1394/10/15 ۱۱:۰۰
قوم کرد در قرنهای خیلی قدیم حشر و نشر بشر را در تحت نامهای مختلف اشتراک کرده، افسار فرمانفرمایی قسمتی از آسیای مرکزی را در دست داشته است. تاریخ مناقب دلاوری و کشورگشایی این قوم را به نامهای اولیهاش قید کرده است. گرچه قرال لاگاشه آدادناراری 2400 سال پیش از میلاد بحث از عشیرت کاردا کرده و 2200 سال پیش از میلاد هم کمیل سین پادشاه اور سرزمین کُرده را به امیر وردننر سپرده است.
قوم کرد در قرنهای خیلی قدیم حشر و نشر بشر را در تحت نامهای مختلف اشتراک کرده، افسار فرمانفرمایی قسمتی از آسیای مرکزی را در دست داشته است. تاریخ مناقب دلاوری و کشورگشایی این قوم را به نامهای اولیهاش قید کرده است. گرچه قرال لاگاشه آدادناراری 2400 سال پیش از میلاد بحث از عشیرت کاردا کرده و 2200 سال پیش از میلاد هم کمیل سین پادشاه اور سرزمین کُرده را به امیر وردننر سپرده است. در سال 1370 شوبی لکمبه پادشاه هتیت طایفهای را به نام گرده خوانده و پس از ان کتیبههای آئورهم ذکری از اسم فلات کارداکا و طایفه کورطیه و کورتی را بردهاند و گرچه در سال 401 پیش از میلاد کزنفون سردار و مورخ یونانی فرمانده دههزار نفره وقتی از ایران برمیگشت، در درههای زاخو ـ نزدیک کوه جودی ـ به مردم کاردو برخورده که نام پادشاهشان ارونتاس بوده است که به فارسی امروز لهراسب خوانده میشود و 334 سال قبل از میلاد هم وقتی اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد، مردم کرد در صف لشکریان داریوش بودهاند؛ همانگونه که نویسنده اسکندرنامه آرستوولس که در رکاب اسکندر بوده، مینویسد: «وقتی دارا شنید که اسکندر میآید، سی هزار سوار و سی هزار پیاده آن طرف رودخانه پیناروس فرستاد که ترتیبات خوب بگیرند جلوی لشکر مقدونی، سی هزار نفر وظیفه یونانی و عقبشان شصت هزار افراد کرداک تعبیه کرد ـ کرداک یکه طایفهای است که در جنوب دریاچه وان متوطنند ـ». با همه این احوالات قوم کرد امروزه تنها از آن کاردوها نیستند، بلکه کاردوها ما را هدایت به هویت اصلی کردهای امروزه میکنند.
این کتاب از دو فصل شکل یافته که فصل اول نگاشتۀ احسان نوری و فصل دوم تألیف توفیق وهبی است. نویسنده در فصل اول دربارۀ ریشۀ نژادی و تاریخ کردها و همچنین آراراتیان و نمرودیان بحثهای مفصلی را از منابع مختلف انجام داده است.
فصل دوم کتاب بررسی مختصری است از تاریخ ادیان کردان. نویسنده هدف خود از نگاشتن این بحث را چاپ و انتشار دستآوردها و یافتههای خود دربارۀ بقایای عناصر میترائیسم و تأثیر نفوذ آن در آیین یزیدی میداند که برای اولین بار در سال 1954 میلادی از لوحهها و سنگنوشتههای حکشده در هاترا ـ جنوب غربی موصل ـ حاصل شده است. همچنین این مقاله دربرگیرندۀ دیدگاههایی است دربارۀ وجود نفوذ میترائیسم در منطقه واقع بین رود دجله و رشته کوههای زاگرس و بعداً اثبات این نکته که آیین یزیدی نباید آیین پرستش شیطان باشد و بالاخره دربردارندۀ مطالعه و بررسی مختصری است از مذهب کردها تا ظهور اسلام و اشاراتی دربارۀ بعضی فرقههای باطنی.
نویسنده در این فصل دربارۀ دین و آیین کردها مینویسد: «با آنکه در میان کردان افرادی بودند خصوصاً در شهرها و روستاها که آیین زرتشت را پذیرفته یا بر اثر تبلیغ و ترویج مروجین مذهبی از سایر فرق جذب آنان گردیده بودند؛ لذا اکثریت کردها عقاید سنتی هند و اروپایی خود را در قالب ماگیان ـ زروانیسم حفظ کرده بودند. در واقع خدای منتفذ تمام کردها، مهر بود که عاشقانه او را میپرستیدند ـ در تلفظ فعلی کردی مهر، میر گفته میشود ـ خدایی که بدان سوگند یاد میکردند، خدای پیروزیها و قهرمانیها و خدای نجاتدهنده، یعنی همان الهه خورشید، او را میپرستیدند و با توجه به تشریفات آیینهای مختلف که بدان وابسته بودند و در آن مهر پرستش میشد، قربانیها میکردند».
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید