1394/9/30 ۰۹:۳۴
میرجلالالدین کزازی با شرح برخی تاثیرات ادبیات فارسی بر ادب جهان در گذشته، این موضوع را در حال حاضر وارونه ارزیابی کرد. این استاد پیشکسوت زبان و ادب فارسی در گفتوگو با خبرنگار ادبیات ایسنا، در پاسخ به این سوال که ادبیات فارسی چقدر وامدار و متاثر از ادبیات دیگر ملتهاست، گفت: اثرپذیری ادب پارسی را از دیگر سامانههای ادبی از نگاهی بسیار کلان و فراخ میتوانیم به دو روزگار بخش کنیم؛ یکی روزگار کهن است و دیگر روزگار نو یا روزگاری که آن را روزگار ادب همزمان یا ادب کنونی مینامیم.
میرجلالالدین کزازی با شرح برخی تاثیرات ادبیات فارسی بر ادب جهان در گذشته، این موضوع را در حال حاضر وارونه ارزیابی کرد.
این استاد پیشکسوت زبان و ادب فارسی در پاسخ به این سوال که ادبیات فارسی چقدر وامدار و متاثر از ادبیات دیگر ملتهاست، گفت: اثرپذیری ادب پارسی را از دیگر سامانههای ادبی از نگاهی بسیار کلان و فراخ میتوانیم به دو روزگار بخش کنیم؛ یکی روزگار کهن است و دیگر روزگار نو یا روزگاری که آن را روزگار ادب همزمان یا ادب کنونی مینامیم.
او سپس اظهار کرد: در روزگار نخستین ادب پارسی بیشتر اثرگذار بوده است تا اثرستان. در آفریدههای ادبی بسیار کهن که خواست من از آن ادب ایران در پیش از اسلام است، من تنها به یک نمونه بسنده میکنم. متنی کم و بیش آیینی به زبان پهلوی نوشته شده است که خوشبختانه از زیان و گزند و رخدادهای زمان برکنار مانده است و به دست ما رسیده است. این دفتر پهلوی «ارکاویراز نامک» نام دارد که بیشتر آن را با نام «ارداویرافنامه» میشناسند. این دفتر گزارش سفری است شگفتانگیز و رازآمیز به جهان فراسو و نهان بر مینو. موبدی با نام «ارکاویراز» پس از نوشیدن جامی از نوشابهای مستیبخش، هفت شبانهروز در گونهای از بیخویشتنی و بیهوشی به سر میبرد. در این زمان به گشت و گذاری میپردازد در بهشت و دوزخ. هنگامی که به خویشتن بازمیآید و به جهان پیکرینه و دیدارین، گزارش این گلگشتها را در این دفتر مینگارد. پژوهشگران ادب برآنند که این دفتر پهلوی آغازگر روندی یا گونهای ادبی بوده است که بر پایه آن کتابهایی نوشته یا بیشتر سروده آمده است. نامورترین این سرودهها شاهکار دانته سخنور ایتالیایی است که خندستان خدایی یا «کمدی الهی» نام دارد.
کزازی ادامه داد: از سوی دیگر سرایندگان ایرانی در سدههای نخستین هجری که به زبان تازی میسرودهاند و مینوشتهاند، فرهنگ و داستانها و اندیشهها و باورهای ایرانی را در این زبان میریختهاند و به یادگار مینهادهاند. سخنوران تازی یا تازیزبان از این سرچشمههای گرانسنگ ادبی و فرهنگی بهره میبردهاند. نمونه آن کتابهایی است که ابن مقفع از پهلوی به زبان تازی برگردانیده است. بسیاری از سخنان کوتاه نغز و پرمغز از راه این کتابها به زبان تازی راه جسته است، داستانها و زبانزدهایی را در آن پدیدآورده، چونان سخنان ارزنده و اندیشهورزانه و فرزانهوار در زبان بزرگان تازیزبان نهاده شده است. یا نمونهای دیگر اگر بخواهم بیاورم سخنور نامدار ایرانی که از بزرگان ادب تازه است. «بونواس اهوازی» در چامههایی که به زبان تازی سروده است آنچنان از فرهنگ و تاریخ و پیشینههای ایرانیان در آنها سخن گفته است که بخشی از این سرودهها را «فارسیات» نامیدهاند.
این شاهنامهپژوه درباره تاثیر ادب فارسی بر کار شاعران و ادیبان اروپایی نیز گفت: اندکی اینسوتر چارانههای خیام هنگامی که به زبان انگلیسی برگردانیده میشود، خیزشی در ادب انگلستان پدید میآورد که آن را بر پایه نام خیام عمرگرایی یا عمریسم مینامند. نمونه دیگر آشکارتر از آن است که نیاز به یادکرد داشته باشد؛ دیوان خواجه شیراز آنچنان هنگامهای هنری در سخنور بزرگ آلمان گوته برمیانگیزد که به نام و یاد این غزلسرای بزرگ دیوانی را با نام «خاورانه» درمیپیوندد. نمونههایی دیگر از این دست میتوانم آورد.
کزازی همچنین گفت: در روزگار دوم کار کمابیش وارونه شده است. ما از ادب دیگران به ویژه اروپاییان بسیار بهره بردهایم. پارهای از گونهها و کالبدهای ادبی را در داستاننویسی از آنان ستاندهایم که یکی از پرسمانهای فرهنگی و ادبی در روزگار ماست که من شایسته نمیدانم به آن بپردازم و چرایی آن را بازنمایی کنم.
منبع:ایسنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید