1397/2/8 ۰۸:۱۱
این روزها نهاد موفق و متین و بیحاشیه مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در تندباد حاشیهها و جنجالها گرفتار شده است. فضای مجازی پر شده از انواع و اقسام سخنهای نرم و درشت درباره «دبا». بزرگان مرکز که به خرد و تجربه نامبردارند، پایاب شکیبایی از کف دادند و به جای ماجرا کردن در«پشت درهای بسته»، در شارع عام بگومگو کردند و شد آنچه شد.
این روزها نهاد موفق و متین و بیحاشیه مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در تندباد حاشیهها و جنجالها گرفتار شده است. فضای مجازی پر شده از انواع و اقسام سخنهای نرم و درشت درباره «دبا». بزرگان مرکز که به خرد و تجربه نامبردارند، پایاب شکیبایی از کف دادند و به جای ماجرا کردن در«پشت درهای بسته»، در شارع عام بگومگو کردند و شد آنچه شد. من اطلاعات و لاجرم صلاحیت کافی برای ابراز نظر درباره آنچه گذشت ندارم. اما به عنوان کسی که از آثار علمی «دبا» استفاده کردهام و از کتابخانه ارزشمند آن بهرهبردهام، از شنیدن زمزمههای شوم «فروپاشی، زوال، انحلال و تعطیل» این نهاد بیهمتای فرهنگی، پشتم لرزید. این زمزمهها هرچند میانتهی باشد، خطرناک است و خلاف مصالح ملی.
حرف و حدیث ها را خواندم و به یاد مقاله عالمانه استاد احسان یارشاطر، بنیانگذار و مدیرِ محقق و منصف و کارآزموده دانشنامه ایرانیکا،در معرفی و نقد دایرةالمعارف بزرگ اسلامی افتادم (ایران نامه، س15، صص95-116). این مقاله در زمستان 1375 منتشر شد. اهمیت و ارزش دایرةالمعارف بزرگ اسلامی را در سخن داور بصیر و سختگیری چون احسان یارشاطر، شایستهتر میشود دریافت.
«دایرةالمعارف بزرگ اسلامی» مفصلترین و مهمترین دانشنامهایست که در ایران معاصر بنیانگرفته و در هیچیک از کشورهای اسلامی دیگر دانشنامهای به این تفصیل بنانهاده نشده و طبعاً باید آن را یکی از پدیدههای سودمند و مشکور ایران پس از انقلاب به شمار آورد و به طور کلی تأسیس و انتشار آن را باید از وقایع مهم فرهنگی در ایران و دنیای اسلام شمرد... توفیق دایرةالمعارف با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان و نقص برخی وسائل، بخصوص کمبود عدّه فضلا، درخور همه گونه تحسین است.
درحقیقت باید گفت که اکنون دانشگاه واقعی که در ایران برای علوم اسلامی وجود دارد و منظماً به کار تحقیق در رشتههای علوم دینی و تاریخ اسلام و تاریخ علوم در عالم اسلام میپردازد، همین مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی است. با تنزل اسفانگیزی که در کیفیت تحصیلات دانشگاهی ما رویداده، جای خوشوقتی است که این مرکز وسائل تحقیق را برای عدهای از دانشمندان و اهل پژوهش فراهم ساخته و یک رشته مقالات آموزنده و سودمند را فرصت انتشار بخشیده است.
بنیانگذار و مدیرِ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی آقای محمدکاظم موسوی بجنوردی است که مدتی پس از انقلاب به کار سیاست و نمایندگی مجلس اشتغال داشت. سپس از آن بازگشت و به کار علم روی آورد. از سرعتی که در انتشار مجلّدات دایرةالمعارف مشهود است و از فرصتی که برای تحقیق و تألیف در اختیار نویسندگان قرار میگیرد، پیداست که سرپرست دایرةالمعارف مدیری است صاحبهدف و مدبّر و همچنین دانشپرور و کمالجو. بیشک خصوصیات فکری و اخلاقی وی بیش از هر عامل دیگری در کیفیت این دایرةالمعارف مؤثر بوده است»(ص95 و 98 و 108 و 96).
بیست سال بعد از انتشار مقاله فوق،یارشاطر در گفتگویی که در سال 1395 منتشر شد، دوباره درباره دایرةالمعارف بزرگ ابراز نظر کرد ( احسان یارشاطر در گفتگو با ماندانا زندیان، لوس آنجلس، 2016). این سخنان را هم بخوانید:
« دایرةالمعارف بزرگ اسلامی» با اسلوبی درست و دقیق پیش میرود. سبکش همان سبکی است که همه دایرةالمعارفهای علمی به کار میبرند؛ یعنی برخوردی علمی و بی طرف با مسائل دارند و مسائل را بر اساس مدارک کتبی ارائه میدهند..
داخل ایران لازم است و باید در مواردی تا آنجا که با نظام فکری فرد مغایرت نداشته باشد، انعطافپذیر بود و سکوت کرد. این به نظر من کاری است که موسوی بجنوردی در اداره دایرةالمعارف بزرگ اسلامی می کند؛ یعنی تا جایی که از اصول علمی کار خارج نشود، انعطاف نشان میدهد تا بتواند کار کند. من همیشه برای ارزیابی یک برخورد یا شیوه کار، به نتیجه برآمده از آن نگاه میکنم. فکر میکنم آیا بهتر میبود اصرار، حتی کوتاه نیامدن و لجبازی برای بعضی موارد به توقف کارهای باارزشی مثل دایرةالمعارف بزرگ اسلامی یا مجله آینده که ایرج افشار کار می کرد یا نشریه ارزشمند بخارا یا جلساتی که علی دهباشی در معرفی و بزرگداشت بزرگان فرهنگ و ادب برپامیکند، میانجامید»(ص294 و 350 و 219).
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی چشم و چراغ نهادهای فرهنگی ایران است. آبروی ایران است. کارهای بزرگ و نمایان کرده است. کاستیهایی که وجود دارد، با کفایت و درایت کسانی که این نهاد را تا به این مرحله رسانیدند، برطرفشدنی است. در این وانفسا که خبرهای بد دورهمان کرده، زمزمه تضعیف و زوال دایرةالمعارف بزرگ، تلخ و نومیدیآور است... دلم میخواهد این بیت بهار را هی بخوانم و دلم را خوش کنم:
هست ایران چو گران سنگ و حوادث چون سیل
طی شود سیل خروشان و به جا ماند سنگ
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید