1395/8/24 ۱۰:۰۷
امام موسی صدر دینشناس و اسلامشناس معاصری است که سیره و اندیشهاش در میان مسلمانان و نیز پیروان دیگر ادیان بسیار تأثیرگذار است. احترام و درک اندیشه دیگری و گفتگو یکی از محوریترین مبانی فکری و رفتاری امام موسی صدر است که ثمرات فراوانی را نیز به همراه داشته است.
نشست «جايگاه تاريخ شفاهي در حفظ و تبيين سيره و انديشه امام موسي صدر»
هادی مشهدی: امام موسی صدر دینشناس و اسلامشناس معاصری است که سیره و اندیشهاش در میان مسلمانان و نیز پیروان دیگر ادیان بسیار تأثیرگذار است. احترام و درک اندیشه دیگری و گفتگو یکی از محوریترین مبانی فکری و رفتاری امام موسی صدر است که ثمرات فراوانی را نیز به همراه داشته است. «مؤسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام موسی صدر» چند سالی است که طرح تاریخ شفاهی امام موسی صدر را با هدف ثبت و ضبط خاطرات نزدیکان، دوستان، همکاران و افراد مرتبط با وی در دستور کار قرار داده است. نتیجه و حاصل این رویکرد، انتشار چندین جلد کتاب است که در «هفته کتاب امام موسی صدر»، در فروشگاههای شهر کتاب رونمایی و معرفی میشوند. به همین مناسبت نشست ویژهای با عنوان «جایگاه تاریخ شفاهی در حفظ و تبیین سیره و اندیشه امام موسی صدر» در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در این نشست آقايان: رسول صدر عاملی، علیرضا کمری، مهدی فیروزان و جعفر گلشن روغنی و نیز اصحاب هنر و اندیشه حضور یافتند.
حیثیت و اعتبار فراموششده
کمری در ابتدای سخنان خود ذکر نکاتی درباره تاریخ شفاهی را ضروری دانست و در اینباره تصریح کرد: مقوله تاریخ شفاهی اساساً یک رویکرد نظری و روش عملی نوپدید در حوزه تاریخنگری و تاریخنگاری است. در این روش مورخ به جای استفاده از اسناد و مدارک کتبی، به شاهدان و کنشگران و سامعان رویدادها مراجعه میکند و از داشتههای ذهنی آنها به مثابه اسنادی برای شناخت رویداد یا شناساندن شخصیتی که موضوع مطالعه تاریخی است استفاده میکند. بنابراین کار مورخ شفاهی گفتگوی روشمندِ فعال با کنشگران رویدادها و پدیدههاست برای بازیابی و بازشناسی رویدادها. از اینروی کار او با کسانی که خاطرهپوی و خاطرهجویند شباهت دارد؛ اما مورخ شفاهی خاطرهگیر و خاطرهنویس نیست؛ او کسی است که معنا و مفهوم تاریخ را درمییابد.
مفهوم تاریخ در تاریخ شفاهی چون هر مقوله مفهومی، یک امر گفتمانی است؛ کما اینکه معنای تاریخ خود در ادوار مختلف تطور یافته است. آنچه در معنای تاریخ در تاریخ شفاهی مراد و منظور است، معنای سنتی و صلب گذشته را ندارد؛ چراکه آنچه در گذشته از تاریخ مستفاد میشد، بیشتر ناظر بر حاکمیت سیاسی یا قدرت و مراجع تصمیمگیری بالادستی بود؛ حال آنکه در تاریخ شفاهی نگاه از پایین است و به تودهها و طبقات پاییندستی توجه میشود. در واقع تاریخ شفاهی بر خلاف تاریخ رسمی و سنتی تاریخ بالادستیها نیست؛ تاریخ دیدهنشدهها و بیصداهاست. از اینروی تاریخ شفاهی با ذهنیت، زبان و باور مردمان و توده و اجتماع و لایهها و طبقات مردمی سر و کار دارد. اگر چنین باشد، تاریخ در اینجا با فرهنگ و ادبیات و زبان و باورهای عمومی و مردمی تلفیقی مییابد که آن را از حیث ماهیت در موقعیتی فرارشتهای یا میانرشتهای قرار میدهد.
تاریخ شفاهی با امری به نام هویت و حافظه اجتماعی و مردمی نسبت یافته است و از این حیث در حوزه مطالعات فرهنگی محل توجه است. تاریخ شفاهی دو عرصه را به عنوان مصداق برای کاری مطالعاتی در نظر دارد. گرچه روش تاریخ شفاهی برای مطالعه هر پدیده اجتماعی، سیاسی و جمعی محل توجه است، اما عموماً یا به موضوع تاریخی در خور توجهی میپردازد یا به شخصیتهایی که خود به موضوعی تبدیل شدهاند. به گمان من میتوان بین این دو در مقام جمع نیز سخن گفت؛ چراکه اتفاقات تاریخی با حضور شخصیتهای کنشگر رخ میدهد؛ بنابراین این فرض مجازی بین این دو برمیخیزد.
امام موسی صدر به واسطه نوع رویکردها و فعالیتهایش شخصیتی تاریخی و سیاسی است. او در حوزه قم و نجف و نیز در فضای ایران، عراق، سوریه و لبنان بسیار ایفای نقش کرده است. در زمره رجال سیاسی ایران کار و کنش او بسیار درخور مطالعه است. در مناطق جنوبی لبنان همچنان تصاویرش بر در و دیوار است و جملات ایشان به چشم میخورد و شنیده میشود. او کسی است که حیثیت، اعتبار و آبروی فراموششده شیعیان لبنان را احیا کرد و اقدامات و رویکردهای وی در مجموعه تاریخ شفاهی بهخوبی تشریح شده است. از آنجمله کار بسیار ارزشمندی است که حمید قزوینی با مدیریت مؤسسه امام موسی صدر انجام داده و در پی این امر، تاکنون چهار جلد کتاب تاریخ شفاهی در باب فعالیتهای امام موسی صدر منتشر شده است.
پیشگفتار ناشر و مقدمه گفتگوکننده بسیار درخور توجه و حاوی نکات مهمی است. مؤلف روش پرسش و پاسخ را پی گرفته است. یکی از ویژگیهای تاریخ شفاهی وجود پرسش در متن است؛ چراکه پرسش اهمیت متنی دارد. اظهارات افرادی در این کتاب گرد آمده است که ایشان خود درخور توجهند؛ چهبسا اینکه آنها از حیث اقداماتی که كردهاند، خود اهمیت تاریخی دارند. متن این اثر چند لایه است؛ آنچه درباره امام موسی صدر گفته شده است، حائز اهمیت است؛ آنچه مراجع روایت خود به عنوان کنشگران فعال (در زمانه امام صدر) صورت دادهاند نیز اهمیت دارد. تاریخ شفاهی جنبههای تحلیلی و مستند را نیز برای صورتبندی کارهای ثانوی فراهم میکند.
نثر این اثر بسیار ساده، سالم و مبتنی بر سنخ گفتار راویان است. در تاریخ شفاهی باید آنچه در سنخ کتاب درمیآید، در عوض گفتار و گفتگو باشد. در واقع ما با خواندن، سخن مرجع روایت را میشنویم؛ یعنی نثر در میانه گفتار و شنیدار شکل میگیرد. حواشی و تکملههای مؤلف نیز بسیار ارزشمند است.
همراهان و دیدارها
گلشن روغنی سخنان خود را به معرفی و تحلیل مجموعه تاریخ شفاهی امام موسی صدر اختصاص داد و در اینباره گفت: من این آثار را با توجه مؤلفههای مختلف تقسیمبندی کردهام؛ اولین آنها بر اساس میزان و سطح اطلاعات است. شماره یک به گفتار مرحوم آیتالله عبدالجلیل جلیلی کرمانشاهی اختصاص دارد؛ او متولد ۱۳۰۲ (پنج سال پیش از امام موسی) است. دومین آنها گفتگو با حجتالاسلام والمسلمين سیدهادی خسروشاهی متولد ۱۳۱۷ است. سومین گفتگو با آیتالله مستجابی متولد ۱۳۰۲ صورت گرفته است. چهارمین راوی فردی دانشگاهی به نام مرحوم دكترحسن حبیبی است. به عبارتی در سه گفتگو جایگاه امام موسی صدر در حوزه فقه بررسی شده است و در یک گفتگو باورها و اندیشههای او در نظر آورده شده است.
به نظر میرسد از حیث میزان اطلاعات، گفتگوی صورتیافته با سیدهادی خسروشاهی حاوی دقیقترین اطلاعات است؛ چراکه او خود اهل نوشتن است و سالها پیش نوشتن درباره امام موسی صدر را آغاز کرده است. از اینروی بر خلاف سه راوی دیگر گذر زمان موجب نشده است بخشی از خاطرات از بین برود و تحلیلها رنگ و بوی دیگر بگیرد. با روایت خسروشاهی میتوان به ذهن امام صدر ورود یافت و تفکر فقهی، سیاسی و هنری او را دریافت. دیگر روایتها چنین ویژگیي ندارند؛ مثلاً آنچه جلیلی میگوید (به واسطه کهولت سن) در سطح و فارغ از جزئیات است. گفتگوی حبیبی نیز بسیار کوتاه است؛ شیفتگی و شیدایی او نسبت به امام موسی نیز این مسأله را دامن زده است. این امر درباره روایت جلیلی و مستجابی نیز صدق میکند؛ آنچنانکه خاطرات ایشان مملو از واژههای عاشقانه و لطیف است. این وضعیت موجب میشود راوی نتواند بسیاری از پرسشهای گفتگوکننده را پاسخ گوید.
روایت مستجابی از حیث چگونگی شرح خلقیات، رفتار و منش امام موسی صدر ارزنده است و در این روایت میتوان نکات ارزنده بسیاری را یافت. مستجابی خود انسانی اخلاقی و عاطفی است؛ از اینروی به اینگونه مسائل توجه بسیار کرده است؛ علاوه بر آن نسبت خانوادگی او با امام موسی نیز این امر را تشدید میکند. جلیلی نیز در مواردی به این امر توجه داشته است. میتوان گفت خسروشاهی این مقوله را در نظر نداشته است؛ چراکه او بیشتر درباره مبانی فکری و اندیشهای امام موسی صدر سخن گفته است.
در روایت جلیلی کمی به آرا و اندیشههای امام موسی پرداخته شده است. خسروشاهی به این موضوع توجه ویژه داشته است؛ از آنجمله میتوان به شرح و تبیین نگاه امام صدر به موسیقی اشاره کرد که در این روایت و روایت مستجابی درج شده است. خسروشاهی از دیدار ايشان با ابوالحسن صبا و تاج اصفهانی میگوید که میتوان اطلاعات بسیار ارزندهای را از آن برکشید. حبیبی در اینباره سخن چندانی نگفته است. اندیشههای امام صدر در خاطرات جلیلی، خسروشاهی و حبیبی بازتاب یافته است؛ در این روایتها موضع امام موسی صدر درباره انقلاب اسلامی و رژیم سابق به تفصیل تشریح شده است.
روایت آیتالله جلیلی دو ویژگی دارد: او همدوره امام موسی در دانشکده حقوق و تنها شاهد این دوره بوده است؛ همچنین او تنها کسی است که همراه امام موسی برای تحصیل به نجف رفته است. روایت خسروشاهی از این حیث اهمیت ویژه دارد که همراه امام در کنفرانس تفکر اسلامی در الجزایر شرکت کرده است؛ سخنان امام در این کنفرانس بیانگر اندیشههای او درباره جهان اسلام است. خسروشاهی همچنین سخنان ارزندهای درباره مطالب امام موسی در مجله مکتب اسلام بیان کرده است. حبیبی آخرین نفری است که پیش از سفر امام موسی صدر با او دیدار میکند؛ این مهمترین ویژگی در روایت اوست. روایت مستجابی حاوی لحنی عاشقانه است و احوال امام موسی در دوران تحصیل در قم، روحیات و خلقیات وی در رویارویی با مردم و نیز جزئیاتی درباره خاندان او را به خوبی بازنمایی میکند.
چه اصراری است بر شعرگفتن؟
صدرعاملی در ابتدا به تلاشهای خود برای ساخت فیلمی درباره امام موسی صدر اشاره کرد و اظهار داشت: من بیش از چهار سال است که در پی تدوین فیلمنامهای بر اساس زندگی امام موسی صدر هستم؛ اما هنوز به نتیجه مطلوبی دست نیافتهام؛ تصور میکنم تا او خود نباشد و نظر ندهد، ساخت چنین فیلمی میسر نیست؛ چراکه ابعاد شخصیتی وی بسیار گسترده است و تحقق این امر حساسیت بسیار زیادی دارد.
در اوایل دهه 50 (که من کمتر از ده سال داشتم)، امام موسی به تهران آمده بود؛ او به اتفاق حاجآقا مهدی صدرعاملی، آقای مدرس، آقای محمد مستجابی و برادرش آیتالله رضا صدر در یکی از دورههای ماهانه پدر من شرکت کردند. گرچه ما از خويشان دور ایشان هستیم، اما یکی از ویژگیهای امام موسی این بود که ارحام را دوست داشت و صله رحم را بهجا میآورد و بر آن تاکید داشت. من این را بعدتر دانستم؛ به من تأکید کرد که دیدار اقوام (بهویژه آنها که تنگدست یا دور هستند) میتواند همه گرفتاریها و مشکلات را حل کند؛ این درسی بود که من در آن دیدار کوتاه گرفتم. من از آن جمع درک شفافی نداشتم؛ چراکه دنیا و ذهنیات دیگری داشتم و نمیتوانستم به آنها نزدیک شوم و بهخوبی بشنوم و درک کنم.
عموماً پدرها اصرار دارند ویژگیهای فرزندانشان را عیان کنند؛ پدر من هم اصرار داشت که انشا و شعری برای امام موسی بخوانم؛ همه تجربه کردهایم که این موقعیتی دشوار است؛ به هر روی من انشایی را خواندم که در ادامهاش هم شعری را گنجانده بودم. امام موسی گفت: «متن خوبی نوشتهای، اما چه اصراری بر شعرگفتن داری؟» او به صراحت بر نگارش تأکید کرد و من نیز همان مسیر را پیش گرفتم. مدتها پس از آن وقتی من به روزنامهنگاری تمایل داشتم و پدرم سخت با این كار مخالف بود، وساطت آیتالله رضا صدر توانست مشکلم را حل کند..
تقریباً دو سال پیش به نیت نگارش فیلمنامهای برای یکی از مؤسسات امام موسی صدر (که به پرورش و نگهداری کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست میپردازد) سفری به جنوب لبنان رفتم. طی مصاحبههایی که با بچههای این مؤسسه داشتم، دریافتم که ایشان به رغم تنگدستی و فقر از مناعت طبعی درخور توجه برخوردارند که آن را از مؤسسه آموختهاند. این مؤسسه پنجاه سال است که به این امر اشتغال دارد. بسیاری از بچههای آنجا حالا در کشورهای اروپایی و آمریکایی تحصیل و زندگی میکنند؛ اما همچنان با مؤسسه ارتباط دارند و به آن کمک میکنند. تأثیر آن بچهها بر گروه ما بسیار حیرتانگیز بود.
از آنپس من بسیاری از کتابهای مؤسسه امام موسی صدر را خواندم. به نظر میرسد زیباییشناسی امام موسی نکتهای است که تاکنون مغفول مانده است. او تمام مباحث خود را از منظر زیباییشناسی، عطوفت و مهربانی بیان کرده است. زیباییشناسی عامل اصلی موفقیت هر آدمی است. برای نزدیکشدن به جهان امام موسی صدر باید سلیقه زیباشناسانه داشته باشیم و بدانیم چگونه به جهان، هستی و کائنات نگاه کنیم.
اینگونه است که در خاطرات آیتالله مستجابی میخوانیم که امام موسی همه قشرهاي جامعه را به خود جذب میکند. با مرور زندگی امام موسی صدر حسرتی بر دل من میماند مبنی بر اینکه اساسا روحانیبودن به چه معناست؟ مهم است که این روزها این مفهوم را دوباره مرور کنیم. ساواک فهرست بلندبالایی از ارسال وجوهات شرعی برای امام موسی منتشر کرده است؛ حال آنکه او همانروزها در نامهای از آیتالله مستجابی برای سفر حج پول قرض کرده است؛ امروز این معنا درک نمیشود. با مرور خاطرات و کتابهایی که درباره ايشان نوشته شده، درمییابیم که او هیچگاه مردم را خطاب قرار نداده، بلکه حرف آنها را میزند؛ امام موسی صدر خوب میشنید و خوب میدید، آنچنانکه گفتم زیباییشناسانه.
تاریخ و گمانهها
مهندس مهدي فیروزان در سخنان خود به دامنه فعالیتهای مؤسسه امام موسی صدر و کم وکیف آثاری که به همت این مؤسسه منتشر شده است، اشاره کرد و اظهار داشت: از مجموعه تاریخ شفاهی امام موسی صدر، کتاب دیگری منتشر خواهد شد که شاید نتوان مستقیما آن را در حوزه یادشده قرار داد؛ اما تصویر دیگری از امام از منظر خواهران وی ارائه میکند. این کتاب «هفت روایت» نام دارد. مؤسسه امام موسی صدر زمان زیادی نیست که انتشار تاریخ شفاهی را آغاز کرده است؛ از اینروی ممکن است همچنان به آسیبهایی دچار باشد. مؤسسه از جایی بودجه دریافت نمیکند. امام موسی صدر هیچگاه جزو هیچ گروه و دستهای نبوده و مؤسسه نیز بنا دارد چنینن رویکردی داشته باشد؛ خانم حورا صدر همواره بر این امر تأکید داشته است که اگر امام موسی را وابسته به جریانی معرفی کنیم، عملاً به دیگران ظلم کردهایم؛ چراکه این شناسنامه موجب میشود برخی سراغ امام نیایند و ما حق نداریم او را به اندیشهای خاص محدود کنیم؛ امام موسی صدر فراتر از اندیشه و مرزهاست.
اگر امام موسی صدر میبود، چنین وضعی بر منطقه حاکم نمیشد و چنین روایتهایی از اسلام صورت نمییافت و حوادث فعلی رخ نمیداد. هرچند نمیتوان به «اگر»ها جنبه علمی داد، اما میتوان به عنوان نشانههایی از تفکر به این نگاه اهميت داد. به هر روی با نگاه یادشده مؤسسه امام موسی صدر از دریافت کمکهای مالی امتناع کرده است؛ چراکه دریافت کمکهای مالی ممکن است توقعاتی را ایجاد کند. با در نظر داشتن اين نظرگاه، حتي در تأسیس این مؤسسه، جز خانواده شخص یا نهاد دیگری مشارکت نداشته است. شاید از همینروست که این مؤسسه بدون اتهام و بدون تحسین تاکنون مانده و کار خود را بنیادی ادامه میدهد. به همت این مؤسسه است که امروز جوانان امام موسی صدر را میشناسند و این درخور تقدیر است.
پس از شکلگیری طرح مجموعه تاریخ شفاهی و آمادهسازی مقدمات، کار آغاز شد؛ به گونهای که میتوان گفت امروز خاطرات تمامی افرادی که در ایران با امام موسی صدر ارتباط داشتهاند (آنها که در قید حیاتند) دریافت شده است؛ برای تحقق این امر روشهای علمی تدوین و پی گرفته شد. این روند در لبنان نیز آغاز شده است؛ گرچه ما هنوز در آغار کار هستیم و باید اقدامات گستردهای صورت گیرد.
من نوجوان بودم و امام موسی صدر وقتی از لبنان میآمد، به همه خويشان سر میزد؛ خانه ما در زرگنده بود و او برای ناهار میهمان ما شد. تا او میآمد، دورش را میگرفتیم و او توجه خاصی به همه افراد داشت و گویا برای هر کسی پروندهای در ذهنش داشت! سر سفره پدرم پرسید: «چه خبر؟» امام پاسخ داد: «از روزی که آمدهام تهران، عَلم چندین بار تماس گرفته است که: میخواهی با شاه ملاقات کنی؟ من از آنجا که میخواستم آن را رد کنم، گفتم: این سفر خانوادگی است و برای کار نیامدهام؛ میخواهم به جاهای مختلف سر بزنم.» امام پس از آن نقدی درباره شاه طرح کرد که تنها بخشی از آن را به یاد دارم؛ او از خوردن دست کشید و گفت: «دیگر نمیتوان روی اینها حساب کرد.» این قسمت برای من بسیار درخشان بود و از اینروی تنها همین را به یاد دارم. دو هفته بعد امام بار دیگری سرزده به خانه ما آمد؛ به نظرم عصبانی و برافروخته بود؛ اینبار مادرم پرسید: «چه خبر؟» گفت: «به دیدار شاه در سعدآباد رفته بودم و سر راه به دیدن شما آمدم.» من و مادرم پرسیدیم: «مگر نمیخواستید شاه را نبینید؟» گفت: «افراد زیادی بهواسطه آقارضا صدر از من خواستند واسطه شوم برای آقایان مطهری، هاشمی، حنیفنژاد و شریفواقفی؛ من گفتهام که این ملاقات فایدهای ندارد؛ اما آن افراد باز اصرار کردهاند؛ من احساس کردم شاید پافشاری من بیهوده است و شاید فایدهای داشته باشد. به رغم اینکه به عَلم پاسخ منفی داده بودم، با او تماس گرفتم که فوری قرار گذاشت و رفتم و با شاه حرف زدم. به اعتقاد من صحبت با شاه هیچ فایدهای ندارد؛ او راهی را میرود که این افراد در آن نیستند. درباره مجاهدین قطعاً کاری نمیکند؛ شاید درباره آقایان هاشمی و مطهری کاری صورت دهد.» به یاد دارم که بعداً این افراد آزاد شدند.
خانم حورا صدر همواره بر این عقیده تأکید دارد که هر اندیشهای برای ماندن باید نقد شود؛ مؤسسه بنا ندارد همواره مداح اندیشه امام موسی صدر باشد. برای نقد اندیشه او باید آثارش منتشر میشد که شد؛ آنچنانکه آثار و زندگی او با رویکردی دایرهالمعارفی منتشر شده است. مؤسسه طرحی را با عنوان اندیشه و عمل آغاز کرده است؛ بر این اساس هر ماه متفکری موضوعی از اندیشهای امام را استخراج میکند، درباره آن میاندیشد و در جلسات مؤسسه طرح میکند. از دیگر سو باید در نظر داشت دیدگاههای فقهی امام موسی و گفتگو نزد او به تازگی آغاز میشود؛ امام موسي صدر به واقع امام گفتگوست؛ او این مقوله را از جنبههای مختلف عملی کرده است؛ بنابراین مطلوب است صاحبنظران بر سر اندیشه وی تحقیق کنند.
منبع: اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید