1394/9/14 ۰۹:۴۴
حمیدرضا محمدی(روزنامه نگار ماهنامه تهران): عبدالرحیم جعفری، کسی بود که از سطح نزدیک به صفر شروع کرد. به معنای واقعی کلمه خاک چاپخانه را خورد و بالا آمد تا جایی که در سال 1328، در حالی که تنها 30 سال داشت، «امیرکبیر» را بنیان گذاشت و تا سال 1358، به مهم ترین و تاثیرگذارترین ناشر ایران بدل شد. او چه بدایعی را در صنعت نشر از خود بر جای گذاشت که می توان گفت به نامش ماند؟
همین طور است که اشاره کردید. شادروان عبدالرحیم جعفری، بزرگ ترین ناشر خصوصی در تاریخ نشر ایران، از بزرگترین و موفق ترین ناشران در کشورهای جهان سوم و منطقه بود که با بررسی کارنامۀ فعالیت های انتشاراتی او می توان به جنبه هایی در کار او پی برد که نام او را ماندگار کرده است، از جمله این جنبه ها:
ـ جسارت و شجاعت در کار نشر؛
ـ مخاطره پذیری؛
ـ بلندپروازی؛
ـ ابتکار و نوآوری؛
ـ شکیبایی و پیگیری؛
ـ توجه به طیف گستردۀ مخاطبان؛
ـ بهره مندی و بهره وری از همکاران خوب و توانا؛
ـ پروراندن عده ای کاردان و وفادار؛
ـ همکاری گسترده با طیف متنوع نویسندگان، مترجمان و سایر پدید آورندگان؛
ـ و توجه به نیازهای روز و جامعه و تقاضای بازار.
جعفری در خاطراتش گفته است که هیچ گاه اهل سیاست نبوده است. آیا می توان این مسئله را دلیلی بر این دانست که در طول حدود سه دهه، حدود 90 مولف و مترجم که هر یک از بزرگان فرهنگ ایران زمین بوده اند، با او کار کرده اند؟ یا باید که به دنبال سبب دیگری برای این خیل عظیم از نام های بزرگ بود؟
نمی دانم شادروان جعفری«سیاست» را در چه معنایی به کار برده است. نشر اساساً نمی تواند از سیاست تاثیر نگیرد و بر سیاست تاثیر نگذارد. سیاست با ادارۀ جامعه کار دارد و نشر هم بنا به سرشت اش اقدام و فعالیتی اجتماعی است. هر اقدام و فعالیتی هم که به گونه ای با جامعه ارتباط داشته باشد، به هر حال خواسته یا ناخواسته به سیاست هم مربوط می شود. بنابراین، نشر غیر سیاسی به هیچ وجه امکان پذیر نیست، اما درجات و شدت و ضعف دارد. از دیدگاه سیاسی می توان میان ناشران مرزی کشید و آنها را به دو دستۀ اصلی تقسیم کرد:
جعفری در امیرکبیر، چیزی در حدود 2700 عنوان کتاب منتشر کرد که شاید حتی ناشران کنونی نیز از رسیدن به این عدد، ناتوان باشند. علت این موفقیت او را در چه می دانید؟
البته شمار کتاب های انتشار یافته دلیل موفقیت ناشر نیست. ناشرانی هستند، حتی هم اکنون، که آثار پرشماری انتشار می دهند، اما موفق نیستند. ناشری را می توان موفق به شمار آورد که بیشترین کتاب هایش با بیشترین نیازِ بیشترین مخاطبانش انطباق پیدا کند و بیشترین تاثیر فرهنگی را بگذارد. امیرکبیر جعفری از این نظر ناشری بود که به نیازهایی پاسخ می گفت، کتاب هایش تجدید چاپ می شد و با استقبال گسترده، البته متناسب با امکانات جامعه، رو به رو بود.
دستاورد امیرکبیر جعفری بر اثر ترکیب چند عامل بود که فقط به 3 عامل عمده تر در اینجا اشاره می کنم:
عطش جعفری سیرایی پذیر نبود تا جایی که چه در کمیت و چه در کیفیت، یکی از مدرن ترین ناشران خاورمیانه در زمان خود به حساب می آمد. پشتکار و البته ذوق و ابتکار را در این موفقیت موثر می دانید؟
خیلی ببخشید، با تعبیر اول جمله تان موافق نیستم. اگر اجازه بدهید، توضیح کوتاهی عرض کنم و سپس به این نکته بپردازم. نشر خصوصی تا سودآور نباشد، موفق نیست. نشر سودآوری که حاشیۀ سودش قابل توجه باشد، می تواند بخشی از سود را در زمینه های اصلی و حاشیه ای نشر سرمایه گذاری کند. اگر ناشری سودهای کلانی از راه نشر به دست آورد، چنانچه این سودها از راه های غیر مشروع و غیر قانونی و خلاف هنجارهای پذیرفته شدۀ جامعه نباشد، و در عین حال رشد نشر آن ناشر با منحنی رشد فرهنگی جامعه همسو باشد ، هرقدر هم که آن نشر توسعه طلب و بلند پرواز باشد، فعالیت آن ناشر به سود جامعه است. به همین دلیل هیچ یک از جنبه های بلند پروازانۀ شادروان جعفری را، تا جایی که بنده بررسی کرده ام و می شناسم و می دانم، به زیان فرهنگ جامعۀ ما نبوده است، و به رشد و توسعۀ فرهنگ عمومی و فرهنگ ایرانی کمک هم کرده است. ای کاش همۀ ناشران ما به اندازۀ ایشان بلند پرواز و دورپرواز بودند، ای کاش به اندازۀ ایشان جسور و با دل و جرات بودند، ای کاش به اندازۀ ایشان همۀ توان خود را در راه کتاب صرف می کردند. اگر نشر ما چند عبدالرحیم جعفری داشت، حتماً نشری با رونق تر، شکوفاتر و پربار تر می شد. دریغا که شیردلانی چون او کمیاب اند.
در جایی گفته اید که جعفری «ناشر ملی» است. این صفت را از چه رو، بر ایشان اطلاق کردید؟
هر ناشری در هر کشوری که به بزرگ ترین ناشر در حوزۀ تخصصی خودش تبدیل شود، جایگاه ممتازی را از آن خود می کند. امیرکبیر جعفری با انتشار مجموعۀ عظیمی اثر به یکی از تاثیر گذارترین نهادهای فرهنگی در ایران تبدیل شد. شاید روزی در داوری بیطرفانه و برکنار از حب و بغض، رهایی از جوّزدگی، قضاوت بر پایۀ انصاف و مروّت، در ارزش یابی ها و ارزش گذاری ها تجدید نظر شود و جایگاه عبدالرحیم جعفری در کنار بزرگان فرهنگی کشور و نیز بزرگترین خدومان قرار بگیرد. هنوز که هنوز است و پس از گذشت سال ها، دانشجویان دورۀ دکتری ادبیات فارسی با خواندن متونی باید دکتری بگیرند که امیرکبیر جعفری منتشر کرده و پس از او کمتر ناشری به انتشار آن متون دست زده است. این فقط یک قلم از اقلام خدمت او در نشر است. تاثیرهای شادروان عبدالرحیم جعفری را اگر در همۀ زمینه های فعالیتش و با توجه به مجموعه های متنوعی که انتشار داده است چنانچه برشماریم و با هم جمع بزنیم، گستره اش ابعاد ملی دارد. هر ناشری که کارنامۀ انتشاراتی اش ابعاد ملی داشته باشد، در شمار شخصیت های ملی کشور قرار می گیرد. امیدوارم شادروان عبدالرحیم جعفری آن گونه که حق و شایستۀ اوست شناسایی و معرفی شود تا جامعه به خوبی توجه کند و نظایر او را قلمه بزند، تکثیر، تقویت، پشتیبانی و حق شناسی کند تا چرخ نشر نیرو و سرعت بگیرد و بر روند فرهنگی ما تاثیر بگذارد.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید