معنای زندگی؛ نمایشی از خود- برای خود / مریم پالیزبان(پژوهشگر)

1392/5/20 ۱۵:۱۰

معنای زندگی؛ نمایشی از خود- برای خود / مریم پالیزبان(پژوهشگر)

«مولر- فراینفلس» روانشناس، کسی بود که سال‌ها پیش از گافمن به تئوری دراماتوژی زندگی پرداخته بود.

روانشناس و فیلسوف آلمانی ریچارد مولر- فراینفلس1 (١٨٨۲−١۹۴۹) در دهه 20؛ در سده گذشته، به موضوعی پرداخت که بعدها در جامعه‌شناسی و به‌خصوص آثار «اروین گافمن»2 بستر مطالعاتی جدیدی شد برای شاخه مطالعات تئاتری. نمایش، خود3 موضوعی بود که گافمن بی‌شک به‌عنوان اولین محقق، به آن پرداخت. حضور فرد در زندگی روزمره4 نام کتابی است که در آن گافمن موقعیت تئاتری را برای تحلیل رفتارفردی در موقعیت‌های اینتراکتیو اجتماعی  برمی‌گزیند.
«مولر- فراینفلس» روانشناس، کسی بود که سال‌ها پیش از گافمن به تئوری دراماتوژی زندگی پرداخته بود.5
در نظر وی هر انسان، حتی در آن هنگام که آگاه نیست و شاید لزوما در آن هنگام که آگاه نیست، تبلور و نمایش آن چیزی است که در درون روح او در جریان است. حتی «رابینسن کروزو» در جزیره تنهایش به‌دنبال تماشاچی خیالی می‌گردد و یا حداقل شخص خود را در مقام تماشاچی خویش می‌بیند.
با چنین مقدمه‌ای به پرسشی نزدیک می‌شویم که ماهیتش در دیالکتیک منفی6 در انتهای مبحث متافیزیک مطرح می‌شود. پرسش در باب معنای زندگی، پرسشی برآمده از نبودن پاسخ. این پرسش در لحظه‌ای به وجود می‌آید که رسیدن به پاسخی برای آن را ناممکن می‌کند. «آدورنو» این پرسش را زاییده دوران بی‌جوابی می‌داند. دورانی که بی‌معنایی است و درست در همین دوران به چنین سوالی می‌رسیم.
معنای زندگی و دو مقدمه برای پرداختن به پرسشی که در لحظه نخستین هرگز پرسیده نمی‌شود. پرسش از معنای زندگی در نبودن زندگی و زیستن به ذهن خطور می‌کند و در ساحت این نبودن به انتهای خویش می‌رسد. پس برای پرداختن به این پرسش و نپرداختن به پاسخ آن باید به لحظه نخستین رجوع کنیم. به لحظه‌ای که این پرسش هنوز به عرصه وجود نرسیده. به لحظه‌ای درست پیش از آغاز این پرسش. درست در این لحظه پیشین، به پاسخ این پرسش خواهیم رسید. لحظه نبودن این پرسش پاسخی است برای آن.
این لحظه، این لحظات در راستای حرکتی اتفاق می‌افتند که پرسشی مطرح نمی‌کند. لحظاتی که اتفاق می‌افتند و در حال جریان‌اند. پرسش از معنای زندگی در پس اجرای زندگی اتفاق می‌افتد. پرسشی برای بعد از اجرا. بعد از نمایش زندگی و زندگی‌کردن. ما به اجرا و نمایشی می‌پردازیم که با ماهیت بیرونی و وجوه دیداری- شنیداری رفتار انسانی شکل می‌گیرد.
پرداختن به این پرسش در بستر امروزی، تنها در موقعیتی عاری از این پرسش امکان‌پذیر است؛ در ساحت زندگی. در موقعیت فردی. فلسفه فردیت به پرسشی دیگر می‌پردازد و این تنها راه است برای من، برای پرداختن به پاسخی، برای پرسشی، که نخواهم پرسید.
فلسفه فردی به تمام آن چیزی برمی‌گردد که حاصل نمایشی پیوسته از خود و ماهیت خود است. رفتارهای نمایشی و تاثیر آن بر دیگران و تصویر و بازتاب آن تصویر بر فردیت درونی و بیرونی؛ یا به گونه‌ای دیگر رسیدن به ساختار شخصیتی از ورای نمایش فردیت (جودیت باتلر)7 همان چیزی است که زندگی ما و چیستی آن را برای ما تعریف و تصویر می‌کند. ما، به یاری این هویت اجرایی، به هستی خویش می‌پردازیم. اجرای ما از هستی ما، با تمام نقش‌هایی که بازی می‌کنیم و می‌خواهیم بازی کنیم، از نقش‌های اجتماعی تا کلیشه‌های طبقاتی، همه در حیطه اجرایی هستند که از خود به دیگران عرضه می‌کنیم.
معنای زندگی پاسخی است بی‌پرسش. پاسخی است که درست در لحظه‌ای به انتها می‌رسد که پرسشی برایش پیش می‌آید. در تئوری نمایش فردیت، به نمایش با متن، بدون متن و فرامتنی می‌رسیم که همواره در حال اجراست. دیگران تماشاچی همیشگی‌اند. تماشاچیانی با تقاضا و انتظاراتی فردی و جمعی. مهم‌ترین انتظارشان حقیقی‌بودن این نمایش است. تماشاچیان از ما می‌خواهند که در بازی آنچه هستیم صادق باشیم، که قابل باور باشیم. مهم‌ترین تماشاچی اما خود ما هستیم. نمایشی که تنها تماشاچی آن خود ما هستیم. آیا برای خود باورپذیر هستیم؟! چرا نیستیم؟ چرا باید باشیم؟! خود در برابر خود، نمایشی پیچیده! یا شاید مسخره!   هویت امروزین ما چه رابطه‌ای با دیروز و روزهای دیگر ما خواهد داشت؟ لحظاتی از ما، در برابر تماشاچیانی در حال گذار دایمی‌اند. حتی خود ما بخشی از این حرکت دایمی هستیم. در این موقعیت دوار، آنچه ما را پیش از رسیدن به پرسش معنای زندگی متوقف می‌کند و پاسخی بر پرسش هنوز مطرح نشده است، تایید و پذیرش ماهیت نمایشی متنی- بی‌متنی و فرامتنی ماست، از طرف کس یا کسانی که مخاطب ما محسوب می‌شوند. حتی مشخصه‌های شخصیتی و فردی ما تا زمانی که مخاطب مورد نظرش را دارد، چه این مخاطب شخص خود ما باشد یا دیگری، همواره پاسخی خواهد بود به همان سوال پسین.
در فضای بین این پرسش و پاسخ از معنای زندگی، برزخی از نادانی و نخواستن و نتوانستن ما را احاطه خواهد کرد که همواره بهتر از نداشتن و نبودن است.   پاسخی هست و پرسشی نیست و یا پرسشی هست و پاسخی که به نیستی می‌رسد.
در انتها، برای نمایشی باورپذیر از خود برای خود توصیه می‌شود:
«همیشه دلقکی بر شانه‌های خویش داشته باش و همیشه آماده باش از شخصیت خشک‌شده خویش بیرون بیایی و مسخره کن خودت را و شکلک باش همچون میمون.»8

پی‌نوشت‌ها:
1. Richard Müller-Freienfels, Philosophie der Individualität.
2. Erving Goffman
3. Selbstdarstellung
4. The presentation of self in everyday life, 1959.
5. Persönlichkeitseigenschaften als Selbstdarstellungsprodukte: Von Ereignis zur Eigenschaft, Lothar Laux, Caroline Spielhagen, Karl-Heinz Renner, In Performativität und Ereignis, hrsg. von Erika Fischer-Lichte, Christian Horn, Sandra Umathum, Matthias Warstat, Tübingen/Basel: Francke 2003.
6. Theodor W. Adorno: Negative Dialektik. Suhrkamp, Frankfurt 1966
7. Judith ButlerوDas Unbehagen der Geschlechter. Suhrkamp, Frankfurt am Main 2003
8. Gergen, K. J. , Das übersättigte Selbst. Identitätsprobleme in heutigen Leben, 1996, P.309.

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: