1394/4/16 ۰۹:۴۶
شب قدر از دو جهت براي ما گرامي است. و ما هم غير از اين دو عنصر محوري چيزي نداريم و اين شب ميتواند جامع آن دو عنصر محوري باشد؛ يکي جريان «قرآن» است و ديگري جريان «عترت». اين همان «ثقلين» و دو وزنه وزين است که رسول اکرم(ص) از طرف ذات اقدس اله به جوامع انساني و اسلامي، بالاخص به مجامع شيعه معرفي کرد و فرمود: «اني تارک فيکم الثقلين».1 شب قدر شب توسل به قرآن است و عترت.
اينکه گفتند: «قرآن به دست بگيريد، دعايي دارد، بعد بر بالاي سر بگذاريد، دعايي دارد، و نام اين چهارده معصوم را ببريد»، براي آن است که قرآن در کنار عترت است و عترت در کنار قرآن است و اين دو ثقل و وزنة وزين، وسيله توسل ما به خداي سبحانند. توضيح کوتاهي درباره توسل به قرآن و عترت ارائه ميشود تا انشاءالله با قلب باز، توسل به قرآن و عترت را موفق بشويم و آن برکات نهايي را از ذات اقدس اله مسئلت بکنيم.
دور بودن بندگان در عين نزديکي خدا
در جريان قرب و بُعد زماني يا زميني اين نسبت مساوي است؛ يعني اگر چيزي به چيز ديگر نزديک بود، آن هم به اين نزديک است؛ يا اگر از او دور بود، آن هم نسبت به اين دور است. ولي در قرب و بعد معنوي اين چنين نيست؛ ممکن است يکي نزديک باشد و ديگري دور. خداي سبحان در عين حال که به همه نزديک است، «هو معکم اينما کنتم»،2 ولي يک عده «ينادون من مکان بعيد»3 هستند. کافران و ملحدان و منافقان از خدا دورند. در اضافههاي اشراقي اين گونه است، در قرب و بعد معنوي اين گونه است که خدا نزديک است، ولي بنده دور.
اگر بنده دور، بخواهد به خداي نزديک شود، «وسيله» ميطلبد. عبادت او وسيله است، قرآن و عترت وسيله است؛ آيه «و ابتغوا اليه الوسيله»4 هم تثبيت کرده است که يک سلسله امور، وسيلهاند. لکن شب قدر که بهترين شبهاي ايام سال است، شب توسل به قرآن است و عترت. که ما اين دو وسيله را محترم بشماريم، بالاي سر بگذاريم، اسامي مقدسه را بر لبانمان جاري بکنيم، و به خداي سبحان متوسل بشويم تا اين بُعدمان را به قرب نزديک بکنيم و خود را نجات بدهيم، براي ابد رهايي پيدا کنيم. چون اگر خداي ناکرده کسي در اين ايام خود را آزاد نکند، هميشه برده است؛ و انسان برده بدهکار را به گرو ميگيرند. اگر کسي بدهکار بود و حق خدا را ادا نکرد، او را گرو ميگيرند.
گرو بودن جان انسان گنهکار
اينکه در قرآن فرمود: «کل نفس بما کسبَت رهينه»،5 «کل امريء بما کسب رهين»،6 مرهون بودن، مال مديونهاست. و در جريان دين عادي و مالي، ملک را رهن ميگيرند؛ ولي در مسائل اعتقادي و اخلاقي، خود انسان را به گرو ميگيرند. اگر کسي حق خدا را ادا نکرد، خود آن شخص را به گرو ميگيرند. او دربند است و آزاد نيست تا اينكه حق را ادا کند. و در خطبه نوراني رسول گرامي(ص) آمده است: «انّ انفسکم مرهونه بذنوبکم ففکّوها باستغفارکم»؛7 يعني شما که گناه کرديد، بدهکاريد. مديون بايد رهن بدهد و خدا خود شما را گرو ميگيرد، شما دربنديد، در ماه مبارک رمضان با استغفار، خود را آزاد کنيد.
اشراف «مقربان» بر «احرار»
اين توسل به قرآن و عترت براي آزادسازي خود ماست که بشويم جزو احرار. از آن به بعد هم مراحل فراواني در پيش هست. اگر آزاد شديم، تازه ميشويم «اصحاب يمين»! از اصحاب يمين تا «مقربين» شدن فاصله فراوان است. «کل نفس بما کسبت رهينه الا اصحاب اليمين».8 آنها که اصحاب ميمنت هستند، کارشان ميمون و مبارک است، شر و فساد و فتنهاي در گفتار و رفتار و نوشتار آنها نيست، آنها آزادند، جزو احرارند؛ ولي بين آنها و بين مقربين فاصله فراوان است. آنها تحت اشراف مقربانند؛ هر کاري بکنند، مقربان ميبينند. «انّ کتاب الابرار لفي عليين. و ما ادراک ما علييون؟ کتابٌ مرقوم. يَشهده المقربون».9 نامه اعمال ابرار تحت اشراف و اشراق مقربان است. مقربان درجات والايي دارند که ابرار فاقد آن درجاتند.
توسل در شب قدر
تلاش و کوشش ما در اين شب بايد اين باشد که خود را جزو احرار و آزادمردان عالم بکنيم و بشويم جزو اصحاب يمين. بعد از آن اميد نيل به مقام مقربان هم هست. آن وسيله مهمي که بتواند فکّ رهن کند، بردهاي را آزاد کند، بستهاي را رها کند، قرآن و عترت است. و نمودار عترت و نماد عترت، علي بن ابيطالب است که اين شبها متعلق به اوست.
اگر کسي ولايت را در دل و قرآن را در جان داشته باشد، با اين دو وزنة وزين به خداي سبحان متوسل بشود و قرآن به سر بگذارد، اين يعني قرآن در رأس امور ماست و بردن نام چهارده معصوم يعني اينها مفسران قرآنند، اينها مجريان قرآنند، اينها مبيّنان قرآنند، اينها قرآنشناسانند، اينها حافظان حدود قرآنند و مانند آن. بنابراين وظيفه ما در شبهاي قدر توسل به اين دو ثقل و وزنه وزين است تا به خدا نزديک بشويم.
تجلي ويژه خدا در شب قدر
مطلب ديگر آن است که هميشه ميشود به اين دو وزنه متوسل شد، لکن ليلهالقدر خصيصهاي دارد که ليالي ديگر و زمانهاي ديگر فاقد آن خصيصهاند. براي جريان قوم موساي کليم(ع) موفقيتهايي بود که خداي سبحان فرمود: «و ذکرهم بايام الله».10 به موساي کليم فرمود: روزهايي هست که خدا در آنها تجلي ويژه دارد و باعث موفقيت بنياسرائيل مستضعف است و مايه سرنگوني فراعنه. مردم را به آن ايامالله متذکر کن تا از صبور و صابربودن به صبّار بودن برسند و کامياب شوند در پيروزي. در اسلام ليله قدر به منزله ايام الله جريان موساي کليم است.
اگر کسي اين ليله قدر را احيا کند، قرآن را احيا کند و ولايت را احيا کند، فرعونهاي هر عصري هم سرنگون خواهند شد؛ ديگر نه ظلمي در عراق ميبينيم، نه ستمي در افغانستان مشاهده ميکنيم، و نه خونريزي و خونخواري در فلسطين و جاهاي ديگر! به موساي کليم فرمود: مردم را به ايام الله متذکر کن تا ستم برافتد. به نبي ما هم فرمود: مردم را به ليله قدر متذکر کن تا ستم برافتد. بنابراين اين ليله قدر براي ما تعيين کننده است.
سلاح مؤمنان
ما چون برحقيم، بايد به حقيقت متوسل شويم. بيش از آن مقداري که به «آهن» تکيه داريم، به «آه» تکيه ميکنيم. سلاح ما در استجابت ادعيه، ناله و آه است که در دعاي کميل ميخوانيم: «و سلاحه البکاء».11 خدايا، به ما گفتي مسلح بشو؛ سلاح ما اشک ماست و ما اين اشک را در شبهاي قدر ذخيره ميکنيم. يک ملت ضعيف و قليل، «کم من فئه قليله» اگر بخواهد «غلبت فئهً کثيره» شود، بايد «باذن الله» باشد. و خداي سبحان زماني مردم عراق و افغانستان و فلسطين را نجات ميدهد که شيعيان ايران با اشک از ذات اقدس اله نصرت آنها را طلب کنند. فقط تأسف و تأثر ظاهري اثري ندارد. همان بنياسرائيلي که روزي از فرعون نجات پيدا کردند، امروز کار فراعنه را انجام ميدهند! خداي سبحاني که به آنها فرمود: ما به شما قدرت داديم «فينظر کيف تعملون»، «لننظر کيف تعملون»،21 به مسلمانها هم ميفرمايد: اگر مسلح بشويد به سلاح اشک و ناله و دعا، شما را هم موفق خواهيم کرد.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید