1393/6/30 ۱۰:۲۳
به لحاظ نظری چه بخواهیم و چه نخواهیم، «ایده گفتگوی تمدنها»ی خاتمی در برابر «برخورد تمدنها»ی هانتینگتون فهمیده شده است. پایان جنگ سرد از جمله تحولات محوری در دو دهه آخر قرن بیستم است که سیاست و روابط بینالملل را دگرگون ساخت و چالشهای فکری تازهای را در عرصههای سیاست و اندیشه برانگیخت. به طور خاص دو رویکرد نظری عمده غربی در این باره درخور تأمل است:
نخست نظریه «پایان تاریخِ» فرانسیس فوکویاما که با خوشبینی قائل به پیروزی غرب در جنگ سرد و ختم تضادهای ایدئولوژیک و تفوق لیبرال دموکراسی غربی در سراسر جهان است،
و دوم رویکرد نظری «برخورد تمدنها»ی هانتینگتون که خطر دشمنی جدید و رویارویی میان دو تمدن اسلام و غرب را برجسته میكند.
نظر هانتینگتون در سراسر جهان واكنشهای فراوان داشت، بهگونهای که خود او بعدها با نگارش کتاب «برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی» نوشت: «بنا به اظهار تحریریة فاران افیرز از دهه 1940 تا 1993 یعنی زمان نگارش مقاله برخورد تمدنها، هیچ یک از مقالههای منتشر شدة آن مجله، به اندازه مقاله یاد شده مورد توجه و بحث قرار نگرفته است.» او مقاله خویش را «فرضیه»ای میدانست که علامت پرسش موجود در عنوان آن نادیده گرفته شده است.
در ایران
در ایران با نقد رویکرد «برخورد تمدنها» در فضای سیاسی پیش از انتخابات سال 1376، زمینه طرح گفتگوی تمدنها فراهم شده بود و این مفهوم پیش از آنکه از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در قالب یک قطعنامه بینالمللی مطرح شود، نخستین بار در خلال فعالیتهای انتخاباتی سیدمحمد خاتمی به میان آمد. خاتمی خود در این باره گفته است: «فکر میکنم اواخر سال 75 و شاید در اولین مصاحبهای که بنده به مناسبت نامزدی ریاستجمهوری داشتم، این مسأله را مطرح کردم؛ چون بعد از طرحی که آقای هانتینگتون درباره ستیز میان تمدنها مطرح کرده بود، همواره در ذهن من بود و این امر ناشی از احساسی بود که وجود داشت و نگاه به قرنی که امروز آن را پشت سر گذاشتیم و وارد قرن تازهای شدیم.»
البته به نظر خاتمی وقتی طرح گفتگوی تمدنها از حوزه نظر و فرهنگ به میدان عمل و سیاست آمد و از زبان یک سیاستمدار مطرح شد، نوع نگاه به آن هم در حوزه عمومی متفاوت شد. به گفته او: «وقتی که مسأله گفتگوی تمدنها مطرح شده، بهخصوص از آن لحاظ که طرحکننده آن یک فرد سیاسی بود و در عرصه سیاست هم روابط خاصی برقرار است، خیلیها شاید تصور کردند که این بهانهای است برای گفتگوی سیاسی و بده بستانهای سیاسی در سطح بینالمللی... در حالی که ابداً موقعی که این مسأله مطرح شد، در طرح گفتگوی تمدنها هیچ منظور نظر سیاسی به معنی خاص کلمه نبود... منظور اصلی ایران از پیشنهاد گفتگوی تمدنها، در واقع طرح یک سرمشق جدید در مناسبات بینالمللی بود... سرمشق گفتگوی تمدنها و فرهنگها اگر از منظر اخلاقی مورد ملاحظه واقع شود، در واقع دعوت به وانهادن ارادة معطوف به قدرت و تمسک و گرایش به اراده معطوف به عشق است و در این صورت، نتیجه نهایی گفتگوی تمدنها و فرهنگها، نه فقط همسخنی، که همدلی و محبت است.»
امتناع نظری گفتگو
امکان و امتناع نظری گفتگو و گفتگوی تمدنها از آنجا پدید میآید که مفهوم و نسبت میان خود و دیگری چگونه تعریف میشود. مدافعان امتناع گفتگو براساس مبانی نظری خود استدلال میكنند که گفتگو میان تمدنهای جهانی بر اساس مرزهای تشخص و هویت آنها و تمرکزی که روی مقوله «ما» و «دیگری» دارند، ناممکن است و مدافعان امکان گفتگو از وجود مفاهیم و مضامین مشترکی که در خلال گفتگو شکل میگیرد، سخن میگویند.
در میان دانشهای اجتماعی که به نحو مستقیمتری به این قبیل مسائل مرتبط هستند، میتوان از نظر توجه به گفتگو سه گروه عمده را مد نظر قرار داد:
اول) حوزهای که مستقیماً به گفتگوهای کلامی و غیرکلامی پرداختهاند،
دوم) حوزهای که به طور غیرمستقیم وارد مبحث گفتگو شدهاند،
و سوم) آنها که التفاتی به این مهم نداشتهاند.
برای کشف مبادی گفتگو اگرچه شناخت گروه اول و دوم ضرورت بیشتری دارد، اما نمیتوان بخش سوم را نیز نادیده گرفت؛ زیرا وجود یا عدم بحث گفتگو نزد صاحبان اندیشه یا نحلههایی خود میتواند به روشن شدن مبانی و حدود گفتگو نیز کمک کند.
به طور کلی متفکران و فیلسوفانی که با تز امتناع امکان گفتگوی تمدنها توافق دارند، بیشتر بر شواهد عینی تکیه میكنند که عملاً گفتگو را در جهان ناممکن ساختهاند. در برابر آنها میتوان بنیادهای نظری امکان گفتگوی تمدنها را بر نظریههای فیلسوفانی نهاد که اساساً معرفت و دستیابی به حقیقت جهان را در فرآیندی گفتگویی میسر میدانند.
وجود مفاهیم و مضامین مشترک انسانی یکی از عوامل مؤثر در تمسک به گفتگوست و این امر مشترک توانش انسانها را در تعیین چارچوب مشترک برای گفتگو بالا میبرد. در برابر، گروهی از فیلسوفان و متفکران نیز هستند که معتقدند به دلیل ناهمگنی و ناهمگونی فرهنگها و تمدنها و اسارت هر فرد و ملت و تمدنی در کهکشان ذهنی خویش، گفتگوی واقعی ممکن نیست و حجابهای زبانی مانع برقراری ارتباطات بین فرهنگی و بین تمدنی میشود.
نهادهای مدنی
در عین این تأملهای نظری باید بیش از آنکه در پی آن باشیم که گفتگوی تمدنها را به عنوان یک نظریه فلسفی و اجتماعی به معنای خاص و دانشگاهی آن دنبال کنیم، باید آن را به عنوان پارادایم، راهبرد و الگویی برای حل منطقی مسائل مبتلابه جهان و جوامع کنونی پی بگیریم. امکان و اقناع گفتگو در عالم واقعی علاوه بر نظر، نیازمند اعیان نهاد و ساختار مناسب نیز هست.
واقعیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نشان میدهد که نسبت میان «گفتگو» به طور عام و «گفتگوی فرهنگها و تمدنها» به طور خاص، با وجود و قوت نهادهای مدنی، نسبتی مستقیم و معنادار است. نهادها و شبکههای گفتگویی میتوانند دنیاهای فروبسته را روی همدیگر بگشایند و فرهنگ گفتگو را تولید و بازتولید کنند. تجربه عمومی و حتی فرهنگ نخبگان ما ایرانیان از گفتگو بهویژه در دوران جدید، تجربه و فرهنگی ناپایدار و گسسته و کوتاهمدت است. با وجود ضرورتها و نیازهای گوناگون تاریخی افقهای اندیشه و میدانهای کنش اجتماعی و سیاسی چنان گشوده نبودهاند، یا گشاده نماندهاند که به گفتگو در معنای عملی آن امکان نشر و نما دهند.
نظریه گفتگوی فرهنگها و تمدنها نیز از این آفت و آسیب برکنار نماند. گفتگوی فرهنگها و تمدنها هر قدر هم که از بار معرفتی و حتی سیاسی و بینالمللی برخوردار میشد، در تحلیل نهایی نیازمند ساختارها و سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داخلی بود. به صراحت میتوان گفت که اهتمام به مقوله گفتگوی تمدنها و تأمین لوازم و اقتضاهای آن در سطح ملی نه به درستی و به موقع صورت پذیرفت و نه به خوبی ادامه یافت. اقبال جهانی به موضوع گفتگوی تمدنها سرمایهای ملی و معنوی و حتی نمادین قلمداد نشد و در چرخه رقابتهای سیاسی و داوریهای هنجاری حداکثر به محافل نظری و علمی آن هم با مضیقههای بسیار محدود گردید.
بار گفتگوی فرهنگها و تمدنها اگرچه در عرصه سیاست و پیشبرد راهبردهای تنشزدایی، امری دولتی است، اما در عالم فرهنگ و اجتماع بیشتر امری غیردولتی و مبتنی بر اندیشهورزی و تفکر در قالب بنیادها و نهادهای مدنی، فرهنگی و اجتماعی است که در این عرصه سهم و نقش دستگاهها و شبکههای دولتی و غیردولتی ما بسیار پایین بود و پایینتر شد. با وجود همه محدودیتها و تنگناها و ظهور و بروز امواج خشونت و ستیزهجوییهای هویتی، راهبرد گفتگوی فرهنگها و تمدنها همچنان مطرح و در قیاس با ایده برخورد تمدنها، بیشتر قابل اتکاست.
*مدیرعامل مؤسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید