1396/12/5 ۱۱:۱۵
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان میرپنج با همدستی سیدضیاءالدین طباطبایی و مطابق برنامهریزی افسر انگلیسی آیرونساید اجرا شد. کودتایی که به عقیده حسن مدرس هدف از آن به قدرت رسیدن رضاخان بود و طرح آن را نیز انگلیس پایهریزی کرده بود .
علیرضا صدقی: کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان میرپنج با همدستی سیدضیاءالدین طباطبایی و مطابق برنامهریزی افسر انگلیسی آیرونساید اجرا شد. کودتایی که به عقیده حسن مدرس هدف از آن به قدرت رسیدن رضاخان بود و طرح آن را نیز انگلیس پایهریزی کرده بود . برخی تحلیلگران بر این باورند که انگلیسیها پس از جنگ جهانی اول به این نتیجه رسیدند جهت دستیابی بیشتر به منابع ایران، به ناچار باید کودتایی در ایران انجام دهند تا حکومت سرسپردهای را بر سر کار آورند. در این راستا آنان دو مهره وابسته سیاسی و نظامی نیاز داشتند که از این میان سیدضیاءالدین طباطبایی را به عنوان چهره سیاسی و رضاخان پهلوی را به عنوان چهره نظامی برگزیدند و از طرفی نیز اوضاع عمومی جامعه ایران در آستانه کودتا در وضعیت مطلوبی نبود و زمینههای لازم برای پذیرش یک دگرگونی را داشت. فارغ از تمام مباحث و گفتگوهایی که تاکنون در این زمینه انجام شده است، این کودتا روند دموکراسیخواهی در ایران را با چالشهایی جدی روبهرو کرد. چالشهایی که حتی اکنون هم دست از سر ایران برنداشته است و کماکان با تاثیرات و پیامدهای آن دست به گریبان است. کودتای سوم اسفند در برابر یک نظام مشروطه که مدتها تلاش کرده بود تا به تقویت پایههای دموکراسی در کشور بپردازد، صورت گرفت. نظامی نوپا که قصد داشت در برابر قرنها حکومت خودکامه و قدرت مطلقه پادشاهی قد علم کند. این نظام مشروطه که در میانه راه با مخالفان جدی و سرسختی دست و پنجه نرم کرده بود، آرام آرام به استقرار میرسید که کودتای رضاخانی تمام بنیان آن را به یکباره از جای کند و روندهایی دیکتاتوری را جانشین آن کرد. البته ناگفته نماند ریشههای کودتای انگلیسی سوم اسفند 1299 را باید در تحولات پس از جنگ جهانی اول جستجو کرد. گرچه واقعیتهای کودتای 1299 اکنون برای همه روشن شده است، ولی در زمان وقوع، افرادی که به اصل ماجرا پی برده بودند، به تعداد انگشتان دست نمیشدند. چراکه طرح کودتا به قدری دقیق و سری بود که حتی دولتی مثل اتحاد جماهیر شوروی با آن همه تشکیلات و سازمان های گسترده اطلاعاتی، فریب انگلیس را خورده بود و گمان می کرد رضاخان به اصطلاح یک عنصر انقلابی و میهن دوست است و می خواهد شر انگلیس را از ایران دور کند! قبل از کودتا، رضاخان توافق کرد که پس از فتح تهران توسط نیروهای قزاق، مقام نخستوزیری به سیدضیاءالدین سپرده شود. سرانجام در اوایل اسفند 1299شمسی، قوای قزاق به فرماندهی رضا خان از قزوین به سوی تهران حرکت کردند و بدون هیچگونه مشکل جدی، در سوم اسفند، تهران را تصرف کردند. احمدشاه قاجار از روی ترس و ناچاری، بدون هیچ واکنش جدی، رضاخان را به عنوان فرمانده کل قوا و همدست وی، سیدضیاءالدین طباطبایی را به سمت نخست وزیری منصوب کرد در این میان رضاخان به دلیل تعامل گسترده با دولت انگلیس و نیز سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه مشروطه خواهان در همراهی با مردم، به عنوان عاملی جهت تمرکز قدرت در کشور و حفظ منافع استعماری انگلیس، مورد حمایت شدید این کشور بود. چهار سال بعد، رضاخان به پادشاهی ایران رسید و تا سال 1320 شمسی، مستبدانه از منافع قدرت های استعماری در ایران حمایت و حراست کرد. اما در جریان جنگ جهانی دوم، به دلیل گرایش رضاخان به آلمان، انگلیس وی را از پادشاهی خلع و تبعید کرد. رضاخان که بود رضا خان میرپنج فرزند عباسقلی خان سواد کوهی معروف به «داداش بیک» در بیست و دو سالگی به سلک نیروهای قزاق در آمد و در این مسیر پیشرفت کرد و اما عملیات کودتا اینگونه بود که از شب جمعه سی ام بهمن، اجازه حرکت افراد عادی به سمت تهران به دلایل امنیتی سلب شد. دو هزار نفر از قوای قزاق و یکصدنفر ژاندارم به سمت تهران حرکت کردند و در صبح شنبه به کرج وارد شدند. در تیپ پیشقراولان به فرماندهی احمد امیراحمدی یک قبضه توپ نیز وجود داشت. صبح روز یکشنبه رژه پیادهنظام برگزار شد و پنجاه نفر قزاق برای جلوگیری از فرار احتمالی شاه به جنوب، به سمت کهریزک حرکت کردند. مابقی قوای قزاق در ساعت سه بعدازظهر به سوی شاه آباد و مهرآباد حرکت کردند و در کرج تنها یکصد قزاق و یکصد ژاندارم برای اسکورت سیدضیاء باقی ماندند. قوای قزاق ساعت ۴ بعدازظهر به مهرآباد (حومه تهران آنروز) رسیدند. یک ساعت بعد فرماندهان قبلی قزاقها برای منصرف کردن قوای قزاق وارد اردو میشوند، ولی موفقیتی حاصل نمیکنند. خانواده سربازان قزاق که از ورود فرزندان خود به حومه شهر مطلع شدهاند، برای استقبال به مهرآباد میروند. در ساعت هفت و نیم عصر، نمایندگان شاه (معین الملک)، نخست وزیر (ادیبالسلطنه سمیعی) و سفارت انگلستان (کلنل هایک و کلنل هادسون) برای مذاکره به مهرآباد میرسند که به سردی استقبال شده و مدت یک ساعت در اتاقی شبیه به طویله منتظر دیدار با سیدضیاء و رضا خان میشوند و عملاً تحتالحفظ نگهداری میشوند. ساعت ۹ شب نیروها به سمت محلهای از پیش تعیین شده در سطح شهر حرکت کرده و همزمان رضاخان با نمایندگان مذکور ملاقات میکند. نمایندگان دستور شاه مبنی بر توقف قوا را در مهرآباد به رضا خان ابلاغ میکنند، ولی شیپور حمله همزمان نواخته میشود و تقاضای آنان بی اثر باقی میماند. پیشقراولان بریگاد مرکزی تحت فرماندهی سرتیپ شهاب جلوی دروازه شهرنو (دروازه قزوین) به رضاخان اخطار میکنند که در آماده باش کامل به سر میبرند ولی در عمل مقاومتی نمیکنند. اندکی بعد قزاقخانه (باغ ملی) به تصرف قزاقها در میآید. عبدالحسین میرزا فرمانفرما برای مذاکره وارد میشود؛ ولی او نیز موفقیتی به دست نمیآورد. دویست نفر قزاق به فرماندهی کاظم خان سیاح فرماندهی کلانتریهای شهر را بر عهده میگیرند و این تنها نقطه کودتا بود که به زد و خورد و کشته شدن چند قزاق و پلیس انجامید. چند تیر توپ شلیک شد و کودتا به پایان رسید. پس از کودتا نیز از طرف میرپنج رضاخان اعلامیهای در ۹ ماده تحت عنوان «حکم میکنم» صادر و توسط قزاقان به در و دیوار شهر تهران چسبانده شد. در آستانه کودتا، سیدضیاءالدین طباطبایی فهرستی از اسامی دهها تن از رجال کشور را در اختیار رضاخان میرپنج قرار داد تا بلافاصله پس از انجام کودتا دستگیر و زندانی شوند بدین ترتیب مدت کوتاهی پس از کودتا و از واپسین ساعات شامگاه چهارم اسفند ۱۲۹۹ دستگیری گروهی از اعیان و اشراف، متنفذین، آزادیخواهان و برخی علمای مخالف آغاز شد و در طی حدود شش روز قریب به هفتاد تن از رجال دستگیر و زندانی شدند. در میان دستگیرشدگان اسامی افراد زیر به چشم میخورد: سیدحسن مدرس، احمد قوام، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرتالدوله، عینالدوله، سعدالدوله، سهامالدوله، حشمتالدوله، قوامالدوله، مجدالدوله، ممتازالدوله، محتشمالسلطنه، نصیرالسلطنه، مشارالسلطنه، وثوقالسلطنه، ممتازالملک، لسانالملک، یمینالملک، سردار رشید، سردار معتضد، سرهنگ گیگو، امیرنظام، کلهر، میرزا یانس، محمدقلی سهرابزاده، اسعد سهرابزاده، سیدمحمد اسلامبولچی، محمدولی خان تنکابنی، سالار لشکر، شیخ محمدحسین یزدی، شیخ محمدحسین استرآبادی، آقاضیاء و سیدمحمد تدین. در فاصله کمتر از دو ماهی که از عمر کودتا میگذشت تمام زندانها و بازداشتگاههای تهران مملو از زندانیان شد تا جایی که مجبور شدند عدهای از محبوسین را به شهرها و مناطق دیگری تبعید کنند. چنانکه سیدحسن مدرس به قزوین تبعید و در آن شهر زندانی شد. با این حال ماجرای کودتای 3 اسفند 1299 در ایران نهایتا باعث روی کار آمدن حکومت پهلوی و به دست گرفتن ضمام کشور توسط رضا خان شد.
منبع: ابتکار
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید