1394/10/14 ۱۰:۳۰
غزلیات شمس از جمله آثار کلاسیکی است که همواره مورد توجه بوده و تأثیر زیادی بر غزل فارسی داشته و این تأثیر را در آثار معاصرتر هم میتوان پی گرفت. اگرچه شاید مولوی بیشتر بهواسطه مثنویاش در سنت ادبی ما مشهور باشد، اما غزلهای او ویژگیهایی خاص دارد که در تاریخ ادبیات فارسی این اشعار را به قلهای بیبدیل بدل کرده است.
غزلیات شمس از جمله آثار کلاسیکی است که همواره مورد توجه بوده و تأثیر زیادی بر غزل فارسی داشته و این تأثیر را در آثار معاصرتر هم میتوان پی گرفت. اگرچه شاید مولوی بیشتر بهواسطه مثنویاش در سنت ادبی ما مشهور باشد، اما غزلهای او ویژگیهایی خاص دارد که در تاریخ ادبیات فارسی این اشعار را به قلهای بیبدیل بدل کرده است. بهتازگی کتابی درباره غزلیات شمس منتشر شده که دو محور اصلی دارد که در یکی به نوآوریهای مولانا در غزلیاتش پرداخته شده و دیگری درباره آسیبشناسی قالب و زبان است. این کتاب «مالیخولیای غزل» نام دارد و نویسندهاش رضا روزبهانی است و نشر قطره آن را به چاپ رسانده است. یکی از ایدههای اصلی این کتاب، بیان این نکته است که بسیاری از نوآوریهایی که معاصران در قالب غزل به وجود آوردهاند، ریشه در غزلهای مولانا داشته. و همچنین بهطورکلی مولانا را در کلیت آثارش مروج ایدهای نو دانسته: «مولوی- با درنظرگرفتن توامان سه ضلع مثنوی، دیوان شمس و فیهمافیه- لااقل در تمامی ادبیات ما تنها مؤلفی است که از یک ایده بیسابقه و نو دفاع کرده. تز معرفتیای که متعلق و خاص خود ایشان است... مولوی را بهخاطر طرح اندیشه نوی حکمی که مختص خود ایشان است و شکلگیری آثار هنریشان به تبع و بر مبنای آن اندیشه –که البته اصول زیباییشناسی، اسطورهسازی، ضرورتهای تاریخی و دیگر مبانی خاص خودش را هم دارد- صورت گرفته، باید مهمترین و مؤثرترین تئوریسین علوم معرفتی دانست؛ و از سویی دیگر، هم به این دلیل و هم برای لحظات بسیار وافر و متکثر جنونمندی در آثارشان که در میان تمامی نویسندگان(اعم از شاعر و غیر آن) جهان بیسابقه است، میتوان بزرگترین هنرمند زمانها دانست؛ لااقل تاکنون». «مالیخولیای غزل»، در ابتدا نگاهی اجمالی به اشکالات کتابت و تصحیحهای دیوان کبیر کرده و بعد به بررسی نقش مولانا در روند تاریخی غزل و قوالب کهن پرداخته است. سپس، به مواجهه با شکل و زبان غزل پرداخته و در آن بسیاری از نوآوریهای مولانا در این قالب را نشان داده است. همچنین بخشی هم به قافیه مضاعف اختصاص دارد. فصلی از کتاب به زمینههای معرفتی، فرهنگی و جغرافیای زبان مولانا توجه دارد و همچنین به اشتراکات زبانی- معرفتی غزلهای مولانا با شطح هم پرداخته شده است. بخشی مفصل هم به مؤلفههای زبانی غزلهای مولانا اختصاص دارد. در بخشی از کتاب درباره تسلط مولانا بر زبانهای مختلف آمده: «...مولانا طی دوران کودکی و نوجوانی، در زبان مادریاش و نیز زبان عربی به چیرگی و اشراف کامل میرسد. بعد از آنهم در مدت بیشتر از پنجسال زندگی در مناطق ارمنینشین شرق و جنوبشرقی آسیای صغیر، بهناگزیر با زبان ارمنی هم آشنایی و انس پیدا میکند؛ و البته در سفرهای مکرر بعدی به شامات نیز به حوزه جغرافیایی این زبان نزدیک بوده...».
منبع: شرق
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید