1397/5/21 ۱۲:۴۴
حکومت شیرازیها در زمینه بازرگانی منشأ آثار خیری شد، به گونهای که در آن دوره مناسبات حکومتی با ایران، هند، چین و خاور دور بهسرعت گسترش یافت و از رهگذر این ارتباطات بازرگانی، ثروت عظیمی وارد شهرها گردید که در بهبود شرایط زیست محیطی بومیان نیز تأثیرگذار بود.
حکومت شیرازیها در زمینه بازرگانی منشأ آثار خیری شد، به گونهای که در آن دوره مناسبات حکومتی با ایران، هند، چین و خاور دور بهسرعت گسترش یافت و از رهگذر این ارتباطات بازرگانی، ثروت عظیمی وارد شهرها گردید که در بهبود شرایط زیست محیطی بومیان نیز تأثیرگذار بود. علاوه بر آن ایرانیان اسلام را با ندای وحدت، برابری و مساوات به ارمغان آوردند و در راستای روابط تجاری با مناطق داخلی شرق و مرکز آفریقا، اسلام را در مناطقی همچون اوگاندا، شرق کنگوی دمکراتیک، بوروندی، غرب تانزانیا و زامبیا رایج ساختند. این امر با بهرهگیری از رهنمودهای دین اسلام در زمینه وحدانیت، برادری و نفی هرگونه امتیازات بومی و نژادی صورت گرفت و در واقع شیرازیها به طور مستقیم و صرفاً از طریق بازرگانی اصول و تعالیم دین اسلام را تا دورترین مناطق آن روز قاره آفریقا گسترش دادند.
تدبیر و مدیریت سیاسی شیرازیها بر سواحل و جزایر شرق آفریقا بیشتر مبتنی بر ایجاد روابط مسالمتآمیز و دوستانه با سیاهان بود و در واقع ایرانیان با هشیاری تمام و با توجه به در اقلیت بودن خویش در بین اکثریت سیاهان، تلاش کردند جوامعی برپایه عدالت و انصاف و به دور از هر گونه تبعیض نژادی پدید آورند. از این روی در طول مدت حاکمیت آنان بر این منطقه، با وجود حملات برخی از قبایل اعراب مسلمان مجاور به حکومتهای محلی شیرازی، خصوصاً دولتشهر مرکزی کیلوا، سیاهان همواره از ایرانیان حمایت کرده و هیچگاه حاضر نشدند تن به استیلای بیگانگان دیگر بدهند. این امر علاوه بر حاکمیت عادلانه و دادگسترانة شیرازیها بر بومیان این سرزمین، نمایانگر این واقعیت است که بومیان سواحل و جزایر شرق آفریقا در سایه ارتباطات و پیوندهای خونی بین شیرازیها و قبایل مختلف، آنان را جزئی از پیکره خود در نظر میگرفتند. از این روی در دوره استقرار ایرانیان در سواحل و جزایر شرق (و جنوبشرق) آفریقا، نوعی وحدت کامل میان آنها و بومیان پدید آمده بود و آنها به گونهای خردمندانه در قلب سیاهان مسلمان ـ و حتی غیرمسلمان ـ راه یافته بودند.
اشتباهات سیاسی
البته در مقابل ویژگیهای مثبت حضور شیرازیها در شرق آفریقا، باید در نظر داشت آنان از نظر بینش سیاسی اشتباهاتی نیز صورت دادند که بهتدریج موجب ضعف و در نهایت فروپاشی سلسله پادشاهی شیرازیها گردید. این پادشاهی در اوایل دوره خود دارای حاکمانی با دیدگاههای خردمندانه بود و آنان با ایجاد علائق و ارتباطات خویشاوندی با بومیان، حکومتهای محلی مستحکمی را در مناطق استقرار خویش پدید آوردند. با این حال بر اثر شدت گرفتن رقابتها و درگیریهای داخلی میان شاهزادگان و افراد خاندان سلطنتی، این پادشاهی رفته رفته از اهداف اصلی خود دور شد و در سراشیبی افول قرار گرفت. درنتیجه با اوج گرفتن این تنازعات، سرانجام در آغاز قرن شانزدهم میلادی و با ورود پرتغالیها به منطقه، حکومتهای شیرازی بهویژه دولت شهر مادرکیلوا که طی جنگهای مداوم داخلی از درون تهی شده بودند، به طور باورنکردنی و با اندک تلنگری از هم پاشید و به تصرف دریانوردان پرتغالی درآمد!
علاوه بر آن از اواسط دوره حاکمیت شیرازیها، نوعی محدودیت در دایره تفکرات سیاسی رهبران این حکومت شکل گرفت؛ چرا که پادشاهان دولتشهرهای شیرازی از آن پس صرفاً به حفظ حکومتهای محلی، منافع خانوادگی و اهداف تجاری اکتفا نموده و چندان تلاشی برای گسترش دامنه متصرفات خویش به سرزمینهای داخلی شرق آفریقا و مناطق اطراف خویش صورت ندادند. در واقع تحقق این امر و تشکیل نوعی پادشاهی بزرگ در مناطق داخلی کشورهای تانزانیا، کنیا و حتی کنگو (کنگوی دمکراتیک فعلی) میتوانست موجبات عظمت هرچه بیشتر این حکومت را فراهم آورد و از فروپاشی آن در مدتی کوتاه جلوگیری کند.
علاوه بر آن شیوه تشکیل شهرهایی مستقل و خودمختار در امور داخلی مبتنی بر سیاست عدم تمرکز (فدراسیون ـ دولتشهر) نیز در نهایت منجر به ضعف این حکومت گردیده و رقابت و تضاد منافع بین شهرهای مختلف شیرازی را تشدید نمود. در نتیجه هر یک از این حکومتهای محلی در تلاش بودند رهبری این حکومتهای محلی فدراتیو را بر عهده گرفته و برتری خود را بر دیگر شهرها آشکار سازند.
شیرازیان همچنین پس از استحکام دولت معظم خویش در سواحل و جزایر شرق و جنوب شرق آفریقا، تلاشی جدی برای دعوت از سایر ایرانیان ـ اعم از خویشاوندان و دوستان خویش ـ برای سفر به این منطقه و استقرار دائم در حکومتهای محلی خود انجام ندادند. این امر در صورت تحقق میتوانست موجبات ازدیاد قابل توجه نفوس ایرانیان در این سرزمین و تقویت ساختار بنیادی دولت شیرازیها را فراهم آورد. در مقابل جمعیت بسیار اندک شیرازیها و ایجاد پیوندهای خانوادگی با بومیان، موجب شد پس از چند نسل آنها بهتدریج در میان جمعیت بومیان اضمحلال یابند. از این روی اگرچه شیرازیها در توسعه آموزههای فرهنگ و تمدن ایرانی در مناطق استقرار خویش موفقیتهای شایان توجهی پدید آوردند، ولی مسلما در صورتی که جمعیت آنان بیشتر بود و تلاش بیشتری برای حفظ هویت ایرانی خود انجام میدادند، میتوانستند تاثیرات عمیقتری بر این منطقه برجای نهند.
در بررسی خط مشی شیرازیها در دوران حاکمیت بر این منطقه همچنین نوعی نگرانی نسبی از استقرار بیگانگانی از سایر کشورهای جهان بهویژه خاورمیانه و شرق دور در متصرفات آنان به چشم میخورد، به گونهای که در اسناد این دوره چندان ردپایی از حضور ثابت بازرگانانی از کشورهای ایران، هند، چین و خاور دور در سواحل و جزایر شرق آفریقا مشهود نیست. این امر نشان میدهد شیرازیها تا حدودی از ورود بیگانگانی از سرزمینهای متمدن آن عهد که سرانجام منجر به براندازی حکومت آنها شود، بیم داشتهاند و شاید از آنجا که خود نیز از منطقهای دوردست رهسپار شرق آفریقا شده بودند، از این که بیگانگانی همچون آنها با سودای تجارت وارد قلمرو نفوذ آنان شوند و با پی بردن به ثروت این منطقه، درصدد براندازی حکومت آنان برآیند، نگران بودهاند. بدینسان آنان تلاش جدی برای ایجاد ارتباطات سیاسی با کشورهایی همچون ایران، چین و هند انجام ندادند و سعی کردند مناسبات خود با این ملل را عمدتا محدود به تجارت و بازرگانی کنند. این امر سبب شد آنها در زمان ورود پرتغالیها و حملات آنان، نتوانند از آن کشورها مساعدت جویند و در مقابل این بیگانگان تازهوارد مقاومت جدی نشان دهند.
با این حال تلاش جدی این ایرانیان برای حفظ فرهنگ و تمدن خود، با وجود آنکه جمعیت بسیار اندکی را تشکیل میدادند، عمیقا قابل تحسین است. شیرازیها اگرچه بیشترین توجه خود را متوجه فعالیتهای بازرگانی ساختند و درصدد بودند از این طریق بر ثروت و به موازات آن استحکام حکومتهای محلی خویش بیفزایند، ولی از نشر و توسعه آموزههای فرهنگی تمدنی ایران به هیچ عنوان غافل نماندند و حتی موفق شدند علاوه بر حفظ زبان و هویت فرهنگی خویش، تأثیرات عمیق فرهنگی اجتماعی بر این منطقه بر جای نهند.
کتاب جایگاه ایرانیان شیرازیالاصل در توسعه تمدن و فرهنگ شرق آفریقا
در این پژوهش که تلاشی جدی برای ترسیم چهرهای درخشان از تاریخ و تمدن ایران در بخشهایی از قاره آفریقا به شمار میرود، سعی شده است علاوه بر ارائه تصویری شفاف از تاریخ حکومت شیرازیان در سواحل و جزایر شرق و جنوبشرق آفریقا به سؤالات طرح شده در پژوهش پاسخ داده شده و دلایل و انگیزههای مهاجرت نحوه استقرار و حکومت، نتایج حاصله از این مهاجرت و آثار برجای مانده از آن به نحو مستدل و منطقی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. علاوه بر آن نویسنده تلاش کرده است در تحقق هدف خود که همانا زندهساختن بخشی از تاریخ فراموششده هموطنان ما در سرزمینی دوردست ـ در حدود هزارسال پیش ـ بوده است، از کلیه ابزارهای موجود بهره گرفته و برای اولین بار وارد این محدوده ناشناخته شود. در این راستا با وجود کمبود فوقالعاده اسناد، مدارک و شواهد، از تمامی امکانات موجود اعم از کتابخانهها و مراکز اسناد اروپا و آفریقا، سکههای این دوره، مطالعات میدانی و بررسیهای عینی استفاده شد و در نهایت این پژوهش بهتدریج و براساس اهداف مورد نظر شکل گرفت و به گونهای مستدل تنظیم و تدوین گشت.
راقم این سطور هرچند به وجود برخی کمبودها و نقایص در این پژوهش معترف است، ولی تأکید دارد در سالهایی که مشغول گردآوری اسناد و مدارک، بررسی منابع، تنظیم اطلاعات گردآوری شده و تدوین فصلها و بخشهای مختلف بوده از هیچ تلاشی برای به دست آوردن جدیدترین و کاملترین اطلاعات و آگاهیها فروگذار نکرده است. لذا در پایان کار از این که کوشیده است گوشههایی از تاریخ و تمدن مهجور و مغفول مانده ایرانیان را به تصویر بکشد و بخشی از افتخارات ایران زمین را در محدودهای بسیار دور از دایره ارتباطات آن روزگار ایران با دیگر ملل جهان نمایان سازد، عمیقا خرسند و مسرور است.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید