1393/12/24 ۰۸:۰۲
از ویژگیهای مصحف امیرالمؤمنین(ع) این بود که اوّلاً بر حسب نزول مرتب شده بود، نه بر حسب طول سورهها. در اینجا مورخان و محدثان سه قول دارند: ۱ـ عدهای برآنند که چینش سورهها به اشاره و تصویب خود پیامبر(ص) بوده است. ۲ـ عدهای آن را فرآورد اجتهاد صحابه میدانند. ۳ـ گروهی به آمیزهای از قول اول و دوم معتقدند.
ویژگیهای مصحف
دیگر از خصوصیات مصحف امام علی(ع) این بود که ناسخ را بر منسوخ مقدم داشت. همچنین شأن یا اسباب نزول را هم در برداشت.
یک سؤال و مسئله مهم این است که: چرا گروه زید بن ثابت مصحف تدوین یافته حضرت علی(ع) را با تعجیل یا با تأنی و تأمل، در نهایت نپذیرفتند؟ آن هم با توجه به شأن قرآنشناسی حضرت علی(ع) که برترین حافظ و مفسّر قرآن و دانشمندترین کاتب وحی بود و مصاحبت شبانهروزی با حضرت ختمی مرتبت(ص) داشت. آیا میترسیدند که از دستور خلیفه سرپیچی کرده باشند؟ آیا از آنکه نظم و ترتیب آن بر حسب نزول بود که هیچ مصحف دیگر با این ترتیب و توالی نبود؟
گفتار شهرستانی
چند قرن طول کشید تا این گره معما به دست یکی از بزرگترین متکلّمان جهان اسلام، یعنی عبدالکریم شهرستانی(درگذشته ۵۴۸ق) صاحب کتاب معروف «الملل و النحل» گشوده شد. و این با کشف نسخه خطی تفسیری مهم از او انجام یافت. این تفسیر «مفاتیحالاسرار و مصابیحالابرار» نام دارد. از آثار پیشین او برمیآید که او در کلام (اصول عقاید) اشعری یعنی مذهب رسمی اهل سنت و جماعت، و در فروع (فقه)، پیرو مذهب شافعی (فیالمثل مانند غزّالی یا سعدی و حافظ) است؛ اما با کشف و سپس چاپ عکسی و حروفی این تفسیر شگفتآور به همت و تحقیق و تعلیق دکتر محمدعلی آذرشب (از سال ۱۳۷۶ و به بعد) معلوم و مسلّم شده است که گرایش جدی شیعی (احتمالاً اسماعیلی) دارد.
او در فصل دوم مقدمه که در کیفیت جمع قرآن مجید است، از اهمیت مصحفی که در دست امیرالمؤمنین علی(ع) بوده است، سخن میگوید و مینویسد که آن حضرت(ع) در آن نسخه از قرآن کامل اما تدوین نیافتة خود، اسراری به اشارت حضرت رسول(ص) یعنی تفسیروار و در حاشیه متن مقدس قرآن افزوده بوده است. سپس همو (شهرستانی) صحابهای را که جمع قرآن را برعهده داشتند، یعنی زید بن ثابت و چهار پنج نفر از قرآنشناسان گروه او را ملامت میکند که چرا نسخه حضرت(ع) را رها کردند و نپذیرفتند و سپس مینویسد:
«… او علیهالسلام چون از کفن و دفن پیامبر(ص) فارغ شد، سوگند خورد که ردایی بر دوش نگیرد جز برای نماز جمعه، تا آنکه قرآن را جمع [و مرتب و مدوّن] کند؛ چرا که به این امر به نحو قطعی مأمور بود. سپس آن را چنان که نازل شده بود [یعنی به ترتیب نزول وحی]، بدون تحریف و زیاده و نقصان جمع کرد. پیامبر(ص) از پیش به مواضع ترتیب و وضع و تقدیم و تأخیر [سورهها و حتی بعضی آیات] اشاره کرده بود …» (مفاتیحالاسرار، چاپ عکسی، ص۵)
سپس نکته بیسابقهای که شاید در هیچ منبعی اشاره نشده باشد، در میان میآورد و مینویسد: «… و گفتهاند مصحف او دارای متن و حواشی بوده است …»(همانجا) و به دنبال آن مینویسد: «و گویند چون از جمع آن فارغ شد، به کمک غلامش قنبر آن را به نزد مردم [بزرگان صحابه، زید و گروهش] بردند که در مسجد بودند. آنها این مجموعه را به دشواری حمل میکردند و گویند به اندازه بار شتری بود. حضرت(ع) به ایشان گفت: این کتابالله است به گونهای که بر حضرت محمد(ص) نازل شده است. آن را بین دو جلد (لوح) جمع آوردهام. آنان گفتند: مصحفت را بردار و ببر. ما به آن نیازی [برای جمع و تدوینی که خود در دست داریم،] نداریم. حضرت(ع) گفت: به خدا دیگر هرگز آن را نخواهید دید. وظیفه من این بود که چون جمعش کردهام، آگاهتان سازم. و سپس در حال خواندن این آیه [قرآن، مجموع و مدون خود را برداشت و] به خانه خود بازگشت: یا رب انّ قومی اتّخذوا هذا القرآن مهجورا». (تفسیر شهرستانی، تحقیق دکتر آذرشب، ج۱، ص۱۲۰)
اهمیت دیگر مفاتیحالاسرار در این است که ترتیب مصحف حضرت علی(ع) را به نقل از مقاتل بن سلیمان (درگذشتة۱۵۰ق) نقل میکند.
چنان که پیشتر نقل شد، وجود تاریخی و واقعی داشتن مصحف امیرالمؤمنین علی(ع) از نظر تحقیق تاریخی مسلّم است، و چنین نیست که فقط در آثار نسبتاً جدید نظیر بحارالانوار مجلسی (درگذشته ۱۱۱۱ق) آمده باشد. تازه علامه مجلسی خود از چهارصد پانصد منبع کهن احادیث و روایات خود را نقل میکند. و امروزه در قم یکی از مؤسسات فرهنگی سالهاست که به تحقیق و نشر مصادر بحارالانوار اشتغال دارد.
بعد از مقاتل بن سلیمان، کلینی (اوایل قرن چهارم) و ابن ندیم (درگذشته ۳۸۰ق) و شاید مهمتر از آنها یعقوبی (اواسط قرن سوم) و شیخ مفید (درگذشته ۴۱۳ق) و دهها دانشور اعم از محدّث و مورخ قرون اولیه سرگذشت مصحف امیرالمؤمنین(ع) آوردهاند. و بعضی منابع کهن مانند آثار مقاتل و یعقوبی خوشبختانه نام سورههای مصحف حضرت(ع) را ثبت کردهاند. برای تتمیم فایده، خوانندگانی که به منابع کهن دسترسی ندارند، میتوانند به بخش پایانی ترجمه نگارنده این سطور از قرآن کریم (قطع رحلی، ص۶۱۱) به فهرست سورهها بر حسب نزول بر وفق منابع کهنی که یاد خواهد شد، مراجعه کنند.
چنانکه اشاره شد، ابن ندیم در کتاب یا کتابشناسی و رجالشناسی و مجموعهای از علوم و فنون اسلامی یعنی «الفهرست» به شیوهای روشن و تحقیقی تجربی از مصحف حضرت علی(ع) یاد میکند و شرح نسبتاً مفصّلی درباره آن دارد: «…. و این مصحف نزد خانواده جعفر بوده و من خود در زمان خویش در نزد ابویعلی حمزه الحسنی رحمهالله مصحفی دیدم که به خط علیبن ابی طالب بود و صفحاتی از آن افتاده بود؛ و آن را خاندان بنیحسن به مرور زمان، به شیوه توارثی [نسل اندر نسل] نگاهداری میکردند و ترتیب سورهها در این مصحف از این قرار است:…»
آری، متأسفانه دنباله مطلب مربوط به اسامی و ترتیب سورهها از این کتاب معتبر ساقط شده است و معلوم نیست چه عمد و قصدی در کار بوده است. باید آرزو کنیم نسخههای کهن نویافتهای از الفهرست ابنندیم به دست آید، به امید آنکه در آنها نام سورهها و ترتیب آنها به نحوی که در روشن شود. البته غیر از کتاب مقاتل بن سلیمان، در تاریخ یعقوبی (یک قرن پس از مقاتل و بیش از یک قرن پیش از ابن ندیم)، چنین فهرستی آمده است.
سخن نهایی
سخن نهایی درباره مصحف حضرت علی(ع) این است که میتوان از امارات تاریخی و اشارات شهرستانی دریافت که ایشان در حاشیه مصحف خود، نامهای بسیاری کسان بهویژه مشرکان قریش و منافقان را که بالصراحه در قرآن نیامده، آشکار کردهاند و گروه زید بن ثابت پس از ملاحظه آنها از بیم آشوبی که برخواهد خاست، پذیرفتن و رونویسی از آن را به صلاح ندانستهاند. از سوی دیگر حضرت علی(ع) که برای رعایت مصالح جامعه اسلامی، به خلفای سهگانه در مهمّات امور مشورت میداد، در این باره هم پذیرفت که مصحف خود را جزء مواریث مهم امامت در خاندان خود، نسل اندر نسل، باقی گذارد و خود دعوت گروه زین بن ثابت را برای بازنگری نهایی مصحف عثمانی، همراه با چند قرآنشناس برجسته دیگر پذیرفت و تا پایان کار با آنها همکاری کرد که شرحش در تواریخ قرآن و آثاری چون «اتقان» سیوطی آمده است.
سیوطی حتی حدیثی از ایشان نقل میکند که اوج مسئولیتشناسی حضرت(ع) را نشان میدهد: «لو وُلّیتُ کما وُلّی عثمان، لفعلتُ ما فعل: اگر سرپرستی همچون سرپرستی عثمان، به من داده میشد، همان کاری را میکردم که او کرد.» البته ضرورت و فایده دارد که حدیثشناسان، این حدیث را شناسایی و از حیث متن و روایت و درایت بررسی نمایند.۱
پینوشت:
۱ـ این مقاله، منقول از دایرهالمعارف تشیع، جلد پانزدهم (زیرچاپ) است. گفتنی است که این اثر مرجع به جلد ماقبل پایان رسیده و انشاءالله تا یک دو سال دیگر جلد شانزدهمر آخر آن منتشر خواهد شد. ناشر و حامی این اثر «انتشارات حکمت» است.
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید