1398/1/28 ۱۰:۳۱
والتر برونو هرمان هنینگ۱ خاورشناس و ایرانشناس آلمانی تبار انگلیسی و از محققان بنام و نواندیش در مطالعات ایرانی و پیشگام در پژوهشهای آیین مانوی و زرتشتی، در ۲۶ اوت سال۱۹۰۸ در شهراگنیت در کنار رود ممل در پروس شرقی متولد شد. و در ۸ ژانویه۱۹۶۷ در پنجاه و هشت سالگی در برکلی کالیفرنیا درگذشت.
هنینگ کودکیاش را در پومرانیا، واقع در کرانه دریای بالتیک در شمال غربی لهستان، سپری کرد. تحصیلات اولیه را در شهر کوسلین گذراند، به ریاضیات علاقه فراوان داشت و هفده ساله بود که برای تحصیل در رشته تاریخ ریاضیات وارد دانشگاه گوتینگن شد. در دانشگاه با افکار و آرای فریدریش کارل آندرئاس۲(۱۸۴۶ـ ۱۹۳۰م)،استاد زبانهای ایرانی باستان آشنایی یافت و از همان سال اول، به مطالعات ایرانی روی آورد و دانشجوی آندرئاس شد. هنینگ در سال ۱۹۳۰یک سال پیش از اخذ درجه دکتری، برای دستیاری، به حلقه تنظیم کنندگان «المعجم المفهرس لاحادیث النبوی» (کشفالکلمات احادیث اسلامی) در مجمع مطالعات اسلامی لیدن پیوست. او رساله دکتری خود را در موضوع «بررسی فعل فارسی میانه در متون تورفان» به راهنمایی آندرئاس انتخاب کرد؛ اما یک سال پس از درگذشت آندرئاس(۱۹۳۱)، آن را به پایان آورد و به اخذ درجه دکتری با عنوان ممتاز نائل آمد.
در سال ۱۹۳۲ فرهنگستان علوم پروس در برلین تصمیم گرفت که تحقیقات ناتمام آندرئاس را درباره دستنوشتههای پراکنده مانوی در قطعات تورفان جمعآوری و بازبینی کند؛ هنینگ دبیر این طرح شدو طی چند سال مطالعه روشمندانه با تدوین و نشر سه مجموعه از متون برجای مانده از فارسی میانه و پارتی، طرح را به ثمر رساند. با انتشار این مجموعه ارزشمند و مجموعه مستقل دیگری از متون دشوار زبان سُغدی در کنار دو مقاله فشرده در خصوص جوانب تاریخ مانویّت که هنینگ نخستین بار در برلین منتشر کرد، گامی بزرگ در بازشناسی زبانهای دورة میانة ایران و مانویّت ایرانی برداشته شد.
با روی کار آمدن رژیم نازی در آلمان، هنینگ ناگزیر از ترک میهن شد. در سال ۱۹۳۶ برای احراز کرسی «مطالعات ایرانی جامعة پارسی» در مدرسة مطالعات شرقی لندن به انگلستان رفت. در آنجا پس از کسب اجازه از فرهنگستان علوم پروس به منظور استفاده از تصاویر متون تورفان، به مدت سه سال مطالعات تخصصی و پر حاصل بر روی این متون را دنبال کرد. در سالهای ۱۹۳۹ـ ۱۹۴۰، در حالی که هنوز تابعیّت بریتانیا را نگرفته بود، بنابر ملاحظات دوران جنگ، در اردوگاهی در «جزیره من» در اسکاتلند تحتنظر دولت بریتانیا میزیست و در همین ایام دشوار بود که تألیف کتاب «سُغدیکا» (سغدیّات) را به انجام رساند و آن را با نظارت بیلی (۱۸۹۹ـ ۱۹۹۶) به نشر سپرد.
اندکی پس از پایان جنگ، در سال ۱۹۴۶ به دعوت دانشگاه کلمبیا برای تدریس زبانهای هند و ایرانی (سنسکریت و زبانهای ایرانی) به نیویورک رفت و یک سال بعد، هنگام بازگشت از آمریکا، به عنوان دانشیار مطالعات آسیایمیانه در دانشگاه لندن برگزیده شد و چند سال بعد به مقام استادی نایل آمد. هنینگ در سال ۱۹۴۹ خطابة معروف و نقادانهای با عنوان «زرتشت: سیاستمدار یا جادوپزشک» در بنیاد «راتانبای کاتراک»، وابسته به جامعة هندوان زرتشتی در آکسفورد ایراد کرد. در این خطابه که در سه روز متوالی ایراد شد، به بررسی انتقادی و در عین حال محافظهکارانة آرای افراطی دو تن از ایرانشناسان بزرگ، هرتسفلد۳ (۱۸۷۹ـ ۱۹۴۸) و نیبرگ۴ (۱۸۹۹ـ ۱۹۷۴) در مورد زرتشت پرداخت.
در سال ۱۹۵۰ هنینگ به دعوت دولت ایران به منظور مطالعة سنگنوشتههای استان فارس و جنوب کشور، به ایران آمد و در طی چند ماه اقامت در ایران و در شرایطی طاقتفرسا، موفق به تهیه تصاویر و نمونههایی از کتیبة بزرگ و دور از دسترس سرمشهد، نقش رستم و کرتیر و در نهایت قرائت آنها شد. در اجرای قطعنامة بیست و دومین مجمع جهانی خاورشناسان در کیمبریج به منظور تأسیس کانون «گنجینة کتیبههای ایرانی» در ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۵، هنینگ به ریاست هیأتمدیرة آن سازمان انتخاب شد و تا پایان عمر این مقام را بر عهده داشت. در همین دوران بود که بر اساس دستاوردهای خود از ایران، مجموعه طرحهایی بسیار دقیق از سنگنوشتههای پهلوی ساسانی را در سه بخش در سلسله انتشارات «گنجینة کتیبههای ایرانی» منتشر کرد.
مجامع علمی
هنینگ عضو فرهنگستان بریتانیا (۱۹۵۴)، عضو وابستة فرهنگستان علوم آلمان در برلین (۱۹۵۷)، عضو موسسة تحقیقات عالی پرینستون و عضو فرهنگستان سلطنتی دانمارک (۱۹۵۷) بود و برای مطالعة جامعتر دربارة دادههایی که از زبان خوارزمی گرد آورده بود، نیمة اول سال ۱۹۵۶ را در مؤسسة تحقیقات عالی پرینستون در نیوجرسی آمریکا گذراند. در سال ۱۹۵۸ مدیریت گروه زبانها و فرهنگهای خاورمیانه و نزدیک را در مدرسة مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن بر عهده گرفت و در سپتامبر ۱۹۶۱ پیشنهاد تصدی کرسی «مطالعات ایرانی» در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی را پذیرفت. طی چند سال مرکز جدیدی برای مطالعات ایرانی در آنجا بنیاد نهاد و تا پایان عمر در این مقام باقی ماند. سرانجام در اوان سال ۱۹۶۷ هنگامی که برای تکمیل فرهنگ خوارزمیاش در مرخصی بود، چشم از جهان فروبست.
عمدة شهرت او به لحاظ توانایی فوقالعادهاش در پیشبرد تحقیقات زبانشناختی ایرانی: ادبیات، فقهاللغه، نظام نوشتاری، متون تاریخی کهن و کتیبهخوانی است. یافتههای بنیادین در حوزة فرهنگ و زبانهای ایرانی میانه همراه با پژوهشهای علمی دقیق و بدیع در تمدن و مذاهب ایرانی، مانند آیینهای زرتشتی و مانوی، او را در زمرة متفکران برجسته و پیشگام خاورشناسی و فقهاللغه در قرن بیستم جای داده است. در کارنامة هنینگ در حدود هفتاد مقاله آمده است و بیشتر آنها در نشریاتی مانند نشریة مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن نشریه آسیای کبیر و نشریة انجمن علمی فقهاللغه به چاپ رسیده است. او در این مقالات به موضوعات گستردهای چون فقهاللغة زبانهای ایرانی (اوستایی، پهلوی، سُغدی بودایی و مسیحی، بلخی، خوارزمی، ختنی، پارتی و فارسی میانه)، زبانهای غیرایرانی (هندی میانه، ایلامی، آرامی، ارمنی، سریانی، ترکی ایغوری و چینی)،زبانهای ایرانی نو (کردی، بلوچی و تاتی) و نیز تاریخ و ادیان (رویدادشماری، مانویت، آیین زرتشتی و تاریخ ساسانیان) و نقد و بررسی آثار دیگر دانشمندان پرداخته است.
آثار علمی
فهرست زیر گزیدهای از آثار او را بر حسب ترتیب تاریخی بهدست میدهد:
«متون ایرانی میانة مانوی در ترکستان چین»: بخش اول (۱۹۳۲)، بخش دوم (۱۹۳۳)، بخش سوم (۱۹۳۴)؛
افعال فارسی میانة قطعات تورفان (گوتینگن، ۱۹۳۳)؛
ادعیه و اعترافات مانوی (برلین، ۱۹۳۷)؛
واژگان فارسی میانه و پارتی (۱۹۳۷)؛
کتیبة بزرگ شاپور اول (۱۹۳۹)؛
وامواژههای سغدی در فارسی نو (۱۹۳۹)؛
سغدیکا (سغدیات، ۱۹۴۰)؛
آخرین سفر مانی (۱۹۴۲)؛
فصل نجومی بُندهشن (۱۹۴۲)؛
درآمدی بر آیین زرتشتی (لندن ۱۹۴۴)؛
حکایات سغدی (۱۹۴۵)؛
روزههای مانوی (۱۹۴۵)؛
متون سغدی پاریس (۱۹۴۶)؛
تاریخ نامههای کهن سغدی (۱۹۴۸)؛
کتیبههای پهلوی (تهران،۱۹۵۰)؛
زرتشت: سیاستمدار یا جادوپزشک (۱۹۵۱٫ ترجمة فارسی کامران فانی، تهران ۱۳۵۸ش)؛
کتیبهها و آثار تاریخی تنگة سروک (۱۹۵۲)؛
کتیبة فیروزآباد (۱۹۵۴)؛
کتیبة سرمشهد (لندن، ۱۹۵۵)؛
ساختمان فعل در زبان خوارزمی (۱۹۵۵)؛
زبان باستانی آذربایجان (۱۹۵۵)؛
کتیبة نقش رستم (لندن،۱۹۵۷)؛
قدیمترین نسخة منظوم فارسی (تهران، ۱۹۵۸)؛
کتیبة بلخی (۱۹۶۰)؛
نسخ منظوم فارسی از عصر رودکی (۱۹۶۲)؛
کتیبههای کوچک کرتیر (۱۹۶۳)؛ اسناد خوارزمی (۱۹۶۵)؛
بخشی از فرهنگ خوارزمی (لندن و تهران ۱۹۷۰).
پینوشتها:
۱- Walter Bruno Hermann Henning
۲- Friedrich Karl Andreas
۳- Ernst Emil Herzfeld
۴- Henrik Samuel Nyberg
*دانشنامه زبان و ادب فارسی (با تلخیص)
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید