1397/5/14 ۰۹:۲۷
زندگی «نادر قلی یا ندرقلی» متولد ۲۸محرم سال ۱۱۰۰هجری قمری - دوشنبه ۲ آذر سال ۱۰۶۷ هجری شمسی- در ایل افشار در ناحیه دستگرد از توابع دره گز خراسان، تا پیش از پیوستن به دستگاه کوچک حکومت ابیورد در واپسین سالهای حکومت صفویان، در گمنامی گذشت. نادر در ایام جوانی به خدمت «باباعلی بیگ» حاکم ابیورد درآمد. از این زمان نادر بتدریج از تاریکی گمنامی به صحنه روشن تاریخ گذر کرد.
فرزند شمشیر یا ناپلئونِ شرق
با هجوم افغانهای غلزایی و سقوط صفویان، نادر فرصتی مغتنم بهدست آورد تا با پیوستن به خدمت «طهماسب دوم» که برای احیای حکومت صفوی تلاش میکرد، مسیر ترقی را در زمانی بسیار کوتاه طی کند. دراندک مدتی، نادر یک تنه فرماندهی نیروهای فروپاشیده ایران را در دست گرفت و در قامت یک منجی بزرگ، نبرد برای استقلال و تمامیت ایران را آغاز کرد. افغانها را از مرکز و جنوب ایران اخراج کرد. سرزمینهای غرب و شمال غرب را از متجاوزان عثمانی باز پس گرفت و روسها را وادار به خروج از ایالات شمالی ایران کرد.
اینک، نادر، از پادشاهی ایران، فقط عنوان شاهی را کم داشت. عنوانی که آن را نیز به لطایفالحیل و البته با چاشنی خشونت، در گردهمایی قلعه چوروس دشت مغان، در روز پنجشنبه 24 شوال 1148 ه.ق- 18 اسفند 1114 ه.ش از آن خود کرد و با نام نادرشاه افشار بر تخت سلطنت ایران نشست.
وسوسه هجوم به هند
حمله به هند، در زندگی پرحادثه نادرشاه، جایگاهی مهم دارد. لشکرکشیای که تا به امروز نیز محل بحث و جدل بوده است. مطابق روایات تاریخی، نادرشاه که در پی سرکوب قطعی شورشهای طوایف افغان در مرزهای شرقی بود، بارها با اعزام سفرا و ارسال نامههای متعدد از حکومت هند خواسته بود که از یاری شورشیان، از طریق پناه دادن به آنان در هند خودداری کند. خواستهای که ظاهراً هیچگاه، چنان که نادر میخواست، صورت واقع نیافت. اقدامات دیپلماتیک نادر شاه آن اندازه مداوم و البته استادانه بود که کسی نتواند او را به تجاوزی بیسبب متهم سازد.اما روی دیگر تهاجم به هند، بیگمان مسألهای اقتصادی بود. شواهد گوناگون نشان میدهد، نادر شاه از مدتها پیش در پی بهانهای برای هجوم به هند بود. از سوی دیگر، بنیان قدرت نادر شاه بر نیروهای نظامی بود و در چنان شرایط اسفناکی تأمین هزینههای گزاف پرداخت حقوق و مهیا کردن ساز و برگ و راضی نگه داشتن نظامیان، برای استمرار قدرت نادر شاه و برطرف کردن تهدیدهای داخلی و خارجی، از منابع داخلی ایران، تقریباً ناممکن بود. از این رو، تصرف مناطق جدید برای تأمین نیازهای مالی حکومت و بخصوص نیازهای روزافزون ارتش و خصوصاً آوازه ثروت بیکران هند، وسوسهای بود که نادر به سختی میتوانست آن را نادیده بگیرد.
قندهار تا دهلی
نادرشاه در رجب 1149 ه.ق لشکرکشی خود را آغاز کرد. البته هدف اعلام شده، استرداد قندهار بود. از روزگار صفویان، قندهار، چند بار میان صفویان و گورکانیان، دستبهدست شده بود. محاصره قندهار، قریب پانزده ماه بهطول انجامید. عاقبت قندهار در ذیحجه 1150 ه.ق سقوط کرد. در ماههای محاصره قندهار، نادر سفیر تازهای به هند گسیل کرد و درخواست خود، برای جلوگیری حکومت هند از ورود شورشیان افغان را تکرار کرد. اما پاسخی روشن دریافت نکرد. دیگر حمله به هند قطعیت یافته بود.نادر در صفر 1151 غزنین، در ربیعالاول، کابل و در جمادیالثانی، جلال آباد را نیز مسخر کرد. در رمضان 1151 و با عبور از تنگه خیبر، لشکریان ایران به خاک هند قدم نهادند. «محمدشاه گورگانی» که تازه خطر را احساس کرده بود، در کرنال، آبادیای در شمال دهلی، موضع گرفت.
نیروهای هند، اگرچه به لحاظ نفرات و سلاح، بر سپاه ایران برتری داشتند، اما در نهایت این قدرت فرماندهی نادر و شجاعت سربازانش بود که پیروزی قاطع را نصیب سپاهیان ایران کرد. محمدشاه که لشکریانش با 30 هزار نفر کشته، عملاً فرو پاشیده بودند، به خدمت نادرشاه رسید و او را به دهلی دعوت کرد. نادر چند روز بعد، در پانزدهم ذیقعده 1151 ه. ق به دهلی وارد شد.
روزهای سیاه در دهلی
نادر شاه، محمد شاه را در مقام خود ابقا کرد. در واقع نادر بیشتر برای رفع حوائج مالی حکومت خود، به هند آمده بود تا بهدست گرفتن حکومت. نادر شاه، فرمان داد تا هندیان هزینههای لشکرکشی او را بپردازند. مبالغ خواسته شده، هنگفت و پرداخت آن بار سنگینی بر دوش مردم دهلی بود. »
از این جهت زمینههای آشوب و نارضایتی فراهم شد. علاوه بر آنکه عصبانیت از حضور بیگانگان نیز وقوع یک شورش عمومی را تسهیل میکرد. چند روز بعد، ناگاه «عدهای اشتهار دادند که نادر شاه را در قلعه ارگ، کنیزکان چینی به ضرب گلوله کشتهاند.»
با انتشار این شایعه، مردم شهر شروع به انتقام از سربازان ایرانی کردند. نادر که سخت برآشفته بود، فرمان داد تا در هر نقطهای از شهر که سربازی ایرانی کشته شده باشد، کسی را زنده نگذارند. اگرچه منطقه و مدت قتلعام کوتاه بود، اما تعداد کشتهها کم نبودند. لارنس لکهارت با بررسی منابع، تعداد کشته شدگان را در حدود 20 هزار نفر تخمین زده است. نادر شاه پس از پایان غائله قتلعام، غرامتی کمرشکن به مردم دهلی تحمیل کرد؛ اگرچه ارقام روایت شده خالی از اغراق نیست، اما غرامت تحمیل شده آن قدر سنگین بود که نادر شاه، تمام ایالات ایران را به مدت سه سال از پرداخت مالیات معاف کرد.
کارنامه فتح هند
نادر کار خود را در دهلی با عقد معاهدهای با محمد شاه به پایان رساند. بر پایه این قرارداد تمام خزانه و جواهرات سلطنتی هند، به نادر تقدیم شد و ایالات واقع در غرب رودخانه اترک و سند به ایران واگذار شد. تاراج و غارت ثروت هند، کشتار مردم، ایجاد نفرت از حکومت ایران در میان هندیان و به محاق بردن روابط دوستانه ایران با هند که با وجود تمام برخوردها، میان صفویان و گورکانیان برقرار بود و بدتر از همه تضعیف شدید حکومت هند که جاده صاف کن تبدیل شدن هند به مستعمره انگلستان بود، از نتایج وخیم و فاجعهباری بود که تهاجم نادر شاه برجای گذاشت. تهاجمی که در حقیقت، قربانی کردن اخلاق، انصاف و منافع بلندمدت ایران در مذبح منفعتی کوتاه مدت برای حکومت نادر شاه بود.
فرزند شمشیر یا ناپلئونِ شرق، سرانجام به روز دوشنبه 10 جمادی الثانی 1160 ه.ق/29خرداد 1126 ه.ش زمانی که برای رفع یکی از این شورشها به خراسان رفته بود، توسط جمعی از سرداران خود به رهبری «علی قلی خان» به قتل رسید.
منابع:
-از نادر تا کودتای رضاخان، علی اصغر شمیم
- تاریخ ایران، سرجان ملکوم، ترجمه اسماعیل حیرت
- نادرشاه، لارنس لکهارت، ترجمه مشفق همدانی
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید