1397/5/3 ۱۱:۲۴
«ازجانگذشته به مقصود میرسد» عنوان کتابی است از شمسلنگرودی که به زندگی، شعر و اندیشه نیما یوشیج مربوط است و پیشتر توسط نشر فرهنگ ایلیا منتشر شده بود و مدتی پیش نیز چاپ دیگری از آن در نشر نگاه منتشر شد. این کتاب در چاپ تازهاش در قالب مجموعه «نامآوران اندیشه و هنر» منتشر شده، مجموعهای که توسط نشر نگاه منتشر میشود و کتاب شمسلنگرودی درواقع سومین عنوان این مجموعه است.
در این کتاب، هم با تصویری از روحیات و علایق نیما روبهرو میشویم و هم با روند شکلگیری شعر نو آشنا میشویم. در ابتدای کتاب شمسلنگرودی به واسطه عکسهای بهجامانده از نیما تصویری از او به دست داده و او را مردی سودایی و مغرور نامیده است: «از نیما عکسهای زیادی در دست نیست، ولی در همان تعداد عکسی که از جوانی تا پیری از او به جا مانده، مردی سودایی و مغرور را میبینیم، و اگرچه به مرور زمان، اطمینان شادیبخشش به اندوهی عمیق بدل میشود، ولی هرگز تردید و دودلی را در او راه نیست. او شصتودو سال زندگی کرد، و اگرچه سراسر عمرش در سایه مرگ مدام سپری شد اما توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی مینمود، با اشعار و آراء محکم و مستدلش واژگون کند. بعد از هزار سال نیما آغازکننده دیگری در عرصه شعر فارسی بود.» شمسلنگرودی در این کتاب براساس یادداشتها و نامهها و اسنادی که درباره زندگی نیما در دست است به زندگی او پرداخته و در این روند مسیر شکلگیری جهان شعری او را هم مرحله به مرحله بررسی کرده است. او درباره «افسانه» نیما که شعری جریانساز بهشمار میرود نوشته: «افسانه، از هر نظر (صورت و معنا) تفاوتهای آشکاری با شعر سنتی فارسی داشت. از نظر ظاهر، مجموعهای از صدوبیستوهفت بند شعر (پنج مصراعی) است که عموما در هر بند، مصراعهای دو و چهار همقافیهاند و قافیه در مصراع پنجم آزاد است. (و گاه نیز علاوه بر قاعده فوق، مصراعهای اول و سوم با هم، و دوم و چهارم، و اول و دوم و چهارم همقافیهاند.) به لحاظ معنا و محتوا نیز شعر افسانه، خط فاصل بین شعر سنتی و شعرهایی است که بعدها به شعر نیمایی شهرت مییابد. اساس شعر افسانه، گفتوگوی دو شخصیت با نامهای عاشق و افسانه است، ولی این دو، به رغم گفتوگویی به ظاهر طبیعی، در مجموع چهرههایی مبهم و رازآلود دارند، چندان که افسانه از حیطه ارزیابی با معیار نثر و نظم کهن خارج شود، افسانه معیار دیگری میطلبد که پیش از آن وجود نداشته است.» شمسلنگرودی، اگرچه «افسانه» را انحرافی اساسی از شعر سنتی در شکل و محتوا میداند، اما با اشاره به تحولاتی که بعدها در شعر نیما رخ میدهد، «افسانه» را شعری میانهرو و معتدل میداند که جایی میان شعر قدیم و شعر جدید قرار گرفته است: «پلی است که شعر سنتی را به شعر آزاد ربط میدهد. شعری است که بعدها - در دهه بیست- با تغذیه شاعرانی چون فریدون توللی و پرویز ناتلخانلری، موجد سبکی به نام سنتگرایان جدید میشود که تا سالهای سال شعر مسلط بر ادبیات ایران میشود.»
شمسلنگرودی در جایی دیگر از کتاب، درباره بلاغت و نیز وزن و قافیه در شعرهای نیما نوشته: «بلاغت در نظر نیما امری اعتباری است و آنچه که تا دیروز بلیغ شمرده میشد در زندگی و زیباییشناسی امروز الزاما، امری بلیغ نیست. او اعتقاد ندارد که ادب کهن فارسی و زبان پایتخت، ادب و زبان معیار هست و همهچیز با آن باید اندازهگیری شود. و براساس همین دیدگاه است که به حد وفور واژهها و ترکیبات مازندرانی و اسم پرندگان و رودخانهها و کوه و درخت و مکانهای ناشناخته را وارد شعر میکند. در نظر او هیچ کلمهای نه شاعرانه است و نه غیرشاعرانه. طرز بهکارگیری شاعر از کلمات است که بدان اعتبار میبخشد و یا اعتبار را از آن سلب میکند. درباره وزن و قافیه نیز نیما از چنین دیدگاهی انقلابی برخوردار بود. در نظر شاعر کهنگرا و قدمایی، قافیهکردن رباط و دوات کفر شمرده میشد و وزن هر شعر در نظرش عبارت از تعداد افاعیل همان مصراع اول شعر بود. نیما وزن را نه در معنی کمی مصراع، بلکه نتیجه ترکیب کیفی چند مصراع بههمپیوسته و مرتبط میدانست.»
آنطور که شمسلنگرودی نیز در پایان کتاب اشاره کرده، نیما بعد از کودتای بیستوهشت مرداد، از سال 32 تا 38، فقط سیزده شعر نیمایی مینویسد و شمس این شعرها را از دقیقترین و زیباترین شعرهای نیما دانسته و این سیزده شعر را در پایان کتاب آورده است.
منبع: روزنامه شرق
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید