1399/12/23 ۱۳:۵۸
از جمله موضوعات بسیار مهم و جذاب در پهنۀ ایرانشناسی و مطالعات ایرانی، گاهشماری است که از آغاز سدۀ هجدهم میلادی تا کنون ادبیات چشمگیری پیرامون آن پدیدآمده است. بحث در بارۀ ابعاد موضوع گسترش یافت و مقولاتی چون: منشأ تقویم و تأثیرپذیری آن از تقویم مصری، همچنین تحولات و اصلاحاتی که گاهشمار ایرانی از روزگار هخامنشی تا به امروز از سرگذرانده است، بارها بررسی و از زوایای گوناگون پژوهش شدهاند.
حمیدرضا دالوند
چکیده: از جمله موضوعات بسیار مهم و جذاب در پهنۀ ایرانشناسی و مطالعات ایرانی، گاهشماری است که از آغاز سدۀ هجدهم میلادی تا کنون ادبیات چشمگیری پیرامون آن پدیدآمده است. بحث در بارۀ ابعاد موضوع گسترش یافت و مقولاتی چون: منشأ تقویم و تأثیرپذیری آن از تقویم مصری، همچنین تحولات و اصلاحاتی که گاهشمار ایرانی از روزگار هخامنشی تا به امروز از سرگذرانده است، بارها بررسی و از زوایای گوناگون پژوهش شدهاند. یکی از بحثهای مهم تقویم ایرانی، وجود یا عدم وجود کبیسه در آن و نیز چگونگی کبیسه گرفتن ایرانیان بوده است. تا به امروز نظرات مختلفی در این باره ارائه شده است و اغلب به وجود دو سال شمار ثابت و سیار در ایران و وجود فرایند کبیسهگیری هر 116- 120 سال یک ماه، اشاره کردهاند. گفتار پیش رو بر آن است تا با برداشتی متفاوت از مفهوم بهیزک در گاهشمار ایرانی، از نگاهی دیگر به موضوع کبیسهگیری در گاهشمار ایرانی بپردازد.
دریافت مقاله
منبع: تاریخ علم، دوره 18، شماره 1 - شماره پیاپی 28، بهار و تابستان 1399
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید