1398/1/25 ۰۸:۳۱
عوامل مؤثر در سقوط حكومتها همواره از موضوعات مهم بوده و توجه مورخین را به خود جلب نموده است. با وجود نزدیك بودن دوران زندیه(1209-1163هجری قمری) به زمان حاضر، برشمردن عوامل سقوط سلسله نامبرده صعب است و دشوار. منابع غیرفارسی، منابع درباری، كتابهایی كه در ابتدای دوران قاجار به رشته تحریر درآمده هریك نقطه نظرات خود را پیرامون وقایع مهم دوران زندیه داشته و با دیدگاه و سلیقه خاص خود نگریستهاند.
بررسی عوامل سقوط حكومت زندیه، در سالروز قتل لطفعلی خان زند
عوامل مؤثر در سقوط حكومتها همواره از موضوعات مهم بوده و توجه مورخین را به خود جلب نموده است. با وجود نزدیك بودن دوران زندیه(1209-1163هجری قمری) به زمان حاضر، برشمردن عوامل سقوط سلسله نامبرده صعب است و دشوار. منابع غیرفارسی، منابع درباری، كتابهایی كه در ابتدای دوران قاجار به رشته تحریر درآمده هریك نقطه نظرات خود را پیرامون وقایع مهم دوران زندیه داشته و با دیدگاه و سلیقه خاص خود نگریستهاند. تاریخ ایران همواره نشان از آن دارد كه نمودار قدرت و اقتدار از ابتدای حاكمیت در حكومتها روند رو به رشد داشته و آخرین پادشاهان و فرمانروایان نقطهای بر فرود منحنی رقم زدهاند. از «داریوش سوم هخامنشی»، «یزدگرد سوم ساسانی» تا «شاه سلطان حسین صفوی» میتوان روند مذكور را مطالعه نمود. اما نمودار قدرت و شجاعت در دوران زندیه از اوجی فرادست آغاز و به فراز منحنی میل میكند. نام «كریمخان زند»
(1193-1163هجری قمری) و «لطفعلیخان زند» (1209-1203 هجری قمری) بهعنوان نخستین و فرجامین حاكم، مساوی با نقطه اوج است. اما سؤال اینجاست كه لطفعلیخان كه رشادت و شجاعتی زبانزد داشت چگونه مقهور شد و پرونده سلسله زندیه بسته شد؟ به نظر میرسد نقاط درخشان تاریخ ایران با نام وزیران مدبر و با كفایت در كنار پادشاهان و فرمانروایان گره خورده باشد. حتی در ازمنهای كه سلطانی بیخرد حاكمیت دارد، كفایت و سیاست وزیر، سكان كشتی را به سمت ساحل امن و آرام رانده است. به طور مثال نقش بنیادی و شالودهای «خواجه نصیرالدین طوسی» در كنار «هلاكوخان مغول». اما در عصر زندیه با عنایت به هرج و مرج كشور پس از مرگ وكیلالرعایا و اختلافات میان بازماندگان، خلأ حضور وزیری باتدبیر و دلسوز مام میهن به چشم میخورد. منابع مكتوب به دانش و سیاست «حاجی ابراهیمخان كلانتر» اشاره نمودهاند. اما چه بسا علم و دانشی كه نه تنها به كمك نجات انسان و انسانیت نیاید بلكه تیشه بر ریشه اخلاق زند.
لطفعلیخان زند زمانی بر اریكه سلطنت تكیه زد كه اطرافیان سرشار از حس انتقامجویی بودند و شدند. اگرجوانی لطفعلیخان مصادف با سرداری سپاه كریمخان زند میشد و شاهزاده خامی و غرور خویش را در مشایعت وكیل، پخته میساخت شاید سرنوشتی دیگر بر خاندان زندیه رقم میخورد. تاریخ حكومت لطفعلیخان مملو از اعتماد و تصمیمات زود هنگام آخرین فرمانروای زند است. اگرچه حافظه جمعی ایرانیان خیانتهای حاجی ابراهیم كلانتر را ثبت و ضبط نموده اما اشخاصی چون «برخوردارخان»كم تقصیرتر نیستند. كمی پس از تحویل تاج و تخت زندیه، لطفعلیخان با طیب خاطر از سپردن پایتخت خویش، شیراز، به برخوردارخان رهسپار كرمان شد. مطالعه شش سال حكومت دلاور زند لبریز از اعتماد و اطمینان بیجای وی و خیانت اطرافیان است. مصداق حقیقی دولت مستعجل حضرت حافظ بخوبی در شیوه حكومتداری او نمایان است. خان زند در تعیین جانشینی با درایت و میهن پرست كوتاهی نمود و عدم تأمل و شتابزدگی، آفتی بر پیكره حكومت او[لطفعلیخان زند] وارد نمود. بار دیگر دسیسه شخصی بهنام «میرزا فتحالله خان اردلانی» پیروزی قطعی لطفعلیخان را به شكستی جبرانناپذیر مبدل نمود. در جنگی كه در بلوك ابرج، حوالی مرودشت، میان خان زند و «آقامحمدخان قاجار» درگرفت، خیانت فتحاللهخان اردلانی نتیجه را به نفع قاجاریان نمود.
فتحالله خان اردلانی از اردوی قاجار خدمت لطفعلیخان آمده و عرض نمود كه شهریار قاجار فرار نمود و تفنگچیان سنگر سراپرده، برای حفظ خود تفنگ میاندازند و صلاح آن است كه شما دست از جنگ بدارید و چون صبح شود و رفتن آقامحمدخان معلوم گردد، تمامت اردو بیمنازعه احدی در تحت انقیاد شما هستند و چون این سخن بیغرض مینمود، لطفعلیخان دست از جنگ كشید و در كناره اردو آرمید و قدغن نمود كه جنگ نكنند و كسی داخل سراپرده شاهی نشود و لشكریان اطاعت نمودند....»(1) لطفعلیخان هنگام نماز صبح شهریار قاجار را رؤیت نموده و پی به دسیسه فتحالله خان اردلانی برده و از جاسوسی او مطلع گشت. لاجرم روی به فرار نمود. تعداد دفعات اعتماد شاهزاده زند و نتیجه منفی و دسیسههای اطرافیان بیشمار است. بار دیگر در سال (1205 هجری قمری) لطفعلیخان زند با اطلاع از دسیسه حاجی ابراهیم كلانتر، در دستگیری برخوردار خان، به ناچار در اطراف شیراز اردو زد. این بار نیز حادثهای رخ داد و پیروزی دلاور زند را به تعویق انداخت.«...حادثهای اتفاق افتاد و آن توطئه عبدالرحیمخان و محمدعلیخان، برادران حاجی محمد كلانتر و همدستانشان بود كه قصد داشتند لطفعلیخان را به قتل برسانند....»(2)
پررنگترین و در عین حال تأثیرگذارترین خیانت در حق شاهزاده جوان زند، از سوی حاجی ابراهیمخان كلانتر روی داد. شرح مبسوط اقدامات وی صفحات بسیاری از تاریخ زندیه را به خود اختصاص داده است. نتیجه آنكه لطفعلیخان زند كسی كه همواره در آثار مورخان با صفاتی همچون«شیردرنده»، «شیر غران فارس»، «اسفندیار دوران» و...الفاظی چنین از او یاد شده بیش از اینكه قربانی لطایفالحیل و دسایس اطرافیان گردد، مقهور غرور و جوانی خود و نداشتن وزیری كارآزموده و دلسوز شد. شتابزدگی، تعجیل، تصمیمات زودهنگام پایههای اریكه وی را سست نمود. جنگاوری، شجاعت و دلاوری تنها مؤلفههای لازم برای مملكتداری نبود. شاه جوان به تدبیر، تجربه، سیاست و پختگی بیشتری نیاز داشت تا بر دوام سلسله زندیه بیفزاید. استمرار الگوهای مردمواری وكیلالرعایا نیازمند برقراری جوی آرام و باثبات بود، كه آن هم میسر نمیشد مگر با وجود شاهی مقتدر در كنار وزیری دانشمند و میهن دوست و اطرافیانی معتمد و دلسوز.
منابع:
1- حسینیفسایی، حاج میرزا حسن(1388). فارسنامه ناصری(جلد اول)، تصحیح و تحشیه: دكتر منصور رستگار فسائی، تهران: مؤسسه انتشارت امیركبیر، چاپ چهارم، ص653
2- ورهرام، غلامرضا(1385). تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زند، تهران: انتشارات معین، چاپ اول، ص 83
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید