تلخ بود آنچه به من نوشاندند / سپیده موسوی

1399/12/26 ۱۲:۴۹

تلخ بود آنچه به من نوشاندند / سپیده موسوی

یکی از مهم‌ترین ابهاماتی که درباره پروین وجود دارد این است که آیا بر طبق ادعای اعضای «اتحادیه‌ی کشاورزان و ترقی‌خواهان» و یا افرادی چون عبدالحسین آیتی و فضل الله گرگانی آنچه ما با عنوان «دیوان پروین» می‌شناسیم حقیقتاً از آن وی است یا خیر؟ هر چند این مُدعا از سوی خود پروین با رعایت متانت و نجابتی زنانه مردود اعلان شد[۱] اما ردپای این تردید در مخاطبان شعر پروین، گویی چندان کم‌رنگ نشده است.

 

یکی از مهم‌ترین ابهاماتی که درباره پروین وجود دارد این است که آیا بر طبق ادعای اعضای «اتحادیه‌ی کشاورزان و ترقی‌خواهان» و یا افرادی چون عبدالحسین آیتی و فضل الله گرگانی آنچه ما با عنوان «دیوان پروین» می‌شناسیم حقیقتاً از آن وی است یا خیر؟ هر چند این مُدعا از سوی خود پروین با رعایت متانت و نجابتی زنانه مردود اعلان شد[۱] اما ردپای این تردید در مخاطبان شعر پروین، گویی چندان کم‌رنگ نشده است. به راستی این ظن و یا بهتر است بگوییم سوءظن از چه برمی‌خیزد؟ آیا برآیند بافت سنتی ایران آغاز سده‌ی چهاردهم در نوع نگاه به زن است یا رهاورد نگاهی است که می‌گوید زنان از درک عوالمی که ورای محسوسات زنانه و سوز و گدازهای معمول عاشقانه باشد عاجزند؟ آیا همان‌گونه که الن شووالتر، منتقد فمنیست، مطرح کرده است «زبان تحت سیطره‌ی تفکر مردسالارانه است» و ورود به این عالم مردانه گناهی نابخشودنی به حساب می‌آید؟ اگر در دوران مشروطه زنان -خصوصا زنان تبریزی و بختیاری- هم‌پای مردان در راه آزادی می‌جنگیدند آیا این جنس مبارزه‌ی اجتماعی نمی‌توانسته است در سطح ادبیات هم بروز یابد؟ پیداست که در این گونه گفتارها پای باوری می‌لنگد. باوری که از ماجرای پیوند میان مردان و زبان نشات می‌گیرد. باوری که به جهت تبیینش لازم  است که مقدماتی را مطرح داریم.

به دنبال شکل‌گیری ادبیات فمنیستی، صاحب‌نظران و اهالی فن به این باور رسیدند که باید نوعی از سبک نوشتاری و گفتاری را که مختص خود زنان باشد به راه بیندازند. آنها درصدد بودند که با انجام این کار راه را بر چیرگی بُعد مردانه‌ی موجود در زبان بیابند و جامعه را از تک صدایی و قدرت حاکم خارج سازند. زیرا که به باور ریتز، «همین تسلط مردانه بر زبان بود که بر قدرت تاریخی آنها افزود و به مردان آموخت که از طریق مشارکت در پدرسالاری آدم‌های دیگر را با تحقیر نگاه کنند و به عنوان موجوداتی غیر انسانی تحت نظارت خود درآورند.» علاقه‌ی فمنیست‌ها به این مبحث باعث شد که برخی زبان‌شناسان به این باب علاقمند شوند و برخی مختصات زبان زنانه را بیرون کشند که از جمله این مختصات موارد زیر است:

 «زنان، در مقایسه با مردان به تلفظ استاندارد گرایش بیشتری دارند، از کلمات توصیف رنگ بیشتر استفاده می‌کنند، کلمات رکیک را کمتر به کار می‌برند، از قیدهای تعدیلی که حاکی از شک و نسبیت است تا قطعیت بیشتر بهره می‌برند، از دُم سوالی( یعنی پرسش‌های کوتاه پایان جملات) که نشانه‌ی عدم اطمینان و وسوسه‌های زنانه است زیاد استفاده می‌کنند. برخلاف مردان که می‌خواهند بر بحث مسلط شوند در گفتمانشان زبانی مشارکتی و دوسویه دارند، همچنین تحت تأثیر عوامل محیطی و اجتماعی در زبان گفتاری خود از موضع ضعف و تردید و پرسش و با آهنگی افتان گفت‌وگو می‌کنند. در نهایت اینکه، توجه به جزئیات و ترکیب کلی آنها، دقیق‌تر از زبان کلی‌نگر مردانه صورت می‌گیرد.»

 منتقدان پروین ظاهرا بی آنکه به دستاوردهای علمی این زبان شناسان آگاهی داشته باشند به وجود این مشخصه‌ها در زبان شعر زنانه اذعان داشتند. زیرا پروین در شعرش کمتر از موضع تردید برمی‌آید و زبان سخنش همان‌گونه که از بافت یک سخن تعلیمی و پندآموز برمی‌آید بُرنده و محکم است. وقتی او با صراحت می‌گوید:

هرکه او بد کرد، بداندیش سپهر        کار او از همه کس برتر کرد

چرخ را عادت دیرین  این  بود          که به افتاده نظر  کمتر کرد

صراحت موجود در کلام با وجود اندوه روشنگرانه‌ای که در آن به نظر می‌رسد جایی را برای ضعف و تردید و تشکیک برخاسته از آنچه که زبان زنانه‌اش می‌خوانند باقی نمی‌گذارد. دیگر اینکه وقتی پروین در توصیف جماعت چُرتی پیرامونش می‌گوید: «گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست» لحن انتقادی‌اش چیزی کم از خشم و کوبش نیما در شعر «آی آدم‌ها» ندارد. در این قبیل  انتقادات هرچند که اگر می‌خواستیم بر اساس معیارهای زنانه زبان بنگریم باید کلام وی با نفرین‌ها و دعاها همراه می‌شد اما او با ترکیبی از عفت و حیای زنانه و جسارت و بُرایی کلام مردانه موضع خود را در ازای بی انصافی‌های روزگار نشان می‌دهد تا نگاه غیرجنسیتی خود را در آنجایی که باید به یک موضوع با نگرشی انسانی بنگرد هموار سازد. در مجموع به باور نگارنده جای خالی یک پژوهش دقیق درباره‌ی مختصات زنانه و مردانه‌ی و یا حتی غیرجنسیتی کلام پروین به چشم می‌خورد. مختصاتی که گاه از لحاظ توجه به جزئیات و دیدن امور غیرمتداول، ابعاد زنانه‌ی کلام او را تقویت می‌بخشد و گاه با وجود صراحت و جسارت نصایح و پندها، جانب بافت سخن را به سوی زبانی مردانه می‌کشاند. هرچه که هست رهاورد این جستار می‌تواند  این معمای تاریخی  -که شاید بتوان آن را یک بی انصافی تاریخی نام‌گذاری کرد- را  تا حدود بسیاری تقلیل می‌دهد. معمایی که حل آن می‌تواند چهره‌ی یک زن متفکر وروشنفکر را هویدا سازد. زنی که توانست ورای قراردادهای زمانی‌اش، زبانی سیال را برگزید تا از قِبَل آن بتواند دردهای تلخی آنچه به او نوشاندند را به وضوح بیان کند. همان چیزی که به بگفته‌ی خودش «نخست  سنگِ  بنایِ بلندمقداری  است.»

 [۱]  . مرد پندارید پروین را چو برخی ز اهل فضل                 این معما گفته نیکوتر که پروین «مرد» نیست

منبع: پایگاه اطلاع رسانی شهر کتاب

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: