفول، مسکوت یا مطرود واقع میشوند، در بسی موارد، جرمشان معاصر بودن است.
یکی از آزمایش هایی که در روان شناسی علمی می توان کرد اینست که مردم بیشتر از چیزی دم می زنند که از آن کمتر خبر دارند. یکی از رشته هایی که از آن این روزها بیشتر سخن می رانند ادبیات معاصر است.
بخش بزرگی از ادبیات عاشقانه معاصر ایرانی، مروج عشق ورزی به شیوه ای است که در روان شناسی به آن عشق افلاتونی می گویند.در حال حاضر، عشق ورزی به گونه ای افلاتونی بر عاشقانه های دیار ما ــ از شعر و داستان گرفته تا ترانه ها و تصنیف های کوچه و بازارــ حاکم است و اغلب مردم به ویژه روشنفکران، این شیوه از عشق ورزی را اصیل می دانند و به همین خاطر می خواهیم به طور مختصر به این سوالات پاسخ دهیم که اصولاً ویژگی های یک عشق افلاطونی چیست؟منشأ آن کجاست و چه اثراتی بر ساختار عاطفی و روانی انسان می گذارد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید