مرغ آن چمنم / نادر مطّلبی کاشانی

1394/2/29 ۱۰:۱۰

مرغ آن چمنم / نادر مطّلبی کاشانی

چند سال پیش، استاد عزیز و بزرگوارمان مرحوم دکتر محمدامین ریاحی با بنده تماس گرفتند و امر فرمودند تا به محضرشان شرفیاب شوم. بعد از آنکه به خدمتشان رسیدم، بسته‌ای بزرگ همراه با نامه‌ای مرحمت فرمودند و خواستند تا آن را بعدتر (بیرون از منزل) باز کنم. وقت خروج از خانه، از سر کنجکاوی همانجا پشت درب منزل ایشان، بسته را باز کردم و دیدم پاکتی است حاوی سه نسخه اصلاح‌شده از کتابهای زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی (تألیف خودشان)، مفتاح‌المعاملات (تألیف محمدبن ایوب طبری از قرن ششم) و جهان‌نامه (تألیف محمدبن نجیب بَکران از اوایل سده هفتم) که هر سه با برچسب «نسخه خودم» مشخص شده بود.

 

نامه استاد ایرج افشار به دکتر محمدامین ریاحی

چند سال پیش، استاد عزیز و بزرگوارمان مرحوم دکتر محمدامین ریاحی با بنده تماس گرفتند و امر فرمودند تا به محضرشان شرفیاب شوم. بعد از آنکه به خدمتشان رسیدم، بسته‌ای بزرگ همراه با نامه‌ای مرحمت فرمودند و خواستند تا آن را بعدتر (بیرون از منزل) باز کنم. وقت خروج از خانه، از سر کنجکاوی همانجا پشت درب منزل ایشان، بسته را باز کردم و دیدم پاکتی است حاوی سه نسخه اصلاح‌شده از کتابهای زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی (تألیف خودشان)، مفتاح‌المعاملات (تألیف محمدبن ایوب طبری از قرن ششم) و جهان‌نامه (تألیف محمدبن نجیب بَکران از اوایل سده هفتم) که هر سه با برچسب «نسخه خودم» مشخص شده بود.

سپس در پاکت نامه را گشودم، با کمال خجلت دیدم وکالت‌نامه‌ای خطاب به بنده و خانواده گرامی‌شان نوشته‌اند و در آن از سر مَکرمت و بزرگواری و ذره‌پروری، تمام حقوق مادی و معنوی سه کتاب سابق‌الذکر را در زمان حیات خود و بعد از آن، به بنده واگذار فرموده‌اند. خوشبختانه کتاب زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی به لطف مؤسسه و انتشارات اطلاعات چاپ شد، و امیدوارم دو کتاب دیگر هم که از آثار برجسته علمی در زبان فارسی است، در فرصت مقتضی منتشر شود.

همراه کتاب جهان‌نامه، مرحمتی دکتر ریاحی، نامه‌ای از استاد و مخدوم عزیزم ایرج افشار بود که سالها پیش از آمریکا به دکتر ریاحی نوشته بودند و در آن نامه نسخه‌ای دیگر از جهان‌نامه را که هیچ اطلاعی از آن در دسترس نبود، به ایشان یادآور شده بودند. غیر از این اطلاع مهم، نوشته استاد افشار حاوی نکاتی از علاقه و ارادت ایشان به دکتر ریاحی است، و نیز مبیّن گوشه‌ای از حالات و روحیات آن استاد فقید در عشق به ایران. روان این دو استاد بزرگ جاودان در شادی و آرامش باد.

بیست‌وپنجم اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ مصادف بود با ششمین سالگرد درگذشت استاد محمدامین ریاحی؛ از این روی مناسب دانسته شد تا این نامه ارزشمند که یادگاری از این دو بزرگ است، در روزنامه اطلاعات، که مدیران آن، از شیفتگان و علاقه‌مندان استاد افشار و دکتر ریاحی هستند، منتشر شود.‏

مطلبی کاشانی

 

***

لُس آنجلس، ۱۷ آذر ۷۵

دوست عزیز دانشمند؛

دو روز در ویمبلدن (کنار لندن) بودم و در «آشیانه عقاب» (‏Eagle Home‏) مؤسسه الفرقان به فهرستهای نسخ خطی که در این دوساله در اکناف عالم نشر شده است، می‌نگریستم و دریافتم که نسخه‌ای از «جهان‌نامه» در کتابخانه ملک فیصل به شماره ۱۶۲ هست. این نسخه مورَّخ ۱۱۱۵ هجری است و البته در مقامی نیست که با نسخه مشهد، که اساس چاپ جناب عالی است، پهلو بزند؛ ولی امکان دارد از روی نسخه‌ای نوشته شده باشد که از حیث نسخه بدل کمک‌هایی به تصحیح بکند. به هر تقدیر به یاد شما یادداشت شد که عرض شود تا اگر متن تجدید می‌شود، در مقدمه متذکر وجود این نسخه بشوید، تا دیگری متعرّض نشود و ایراد نکند.

مخلص از آنجا به قصد دیدن بچه‌ها و بیش از آن، رفع مشکلات پُرستاتی و آب‌مروارید چشم راست (به مناسبت بیمه‌ای که اینجا بچه‌ها دست‌وپا کرده‌اند و معالجه با بیمه است و دیگر بیم هزینه‌های گزاف بیمارستان نیست)، به لُس‌آنجلس آمدم، و حالا هفته‌ای می‌گذرد که سرگرم آزمایشگاه و پزشک هستم. هم چشم نیاز [به] بازسازی دارد و هم پرستات آزار می‌دهد، که خود روزگاری با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردید. امیدوارم نتیجه بگیرم و اگر عمل‌شدنی است، کلک را بکنم و اگر باز می‌گویند به دارو بسازم، راهم را بگیرم و به وطن بازگردم، که «مرغ آن چمنم».

ولی شاید عرض کرده بودم که چون نزدیک دویست نسخه خطی فهرست‌ناشده در آکادمی وین هست، که قرنی است در آنجا خاک می‌خورد، از من خواستند به آنجا بروم و بلکه فهرستی از آنها آماده کنم. این است که اگر از اینجا خلاص شدم، یک‌ماهی را باید در اطریش بگذرانم و به امید خدا اواسط بهمن ماه خدمت برسم.

چون همیشه مرهون الطاف آن دوست دیرینه بوده‌ام، مناسب دیدم که حسب‌حالی بنویسم و از راه دور هم تشکرات خود را به ملاحظه مراحم همیشگی عرض کنم. هیچ‌گاه آن افتخاری که به من داده و کتابی دلپذیر و گرامی را به نام مخلص حقیر مصدّر فرموده‌اید، از یاد نمی‌برم و با اینکه در همان مواقع به عرض تشکر کتبی اقدام کردم، مجدداً هم وظیفه دارم که از نازیدن و بالیدن خود بدان سرافرازی، حضور محترم تشکرات عمیق و بسیط و واقعی و صمیمانه‌ام را عرض کنم.

اینجا کسی نیست که همزبان و همسخن باشد، غریب معنوی‌ام. سه فرزندم از بام تا شام کار دارند و بعد خسته و مانده ـ به قول مؤلف عقدالعلی ـ «نه مرده نه زنده» می‌آیند و به خوابگاه خود پناه می‌برند. البته هر یک در گوشه‌ای جدا هستند و مخلص طبعاً با یکی از آنها به ‌تناوب هست.

روزگار دلپذیری نیست و شهر هم برای من بی‌احساس و بیگانه است. دلم را به مقداری نوشتنی گرم کرده‌ام و از جمله به تصحیح کتابی در صناعت سیاق مشغولم و کمی به این فنّ غریب آشنایی پیدا کرده‌ام. در تاریخ و سوابق آن هم اطلاعاتی به دست آورده‌ام (از میان متون) که تا کنون کسی بدان نپرداخته است. امیدوارم بتوانم این کار را تمام کنم، که هنوز متنی دم‌د‌ستی و دست‌آموز در این زمینه نداریم، و می‌دانید که از لحاظ تحقیق و تجسس مواد تاریخی از روزگار سلجوقی الی اواسط عصر پهلوی اول، وسیله‌ای است ضروری برای مطالعه. متأسفانه هنوز در تحقیق اوضاع اجتماعی و مالی قاجار کسی دست به مواد و مآخذ سیاقی نزده است. تا چه حد موفق شوم، با خداوندست، که امیدوارم چشمم را یاری بدهد و طوری نشود که همزبان یغمایی بخوانم:

دیگر آن آسمان نمی‌بینم گردش اختران نمی‌بینم

زیاد پرت‌وپلا نوشتم و حوصله آن دوست عزیز را سر آوردم. تمنّی دارم سلام مرا به [علیقلی] جوانشیر [خوئی] و [علی‌اصغر] سعیدی [خوئی] مخصوصاً برسانید، و حضرت [مصطفی] مقرّبی و احمد اقتداری و دیگران و دیگران.

[امضا] ایرج افشار

روزنامه اطلاعات

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: