1395/10/7 ۰۸:۳۱
سروش دباغ، یکی از پژوهشگران حوزه فلسفه و عرفان است که از اعضای سابق موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه بوده است. او با وجود اینکه از ایران دور است همچنان کلاسهای درس خود را برگزار میکند و دست به قلم است و آثارش در ایران منتشر میشوند. آثار او در حوزه فلسفه تحلیلی و پژوهشهای مربوط به ویتگنشتاین که از اصلیترین دغدغههای سروش دباغ محسوب میشود در ایران طرفدار دارد. او دو اثر در دست انتشار دارد که در گفت وگوی پیشرو آنها را معرفی میکند و در بخشی دیگر به شرح فعالیتهای فلسفی خود به عنوان یک استاد و مدرس ایرانی در کانادا و دیگر کشورها میپردازد.
زهرا سلیمانیاقدم: سروش دباغ، یکی از پژوهشگران حوزه فلسفه و عرفان است که از اعضای سابق موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه بوده است. او با وجود اینکه از ایران دور است همچنان کلاسهای درس خود را برگزار میکند و دست به قلم است و آثارش در ایران منتشر میشوند. آثار او در حوزه فلسفه تحلیلی و پژوهشهای مربوط به ویتگنشتاین که از اصلیترین دغدغههای سروش دباغ محسوب میشود در ایران طرفدار دارد. او دو اثر در دست انتشار دارد که در گفت وگوی پیشرو آنها را معرفی میکند و در بخشی دیگر به شرح فعالیتهای فلسفی خود به عنوان یک استاد و مدرس ایرانی در کانادا و دیگر کشورها میپردازد.
مدتی است از انتشار آخرین اثر شما میگذرد. هماکنون آیا کتابی در دست انتشار دارید؟ پس از انتشار کتاب «فلسفه لاجوردی سپهری» که معطوف به شعر و عرفان سپهری با نگرش فلسفی بود و هماکنون هم در آستانه بازنشر است، در سال 95 توفیق داشتم که سه اثر را برای انتشار در بازار نشر داخل کشور آماده کنم. «در باب فلسفه تحلیلی: با محوریت ویتگنشتاین» عنوان کتاب در دست انتشار من است که شامل 30 جستار میشود. این اثر سه بخش دارد؛ بخش مقالات که بخش اعظم کتاب را تشکیل میدهد شامل مقالات من در حوزه تاریخ فلسفه تحلیلی و فلسفه ویتگنشتاین متقدم و متاخر است. 6 مقاله در باب فلسفه تحلیلی و چهار مقاله ناظر به فلسفه ویتگنشتاین متقدم و مقاله مبسوطی درباره ویتگنشتاین متاخر در مجموعه این مقالات وجود دارد. بعضی از مقالات را در همکاری با برخی دانشجویانم در ایران کار کردهام. همچنین محور مقالات شامل مباحث فلسفه دین، اخلاق و مفهوم نحوه زیست نزد ویتگنشتاین میشوند. بخش دوم این اثر هم شامل مصاحبههایی است که در این سالها در سه حوزه فلسفه دین، فلسفه تحلیلی، تاریخ و ترجمه آن و فلسفه ویتگنشتاین با من انجام شده است. این مصاحبهها را من دوباره خوانده، تصحیح کرده و مضامینی را به آنها افزوده و در این کتاب گنجاندهام. از جمله میتوان به میزگردی که به همراه ضیاء موحد و محمد ضیمران، در باب فلسفه در روزگار کنونی برگزار شد، اشاره کرد. بخش سوم هم ضمائم است و 6 جستار را تشکیل میدهد که آنها هم از جنس نوشتههای من هستند اما نقش ضمیمه دارند. مثل متنی که درباره هایک و ویتگنشتاین و علاقه هایک به نوشتن زندگینامهای برای ویتگنشتاین، نوشتم. کار جلد و صفحهبندی این اثر پایان یافته و در آستانه انتشار است که امیدوارم به کار فلسفهپژوهان بیاید.
گفته بودید دو اثر در نوبت انتشار دارید. اثر دوم هم آیا شامل دغدغههای شما در باب فلسفه تحلیلی است؟ نه کتاب دوم مباحث مجزایی را شامل میشود. کتاب دوم با عنوان «ورق روشن وقت» و عنوان فرعی جستارهایی در دین، فلسفه، روشنفکری و فیلم، ناظر به مصاحبه و مقالات من در پنج سال اخیر است. مصاحبهها هم در حوزه روشنفکری دینی است و هم شامل پارهای از پاسخهایی است که به منتقدان دادهام یا نقدهایی که به دیگران نوشتهام. مقالات هم در باب روشنفکری دینی و تحولات اجتماعی و سیاسی است که در داخل کشور جاری بوده یا احیانا درباره پارهای از مسائل بینالمللی مانند قصه فلسطین و تحریمها. بخش فلسفی هم شامل پارهای از مقالات فلسفی است که شامل حوزه مطالعاتی ویتگنشتاین نمیشود. بخشی هم که تحتعنوان فیلم است شامل دیگر فعالیتهای من در سالهای اخیر میشود که معطوف به حوزه هنر است. عنوان این اثر را هم از اشعار سهراب سپهری گرفتهام.
گفته بودید همچنان مشغول تدریس هستید. به عنوان یک استاد فلسفه ایرانی بیشتر در تدریس چه مباحثی از شما دعوت میشود؟ امسال برای دانشجویان فوقلیسانس و اعضای هیات علمی دانشگاه کاتولیک یو پیپ مکزیک، در یک دوره فشرده مبحث «اسلام و مدرنیته» را در دپارتمان دینشناسی، تدریس کردم. درسها ناظر به تاریخ تحولات اسلام در زمینه و زمانه پیدایی آیین اسلام بود. همچنین شرح روایات مختلف از اسلام و توضیح آنها مانند اسلام بنیادگرا، اسلام سنتی، اسلام سنتگرایانه و اسلام رفورمیست را نیز در این دوره درسی گنجاندم. از مهمترین بخشهای سفر و البته از جذابیتهای آن، ملاقات و صحبت با برخی کشیشان، دانشجویان و اعضای هیات علمی آن دانشگاه بود که باعث شد نکات خوبی را فرا بگیرم. در دانشگاه تورنتو و در بخش مطالعات تاریخی این دانشگاه هم توفیق داشتم که مباحث «اسلام و حقوق بشر» و «comparative moral philosophy» یا همان فلسفه اخلاق تطبیقی را به دانشجوبان تدریس کنم. همچنان در کنار اینگونه کلاسها کارگاههایی هم با عناوین مختلف ذیل عنوان «فلاسفه اسلامی» و «بایرتیکس اسلامی» و «اسلام و مدرنیته» داشتهام.
برای فارسیزبانان چطور؛ کلاسهایی تدارک دیدهاید؟ در 6 ماه گذشته در بنیاد سهروردی تورنتو، فلسفه کییر کهگارد را در 12 جلسه تدریس کردم. گرچه اولین تجربه من بود اما برایم بسیار آموزنده و لذت بخش بود. چند ماهی هم است که به تفسیر و تدریس فلسفه اسپینوزا به فارسیزبانان میپردازم. هر دو تجربه برای من جالب و جذاب بود. فایلهای صوتی جلسات را نیز در فضای مجازی و در اختیار علاقهمندان به این مباحث قرار دادیم. برای برنامه آتی هم قصد دارم فلسفه هیوم را با عنایت به یک اثر کلاسیک از خود هیوم تدریس کنم
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید