1396/2/2 ۱۳:۵۲
دربارۀ پسران بهار مطلب را ناتمام نگذارم که هوشنگ پسر بزرگ بهار بعد از تحصیلات عالیه در هندوستان، به آمریکا رفت و در آن جا زن گرفت و بکلی ایران را ترک گفت. مهرداد بهار، پسر دیگرش، که در دانشکدۀ ادبیات درس می خواند چندی گرفتاری هایی پیدا کرد و اکنون برای تکمیل معلومات خود به اروپا رفته است.
در قصیدۀ دیگر هم که در مجلۀ یغما به چاپ رسیده، در وصف فرزندان خود می فرملید:
شکر که شد دامنم از ننگ دور
شکر که امد دلم از کین عری
دارم فرزندی «هوشنگ» نام
شکر لله زمعایب بری
وز پس هوشنگ، چهار دگر
«مامی» و «مهری» و «ملکی» و «پری»
مادر ایشان چه بود؟ کهکشان
آنکه به اجرام کند مادری
گر به طبیعت بگذاریش باز
مز غم خرج بچگان بگذری
همچو ره کاهکشان از نجوم
خانه کند پر مه و پر مشتری...
بهار در اوایل جوانی در مشهد زن گرفته و فرزندی آورده که زن جوان و فرزند نوزادش مرده اند. بعدها در تهذان از شاهزادگان قاجار، سودابۀ بهار را به همسری برگزیده است. از این خانم، هفت فرزند دارد: دو پسر و پنج دختر.
یغما، سال یازدهم، دی 1337، شماره 10 (پیاپی 126)
دریافت مقاله
منبع: پرتال جامع علوم انسانی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید