1396/1/19 ۰۸:۲۴
غرض این است که تا حد ممکن، از منظری تازه به کار هر نویسنده پرداخته شود. در این راه، دو عامل مد نظر قرار میگیرد، 1- نویسنده مورد نظر در زمانه خود، موجد چه نوآوریای در فرهنگ روزگار و ادبیات ایران بوده است؟ 2- طبعا در گذر زمانه، برخی یا بسیاری از آثار او مشمول مرور زمان شده است. کوشیدهام به این پرسش پاسخ دهم که کدام یک از آثار او امروزه هم خواندنی است.
چرا باید کلاسیکها را خواند حسن محمودی : ....غرض این است که تا حد ممکن، از منظری تازه به کار هر نویسنده پرداخته شود. در این راه، دو عامل مد نظر قرار میگیرد، 1- نویسنده مورد نظر در زمانه خود، موجد چه نوآوریای در فرهنگ روزگار و ادبیات ایران بوده است؟ 2- طبعا در گذر زمانه، برخی یا بسیاری از آثار او مشمول مرور زمان شده است. کوشیدهام به این پرسش پاسخ دهم که کدام یک از آثار او امروزه هم خواندنی است.
ساختار این کتابها به چه صورت خواهد بود؟ آیا فقط دربرگیرنده نقد و تحلیل است یا اینکه شناختنامهای از هر نویسنده همراه با نقد و بررسی او به دست میدهید؟ کتابهای این مجموعه ساختاری همگون خواهند داشت، یعنی پس از شرحی از زندگی و زمانه نویسنده، تمام آثار او بررسی میشود و با سیری در تحول نقد آثار او، مثلا، جمالزادهشناسی یا علویشناسی یا هدایت شناسی و نتیجهگیری، کتاب پایان مییابد.
اولین کتاب شما از این سری درباره محمدعلی جمالزاده است. با توجه به کتابهایی که درباره جمالزاده نوشته شده است، آیا موارد ناگفتهای درباره این نویسنده هم در کتاب خواهد بود یا اینکه بیشتر باید بگوییم جمالزاده به روایت شماست؟ اکثر کتابها و مقالات نوشته شده درباره جمالزاده را خواندهام. جمالزاده نویسنده مهمی است که زیر سایه هدایت، و بعد نقد چپگرایانه دهه سی و چهل، چنانکه باید و شاید دیده نشد و حرفهایش مورد توجه قرار نگرفت. برخی از بحثهایش امروزه هم مطرح است و میتوان بعضی از چهرهها و طبایع اکنونیان را در میان آدمهای داستانهایش مشاهده کرد. خیلی از منتقدان بیآنکه همه آثارش را خوانده باشند، او را نفی کردهاند. یا فقط براساس نخستین اثرش، کل کار او را داوری کردهاند. من سعی کردهام نگاه تازهای به دستاورد ادبی - فرهنگی جمالزاده بیندازم و نکتههای ناگفتهای از کار او را مطرح کنم. از طرف دیگر، همانطور که گفتهاید، این اثر را میتوان روایت من از جمالزاده هم دانست. طبعا هر زندگینامهنویس ادبی، بسته به دیدگاهی که برمیگزیند و نوع انتخابش از مدارک و اسناد، روایت خاص خود را به دست میدهد.
از اتفاقهای خوبی که در «صد سال داستاننویسی» بهخصوص در جلد اول وجود دارد، ارجاع شما به نقد و نظرها درباره آثار و نویسندگان است. آیا در این کتابها هم چنین رویکردی را دارید؟ بله، در این کتابها نیز حتیالامکان به همه یا دستکم مهمترین آرای انتقادی درباره نویسنده مورد نظر توجه کردهام و کتابنامه مفصلی از ارجاعهایم تهیه کردهام. هدفم نگارش کتابی خوشخوان، در عین حال مستند بوده است.
مخاطب این کتابها را چه کسانی در نظر گرفتهاید؟ مخاطبان این کتابها همه علاقهمندان به ادبیات ایران، کتابخوانها و بهویژه جوانانی هستند که میخواهند در این روزگار گسسته شدن ارتباطهای تاریخی، با گذشته فرهنگی جامعه بیشتر آشنا شوند. همچنین به گمانم جوانانی که سودای داستاننویسی در سر دارند هم جزء مخاطبان اصلی این مجموعه هستند، زیرا شناخت دقیقتر پیشگامان این راه، از ضرورتهای کار آنهاست.
چه نویسندگانی را انتخاب کردهاید و ملاکتان برای این انتخاب چیست؟ نویسندگانی مورد نظرم بودهاند که به نوعی کلاسیک شدهاند، یعنی نویسندگانی که به تعبیر ایتالو کالوینو، آثارشان در زمانهای مختلف خوانده میشود، و خوانندگان هر دوره میتوانند براساس افق معنایی پیش روی خود، به برداشتهای تازهای از آثار آنها برسند. نویسندگانی که منتقدان درباره داستانهایشان زیاد نوشتهاند، به اجماعی رسیدهاند و آنها را در صف اول اثرآفرینان ایرانی جای دادهاند. نویسندگانی که چه با آثارشان موافق باشیم و چه مخالف، نمیتوانیم آنها را نادیده بگیریم و در برابر آثارشان بیتفاوت بمانیم. اینها نویسندگانیاند که از لحاظ مضمون و زبان و شکل، داستاننویسی ایران را گامی به پیش بردهاند. مفهوم داستاننویسی ایران، یک مفهوم تاریخی است که طی زمانی طولانی و با کار نویسندگان متعدد شکل گرفته است. و مدام در حال دگرگونی بوده است، بهطوری که تعبیر خواننده و نویسنده مثلا دهه 1330 یا 1350 از داستان و داستاننویسی، متفاوت است با تعریف خواننده و نویسنده دهه 1370 یا 1390. در مجموعه کلاسیکهای ادبیات معاصر، میکوشم نسل به نسل پیش آیم. یعنی بعد از جمالزاده، به علوی و هدایت بپردازم. و بعد آلاحمد و چوبک و دانشور و... . به امید خدا، 10 نویسنده.
از جلدهای بعدی «صد سال داستان نویسی» چه خبر؟ دوره صدسال داستاننویسی با انتشار جلد چهارم آن، به پایان رسیده است، از 1274 تا 1374. اما بخشهایی از کاری را نوشتهام که مربوط به داستاننویسی دهه 1375 به بعد خواهد شد. راستی چرا جوانان اهل قلم این روزگار، تاریخچه داستاننویسی دوره خود را، براساس پسند خود و با توجه به نظریههایی که دوست دارند نمینویسند؟ البته کار بسیار مشکلی است.
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید