ناصر تکمیل همایون : مارکوپولو دروغ‌های زیادی گفته است

1392/2/31 ۱۱:۴۸

ناصر تکمیل همایون : مارکوپولو دروغ‌های زیادی گفته است

دکتر ناصر تکمیل همایون، ایران شناس و پژوهشگر معتقد است که سفرنامه هایی که مارکوپولو درباره ایران نوشته است، نه تنها دقیق نیست بلکه « مارکو پولو دروغ‌های زیادی گفته است».


دکتر ناصر تکمیل همایون، ایران شناس و پژوهشگر معتقد است که سفرنامه هایی که مارکوپولو درباره ایران نوشته است، نه تنها دقیق نیست بلکه « مارکو پولو دروغ‌های زیادی گفته است».
به گزارش خبرنگار دبا (دایره المعارف بزرگ اسلامی ) نشست آشنایی با ایران و ایران‌شناسی، عصر دوشنبه 30 اردیبهشت با حضور ناصر تکمیل‌همایون و علی بلوکباشی از اساتید جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی در فروشگاه مرکزی شهرکتاب برگزار شد.
در این نشست که به مناسبت روز ایرانگردی و جهانگردی برگزار شد، ابتدا دکتر ناصر تکمیل همایون سرپرست بخش تاریخ مجموعه کتاب‌های "از ایران چه می‌دانم؟" ضمن تشریح واژه ایران‌شناسی و ترجمه آن از لفظ ایرانولوژی (iranology) گفت: به نظرم ایرانولوژی چیزی من‌در آوردی است چرا که ایران، به تنهایی موضوع یک علم نیست و در آنچه ایران‌شناسی گفته می‌شود، ایران به عنوان یک کلیت مورد مطالعه قرار نمی‌گیرد. هر بخش از ایران یعنی جغرافیا، تاریخ، ادبیات، زبان و هنر و... شاخه جداگانه‌ای است و نمی‌توان شناخت هر یک از آنها را معادل ایران‌شناسی دانست. تعابیر اسلام‌شناسی و قرآن‌شناسی هم درست نیستند و بهتر است معادلی را که بهاءالدین خرمشاهی تعیین کرد، یعنی ایران‌پژوهی، اسلام‌پژوهی و قرآن‌پژوهی را مورد استفاده قرار دهیم.
ناصر تکمیل همایون در ادامه، نقلی از جلال آل احمد را درباره فعالیت شرق‌شناسان متذکر شد و افزود: آل احمد می‌گفت غربی‌ها برای اینکه کشورهای شرقی را بشناسند و بهتر بتوانند آنها را زیر استعمار خود بیاورند، رشته‌هایی چون جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی را ایجاد کردند. سوءاستفاده غربی‌ها از علوم فوق بدیهی است اما نباید همه فعالیت‌های علمی را با این چوب راند و همه اندیشمندان غربی را خدمتگزار استعمارگران دانست.
این محقق تاریخ و جامعه‌شناسی به ریشه‌های ایران‌پژوهی اشاره کرد و ادامه داد: ایران‌پژوهی بیشتر از دوره قاجاریه مورد بحث قرار گرفت؛ چه در قالب سفرنامه‌ها و چه در قالب کنگره‌ها. نخستین کنگره ایران‌پژوهی در دوره ناصرالدین شاه و در حدود سال 1850 میلادی به نام شرق‌شناسی تشکیل شد. آن موقع درون شرق‌شناسی، مبحث مطالعات ایرانی را هم آورده بودند. تا سال 1985 تعداد 29 کنگره مطالعاتی برگزار شد و از آن تاریخ به بعد نام این مطالعات به مطالعات آسیایی تغییر کرد.
تکمیل همایون با اشاره به تلاش‌های علامه قزوینی در آشنا کردن ایرانیان با مطالعات جدید ایرانی گفت: به عقیده من، در دوره معاصر پدر واقعی ایران‌شناسی جدید، مرحوم ایرج افشار بود که کشورمان را از هر جهت (تاریخ، قصه، اسطوره، جغرافیا، طبیعت، معماری و...) شناخته بود. او وجب به وجب ایران را رفته و دیده بود. من چندبار با او همسفر شدم ولی بالاخره مجبور شدم به او بگویم که اگرچه ایراندوست هستم ولی قادر نیستم همپای شما بیایم. دو بار همراه با او به قله الموت رفتم و دفعه سوم نتوانستم.
ناصر تکمیل‌همایون درباره راه‌اندازی مجموعه "از ایران چه می‌دانم؟" در دفتر پژوهش‌های فرهنگی نیز گفت: ما به این فکر کردیم که اگر قصد خدمت به ایران را داریم، ابتدا باید آن را بشناسیم. معمولا همگی به صورت احساسی می‌گوییم که ایران را دوست داریم و می‌شناسیم ولی به معنی واقعی کلمه آن را نمی‌شناسیم. یک روز دوست جامعه‌شناسی از من پرسید که حکومت سامانیان متعلق به قبل از اسلام است یا بعد از اسلام؟ از او پرسیدم واقعا نمی‌دانی؟ گفت خیر، چون من یک جامعه‌شناسم و نیازی به دانستن تاریخ ندارم. آیا جامعه‌شناسی که نداند جامعه خودش چه تحولاتی را پشت سر گذاشته، می‌تواند به شناختی از جامعه امروزش برسد؟ بنابراین در دفتر پژوهش‌های فرهنگی تصمیم گرفتیم هر چیزی را که درباره ایران می‌دانیم بنویسیم و اولین کتاب را هم خودم نوشتم.
نویسنده کتاب‌های "تهران"، "خوارزم" و "خلیج فارس" با بیان اینکه همه اسناد مربوط به مرزهای جغرافیایی ایران را در تمام آرشیوهای داخل کشور دیده است، افزود: به جرات می‌توانم بگویم که یک وجب از مرزهای کنونی ایران، مرزهایی نیست که بین ساکنان این طرف و آن طرف مرزها با مذاکره به دست آمده باشد. اینها مرزهایی بوده که  انگلیسی‌ها و روس‌ها و عثمانی‌ها بر ما تحمیل کرده‌اند و منطقه ما را کاملا تقسیم‌بندی و چندتکه کرده‌اند. ایران فرهنگی شامل افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان هم می‌شود. یک‌بار وقتی به سمرقند رفته بودم، یک دانشمند ازبک قبر امیر تیمور گورکانی را به من نشان داد و گفت که این قبر متعلق به یک ازبک است، درحالی که بالای قبرش نام و مشخصات مقبره به زبان فارسی نوشته شده بود. ما در بخشی از آسیای میانه، فرهنگ مشترکی داشتیم ولی در تقسیم‌بندی از سوی قدرت‌های بزرگ به شکل امروز درآمدیم. اگر به هرات بروید متوجه می شوید که این شهر از لحاظ فرهنگی و مدنی هیچ تفاوتی با تربت حیدریه ندارد. هرات در دوره فتحعلی‌شاه در حوزه ملی (nation) ایران بود و در زمان ناصرالدین‌شاه و پس از قرارداد پاریس، به خاک افغانستان ملحق شد. یک nation می‌تواند از لحاظ سیاسی تغییر مرز دهد ولی از نظر فرهنگی نمی‌تواند.
تکمیل‌همایون درباره نادیده انگاشتن برخی ادوار تاریخی هم گفت: هیچ دوره تاریخی را نمی‌توان کتمان کرد. فرضا کسانی که سعی دارند ایران ساسانی را به دوره پهلوی پیوند بزنند و دوره ایران اسلامی را نادیده بگیرند، تاریخ را تکه‌تکه می‌کنند. ایران سرزمینی چندفرهنگی بوده و به خوبی می‌توان تساهل، تسامح و همزیستی را میان فرهنگ‌ها و مذاهب گوناگون در ایران دید. در محله عودلاجان تهران، هم امامزاده و مسجد هست و هم کلیسا و منزل خاخام. در عودلاجان، زنی یهودی زندگی می‌کرد که از راه تار زدن امرار معاش می‌کرد. روزی او را در خانه‌اش مرده یافتند و زیر بالشش کاغذی پیدا کردند که روی آن نوشته بود "تارم را فروختم تا وقتی مُردم، خرج کفن و دفنم کنند و محتاج دیگران نباشم." وقتی این زن مرد، مسلمانان هم زیر تابوتش را گرفته بودند. یا اینکه امامزاده‌ای در اصفهان هست که یک روز مسلمان‌ها در آنجا خرج می‌دهند و یک روز یهودی‌ها. این اتحاد و همزیستی بین ادیان در ذات فرهنگ ایرانی است.
این محقق جامعه‌شناسی تاکید کرد: بیهقی گفته که تاریخش را براساس مسموعات و مکتوتاب و مشاهدات نوشته است. در ایران‌شناسی یا ایران‌پژوهی نیز باید رفت و به چشم دید و به شناخت رسید.
تکمیل همایون در بخش دیگری از این بحث گفت: متاسفانه بعضی وقت‌ها هر حرف و نقلی را از خارجی‌ها دربست می‌پذیریم. ولی باید بدانیم که مثلا مارکو پولو دروغ‌های زیادی گفته است. او یکجا می‌گوید شب را نزدیک یزد خوابیدیم و فردا رسیدیم به مشهد؛ که این امر در واقعیت آن روز ممکن نبود. خیلی از مورخان قدیمی ما هم چنین اشتباهات و زیاده‌گویی‌هایی داشته‌اند. البته کسی مثل احمد اقتداری را هم داریم که شب و روز کار کرده و حاصل کارش کتاب "خلیج فارس" است که بسیار ارزشمند و مبتنی بر مشاهدات و تحقیقات است. در آن‌سو هم باید قبول کنیم که مردم‌شناسی مثل "میس لمبتون" بدون شک جاسوس انگلیس بوده و از طریق هژیر – نخست‌وزیر وقت – برای بریتانیا جاسوسی می‌کرده و علیه ملی شدن صنعت نفت نیز کارهایی صورت داده بود. با این وجود نمی‌توان به راحتی از کتاب "مالک و زارع در ایران" او گذشت که تاکنون هیچ ایرانی نتوانسته اثری به اندازه نصف آن کتاب بنویسد. به هرحال وقتی جواسیس قرار است تحقیق کنند و بنویسند، با دقت به همه جزئیات نگاه می‌کنند و همین مساله سبب شده تا کتاب میس لمبتون اثری پرقدرت باشد و نتوان از لحاظ علمی ایرادی بر آن وارد کرد.
 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: