1397/5/14 ۱۰:۲۱
انقلاب مشروطه با جنبش عدالتخانه و عدالتخواهی آغاز شد و در فرآیند آن، این خواسته به واسطه نظام فاسد، ناكارآمد و تبعیضآمیز و فضای ستمگری عمومی كه حكومت ایجاد كرده بود، به عنوان یكی از محوریترین شعارها باقی ماند. اما نكته اینجاست كه باید بین دو مفهوم از عدالت تفكیك قائل شویم. اول عدالت در مفهوم اندرزنامهای و اندیشههای باستانی است كه به دوران پیشامدرن تعلق دارد.
انقلاب مشروطه با جنبش عدالتخانه و عدالتخواهی آغاز شد و در فرآیند آن، این خواسته به واسطه نظام فاسد، ناكارآمد و تبعیضآمیز و فضای ستمگری عمومی كه حكومت ایجاد كرده بود، به عنوان یكی از محوریترین شعارها باقی ماند. اما نكته اینجاست كه باید بین دو مفهوم از عدالت تفكیك قائل شویم. اول عدالت در مفهوم اندرزنامهای و اندیشههای باستانی است كه به دوران پیشامدرن تعلق دارد. در این فهم از عدالت، پادشاه بهعنوان شخص حاكم و نماینده یا سایه آسمان بر زمین، باید امنیت و فضای سالم زندگی رعایا را تا حدی رعایت كند. این مفهوم از عدالت در سنت ما به شكل دیگری مطرح بود، اما عدالتی كه در دوره مشروطه از آن سخن میرفت، از لون دیگری بود.
از این رو میتوان گفت در جنبش مشروطه ما شاهد یك تحول گفتمانی از عدالت سنتی به عدالت مدرن هستیم. در وجه مدرن عدالت، مفهوم محوری، برابری است. یعنی اگر در عدالت سنتی هر چیز باید در جایگاه شایسته خود قرار گیرد، در مفهوم مدرن، همه انسانها با هر سطحی از وضعیت و جایگاه اجتماعی، طبقاتی و فرهنگی (اعم از پادشاه تا پایین سطح افراد در جامعه) باید در برابر قانون و نهادهای مدرن در یك وضعیت كاملا برابر قرار گیرند. بنابراین در جنبش مشروطه مفهوم عدالت از شكل سنتی فاصله گرفته و در معنای مدرن آن آمیخت و از تركیب آنها یك شعار عدالتخواهانه در آمد. این شعار امروز هم میتواند یكی از شعارهای اصلی ایرانیان باشد. در ١١٢ سال گذشته تلاش برای استقرار عدالت و برابری همه ایرانیان (از بالاترین تا پایینترین آنها) یك شعار محوری بوده است زیرا شرایط تبعیضآمیز همواره وجود داشته و در برخی مواقع بسیار پررنگ شده است.
اما مشروطه در سطح عدالتخواهی متوقف نشد و یك گام از آن فراتر رفت. در این انقلاب شعار آزادیخواهی بر عدالتخواهی مقدم شد كه تحول مهمی در تاریخ تفكر بشر و تاریخ مشروطه ایران به حساب میآید.
در موضوع آزادیخواهی، عدالت در كنار و گاه در ذیل آن است. این مقولهها (برادری، برابری و آزادی) شعارهای هم پیوند هستند و افق انسان مدرن را شكل دادهاند. اولویت آزادی بر عدالت به این معناست كه اگر شما در جامعهای زندگی كنید كه در آن آزادی فكر، بیان، اجتماعات و قلم وجود نداشته باشد، آزادی در سیاست در آن بسط پیدا نكرده و تفكیك قوا در آن ایجاد نشود، نهادهای مدنی شكل نگیرند، انسانها نتوانند مسوولانه و آزادانه ایدههای خود را طرح كنند و اصحاب قدرت و ثروت را در معرض انتقاد مستقیم و غیرمستقیم قرار دهند، در این جامعه عدالت برقرار نیست.
در انقلاب مشروطه ما ضمن اینكه مفهوم بسیار مهم عدالت را وارد گفتمان سیاست كردیم، آن را در ذیل آزادی و در پیوند با آن معنا كردیم. این امر تغییر مهمی در تاریخ تفكر در سیاست در ایران است و یكی از مهمترین پیامدهای مشروطه است. ١١٢ سال پس از این انقلاب همه ایرانیان در راه استقرار جامعهای مبتنی بر عدالت (برابری در مفهوم مدرن) و آزادی تلاش كردهاند، هرچند در این مدت نتوانستهاند این دو مقوله در كنار هم قرار گیرند. در مواردی ما به سمت عدالت چرخیدهایم و آن را از معنای مدرن كاسته و به شرایط برابر اقتصادی تنزل دادهایم ولی باز مفهوم اصلی برابری در حاشیه بوده است. در عین حال مساله مهمتر و جدیتر آزادی تحتالشعاع شرایط نابرابری قرار گرفته كه جنبش عدالتخواهی كوشیده آن را برقرار كند.
منبع: روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید