1395/10/27 ۰۹:۲۲
چندی پیش، در مقاله «کنج یا کنج » نوشته بودم که در بیت «اگر تند بادی بر آید زکنج / به خاک افکند نارسیده ترنج»
از آغاز داستان رستم و سهراب شاهنامه، واژهی کنج، هر گاه به همین صورت (بدون یای نکره) کنج خوانده شود، باید بر گوشهای معلوم و معین دلالت داشته باشد که بر خواننده یا شنونده شناخته شده باشد؛ اما، در این بیت معلوم نیست که مقصود کدام گنج است و هیچ قرینه یا عهد ذکری یا ذهنی برای رفع این ابهام در میان نیست. در شاهنامه نیز، همه جا کنج به معنی «گوشه» به صورت کنجی، یا هر کنج آمده است. این گفتهی من در آن مقاله موجب شد که یکی از دوستان به نقد آن بپردازد و در مقالهای در شماره 48 زیر عنوان « اگر تند بادی برآید ز کنج» با استناد به آنجه در فرهنگ اسدی طوسی درباره این کلمه، آمده است بکوشد تا در نظم و نثر فارسی چندین شاهد از کاربرد آن به همین صورت (بدون یای نکره) به جای کنجی ( با یای نکره) بیابد و نشان دهد که در بیت یاد شده نیز کاربرد به این شکل خالی از اشکال است. لیکن شتابزدگی یا برخی علل دیگر مانع شده است که ایشان اولا به یکی از کتابهای لغت مراجعه کنند و معانی دیگری را که برای همین کلمه کنج داده شده است از نظر بگذرانند؛ ثانیا به ابیات پس و پیش شواهد منظوم خود توجه کنند و قرینههای لفظی و معنایی کنج را در آنها ببینند.
نامه فرهنگستان دوره سیزدهم پاییز 1392 شماره 1 (پیاپی 49)
دریافت مقاله
منبع: پرتال جامع علوم انسانی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید