1393/12/18 ۰۹:۵۸
گروه پنجم؛ «کوچک»ها هستند. بالاترین درجة دیانت ایزدی از عامه ایزدیان، که آنان را پیامآوران الهامپذیر آیین ایزدی میدانند، کوچکها هستند که گروهی گسترده را تشکیل میدهند. اکثر آنها شیدایانی هستند که به عزم زیارت روی به لالش نهاده، خانه و زندگی را رها کرده و مجاور شدهاند و روزگار را به ریاضت میگذرانند. به عنوان هیزمشکنان زیارتگاه در هوای سرد پاییز، زمستان و بهار به خدمات آیینی طاقتفرسا مشغول هستند و در بین سنجار و شیخان پراکندهاند.
کوچکها
گروه پنجم؛ «کوچک»ها هستند. بالاترین درجة دیانت ایزدی از عامه ایزدیان، که آنان را پیامآوران الهامپذیر آیین ایزدی میدانند، کوچکها هستند که گروهی گسترده را تشکیل میدهند. اکثر آنها شیدایانی هستند که به عزم زیارت روی به لالش نهاده، خانه و زندگی را رها کرده و مجاور شدهاند و روزگار را به ریاضت میگذرانند. به عنوان هیزمشکنان زیارتگاه در هوای سرد پاییز، زمستان و بهار به خدمات آیینی طاقتفرسا مشغول هستند و در بین سنجار و شیخان پراکندهاند. با لباسهای سفید و کمربند پشمی سیاه یا قرمز حلقهدار از سایر طبقات ایزدیها متمایز میشوند. کوچکها طبیبان جسم و روح هستند و با خاک تربت بزرگان ایزدی به شفای بیماران در دل کوهستان میشتابند و خاک را بر پیشانی و شکم بیمار ضماد میکنند. عامه پیروان ایزدی آنان را صاحبنَفَس و مسیحادَم و دارای نیروی برتر میدانند که با ماورا در ارتباط هستند و از راهنمایی فرشتگان برخوردارند.
از دیگر وظایف کوچکها، رسیدگی به زوار شیخ آدی در روزهای جشن، تجهیز میت، غسل و کفن و دفن مردگان، کشف جامه نیک و بد مردهها و… انجام کارهای سخت در لالش است، هچون: حمل و نقل سنگها و قطع تنههای کهنسال با نظارت یکی از کوچکهای باسابقه که «کوچک عزب» خوانده میشود.
کوچکها در مرقد شیخ مقیم هستند و کار نگهبانی از آن را به عهده دارند. احترام آنان و قبول سخنانشان واجب است؛ زیرا در بخشی از کتاب «جلوه» اطاعت از آنان و قبول سخن و درک خوارق عاداتشان توصیه شده است. (التونجی، محمد، همان، ص۱۷۹ به بعد)
کوچکها در اصل «گوی چاک»ها هستند که در آیین مانی (۲۱۶ ـ۲۷۶ میلادی) «نغوشاک» و به عربی، «سمّاعین» خوانده میشوند که مترادف معنی کُردی آن است. نغوشاک پایینترین درجه از گروههای اعتقادی آیین مانوی هستند (تقیزاده، سیدحسن، مانی و دین او، انتشارات فردوسی تهران، ۱۳۷۹، ص۸۷) و در سلسلة خاکسار «کوچک ابدال» خوانده میشوند و به افرادی گفته میشود که تازه به فقر ورود کردهاند.
مریدان
آخرین گروه از کُردهای ایزدی، مریدان هستند که مطیع اوامرند و هر ایزدی باید حتماً یک شیخ و پیر داشته باشد، زیر نظر او آموزش ببیند و راهنمایی و ارشاد بشود. نذورات و صدقات آنها به شیخ و پیر خاص آنها داده میشود. «مریدان» یا پیروان که عامة ایزدیها را تشکیل میدهند، ازدواج درونگروهی دارند و این طبقه از لحاظ پیوستگی به شیخ و پیر و سایر وظایف اعتقادی، با عامة علویان ـ اعم از بکتاشی، صفوی، علوی و یارسان ـ مطابقت کلی دارند.
مناسک ایزدی
اول سال ایزدیها از ماه نیسان (آوریلر اردیبهشت) آغاز میشود و اول هفته آن ماه، شب سر سال، یعنی اول سال محسوب میگردد. آنها کاهو، گوشت آهو، ماهی، کدو و کلم نمیخورند. شیخ و شاگردانش از خوردن گوشت خروس محروم و ممنوع هستند، از ریختن آب دهان بر خاک جداً خودداری میکنند، در نیمه اول ماه نیسان که ماهی مقدس است، ازدواج نمیکنند. در این ماه زراعت، شخم زمین، ساخت و ساز، نهالکاری، عقد و قراردادهای اقتصادی متوقف است.
ایزدیان جمعهها در گورستانها گرد میآیند و برای اموات هدایا میبرند و با زیارت و ساز و طبل و پایکوبی و رجزخوانی و مدیحهسرایی، روز را به سر میآورند. آنها روزه، نماز، حج و زکات خاص خود را دارند. در نظرشان زنا از گناهان کبیره است. گوشت خوک را حرام میدانند و نمیخورند. پوشیدن لباس آبی، نفرین کردن، دشنامدادن، قضای حاجت به طور ایستاده را ممنوع میشمارند. دوری از خانواده به مدت طولانی (بیش از یک سال) ازدواج ایزدی را فسخ میکند؛ بنابراین حرام است.
پراکندگی ایزدیان
کردان ایزدی علاوه بر جغرافیایی که در آغاز بخش نخست بدان پرداختیم، در کشورهای سوریه، ترکیه، ارمنستان و بهویژه آلمان سکونت دارند و آن کشور بعد از سنجار، پایگاه دومشان محسوب میشود.
از این گروه نژادة ایراندوست، جمعی نیز در ایران به سر میبرند که به مرور ایام، به اسلام گراییدند و علاوه بر شعر و ادب و هنر، در علم دین درخشیدند و علمای بزرگی از میانشان برخاست؛ همچون: حاج میرزا ابراهیم دنبلی از شاگردان شیخ انصاری و از مجتهدان بنام خطّه آذربایجان مؤلف کتابهای «تلخیص المقال فی تحقیق احوال الرجال» و «الدرّهالنجفیه» (در شرح نهجالبلاغه) و «الاربعون حدیثا» به زبان عربی که به چاپ رسیده است؛ حاج میرزا یحیی امام جمعه خویی (درگذشته ۱۲۹۶قر شهریور ۱۳۲۴ش) که عالمی روشنبین و سیاستمداری هوشمند و وطنپرست بود و در حوادث کشور در عصر خود از آغاز مشروطیت تا پایان حیات سهم مؤثری داشت و خواهرزاده حاجی میرزا ابراهیم سابقالذکر است.۷۸
از زنان شاعر، میشود حیران دنبلی را نام برد که دیوانی در حدود ۴۵۰۰ بیت (مرکب از اشعار فارسی و ترکی) از او باقی مانده است. وی درباره وبایی که سال ۱۲۴۴ یا ۱۲۴۷ در آذربایجان شایع گردید، سروده است:
ای خدا شیعیان هلاک شدند نوجوانان به زیر خاک شدند
مـادران دلشکسته و نالان مرده شورند بهر فرزندان
ای خدا این بلا شدید شده از فرج، خـلق ناامید شده…
و نیز صاحب دنبلی (دختر شهبازخان، درگذشتة ۱۱۸۷)، شوقی تبریزی دنبلی از مستوفیان زمان فتحعلیشاه و صاحب «کلیات شوقی» مرکب از نظم و نثر به خط خود او موجود در کتابخانه دانشگاه تهران، عبدالرزاق بیگ دنبلی (متخلص به مفتون منشی) ادیب و شاعر نیمة اول قرن سیزدهم وابسته خدمت کریمخان زند و در نهایت، از محارم عباسمیرزا ولیعهد که استاد شادروان دکتر ریاحی دوازده اثر ارزنده در حوزه تاریخ ایران، شعر و ادب به فارسی و ترکی و ترجمه از وی نام برده است.
شادروان ملکالشعرای بهار درباره کتاب «تجربـهالاحرار و تسلیهالابرار» که عبدالرزاق دنبلی به تقلید «نفثـهالمصدور» زیدری نسوی نوشته است، آن را یکی از شاهکارهای قرن دوازدهم هجری گفته است۷۹ و نیز اثر ارزشمند «بصیرتنامه» یا «عبرتنامه» که بارها به چاپ رسیده است و آن از ترجمه ملخصی که از کتاب کروسینسکی لهستانی (درگذشته ۱۷۵۶م) به ترکی عثمانی در استانبول چاپ شده بوده، ترجمه شده است. این کتاب اخیراً با عنوان «سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی» با برداشت از چاپ فرانسه آنتوان دوسرسو به اهتمام دکتر سیدجواد طباطبایی بازنویسی شده است.۸۰
پینوشتها:
۷۸ـ همان، ص۳ ـ ۲۳۲، عبارت متن دربارة مرحوم امام جمعه خویی عیناً از شادروان دکتر محمدامین ریاحی است.
۷۹ـ بهار، محمدتقی، سبکشناسی، ج۳، ص۳۲ (ریاحی، محمدامین، همان، ص۲۶۱).
۸۰ ـ طباطبایی، سیدجواد، سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، نشر نگاه معاصر، تهران، ۱۳۹۰.
روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید