1395/8/2 ۰۹:۵۰
هادی خانیکی، دانشیار دانشگاه علامهطباطبایی(ره)، معتقد است فرهنگ بر روند بازنمایی تصویر زنان در رسانه مؤثر بوده است؛ این بستگی به نگاه فرهنگیای دارد که زن را فعال و کنشگر بداند یا جنس دوم. به اعتقاد وی، درعینحال رسانه بهعنوان عرصه میتواند عامل دیدهشدن تحولات در نگاه به زنان در جامعه باشد. وی حضور زنان را برای توسعه متوازن امری مهم تلقی میکند و معتقد است این نهادهای اجرائی مانند جامعه مدنی و سیاستگذاریهای دولتیاند که باید این امکان را فراهم کنند.
هادی خانیکی، معتقد است فرهنگ بر روند بازنمایی تصویر زنان در رسانه مؤثر بوده است؛ این بستگی به نگاه فرهنگیای دارد که زن را فعال و کنشگر بداند یا جنس دوم. به اعتقاد وی، درعینحال رسانه بهعنوان عرصه میتواند عامل دیدهشدن تحولات در نگاه به زنان در جامعه باشد. وی حضور زنان را برای توسعه متوازن امری مهم تلقی میکند و معتقد است این نهادهای اجرائی مانند جامعه مدنی و سیاستگذاریهای دولتیاند که باید این امکان را فراهم کنند.
***
رسانههای ما در زمینه خانواده و بازنمایی هویت زنان بهدرستی عمل کردهاند؟ یا زنان ما همواره افرادی سنتی و بهعنوان جنس دوم نمایش داده شدهاند؟ تعمیمدادن یک ویژگی به کل رسانهها، با توجه به تنوعی که در رسانهها به وجود آمده، کار دشواری است. وقتی از رسانهها صحبت میکنیم، از رسانههای جمعی، مطبوعات، رادیو و تلویزیون تا رسانههای جدید میگوییم. رسانههای جدید که به تعبیر ارتباطی، رسانههای خودگزین هستند، هم در تولید، هم در توزیع و هم در دریافت نقش فرد مؤثرند. باید گفت بین رسانهها تفاوتهای زیادی وجود دارد، اما اگر بخواهیم یک نگاه کلی داشته باشیم میتوان گفت رسانهها نیز خیلی نمیتوانند یا نتوانستهاند مستقل از فرهنگ یا گفتمان مسلط جامعه باشند. اگر ویژگیهای جنسیتی در فرهنگ وجود دارد که وجود دارد، بهگونهای وارد رسانهها نیز میشود و میتوان گفت نوعی ارزشگذاری یا هنجارهای غالب در فرهنگ به رسانه هم منتقل میشود.
اگر این فرهنگ غالب جامعه است، با این اوصاف راهکار چیست و چگونه میتوان این بازنمایی رسانهای را اصلاح کرد؟ هر کاری با شتاب امکانپذیر نیست. نمیتوانیم در ابتدا بگوییم فرهنگ جامعه باید تغییر کند. باید گفت نسبت جامعه و رسانه یک نسبت تعاملی و در پیوند با همدیگر است؛ یعنی اگر فرهنگ مسلط در رسانه بروز پیدا میکند به این معنا نیست که رسانه نمیتواند بر حوزههای فرهنگی اثر بگذارد. به میزانی که آگاهی نسبت به زنان بیشتر میشود و به میزانی که سطح مشارکت زنان در جامعه بیشتر میشود، به همان میزان ارزشها و هنجارهای مطرح درباره زنان هم تغییر میکند. باید ببینیم برای زن چه نقشی قائل هستیم، آیا برای زن فقط در خانواده نقش قائلیم یا فقط در اجتماع یا برای او نقشهایی قائل هستیم که بخشی از آن در جامعه است و بخشی از آن در خانواده. با یک نگاه انتقادی میتوانیم بگوییم که نگاه انفعالی یا محافظهکارانه که تغییرات را به رسمیت نمیشناسد، این است که نوعی سادهگزینی کند و زن را فقط در خانواده ببیند، درحالیکه اگر این پارادوکس بین اجتماع و خانواده را برای حضور مؤثر زن در جامعه در نظر بگیریم؛ یعنی زنی که مشارکت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد، به این معنا نیست که در خانواده نقش ندارد؛ او وقتی در خانواده بهعنوان مادر، همسر و دختر مؤثر است، میتواند در تحولبخشی به خانواده نیز مؤثر باشد. به این اعتبار نمیتوان یک تقسیمبندی رایج را پذیرفت که هر زن خانهدار کسی است که نقش اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اجرائی ندارد. طرف دیگر واقعیت این است که مانند گذشته نمیتوان زن را در خانواده محبوس کرد. این زن به دلیل بالارفتن سطح تحصیلات، بالارفتن میزان استفاده از رسانهها و بالارفتن سطح کنش وی در اجتماع نمیتواند در چهاردیواری خانه باقی بماند. به این معنا میتوان گفت بخشی از این ارزشها در خانه و بخشی در اجتماع به وجود آمده و قطعا تغییرات بزرگ اجتماعی نیز پشتوانه این تعهد نقشهای زنان است؛ بهعنوانمثال انقلاب اسلامی در ایران باعث تحول حضور زن در جامعه ایرانی شده و با تأکید امام(ره) بر زن بهعنوان عنصری که پیشاپیش مردان در تظاهرات، حرکات سیاسی و انتخابات حضور دارد، این حضور پررنگتر شده است و میتوان گفت بسیاری از تنگنظریها و محدودیتهایی که وجود داشته، کم یا مرتفع شده است.
پس میتوان امیدوار بود تغییرات اجتماعی و روندهایی که در جامعه به وجود میآید باعث تغییر نگاه به زنان میشود؟ بله، این روند گاه به مرور و گاه پرشتاب است. کمااینکه گاهی ما تغییرات پرشتاب را در جامعه ایران میبینیم و درهمتنیدگی و تأثیرات تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را مشاهده میکنیم. بنابراین در حوزه زنان نیز درواقع تحول عینی نقش زن میتواند منجر به تحول ذهنی و مفهومی آن شود. بسیاری از اموری که در گذشته مطرح و پذیرفتهشده نبود؛ مانند اشتغال زن، مدیریت زنان، مسافرت زن، کارآفرینی زنان، مشارکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان، همه اینها امروز مورد پذیرش قرار گرفته است.
پس رسانه باید منتظر باشد تا جامعه تغییر کند؟ رسانه یک عرصه است و به میزانی که زمینه برای دیده و مطرحشدن این تحولات را فراهم کند به همین میزان مؤثر است. رسانه میدان گفتوگو است، میدان نشاندادن رویدادهایی است که شکل گرفته است. به این معنا، رسانه عهدهدار ایفای برخی نقشهای جامعه و جامعه مدنی است و به این دلیل میتواند مؤثر باشد.
نقش رسانه در توسعه متوازن و رسیدن به عدالت جنسیتی چیست؟ از جمله شاخصهای جدید توسعه که مطرح است، جایگاه و نقش خود زنان و شاخصهایی است که به وضعیت زنان مربوط میشود، از جمله آموزش، اشتغال، بهداشت و سلامت و نظایر اینها که مربوط به زنان است. از جمله مؤلفههای مهم توسعه بهویژه در جوامع درحالتوسعه، مسئله زنان است که اهمیت زیادی پیدا کرده. متفکرانی مانند هابرماس و کاستلز که از صاحبنظران برجسته معاصر هستند، در سفری که به ایران داشتند، بالارفتن مشارکت زنان را بهعنوان متغیرهای جامعه ایران مطرح میکردند. همانطور که مقولههای جدیدی مانند محیط زیست در توسعه مطرح است، مقولههایی مانند مشارکت زنان نیز مطرح است؛ مگر توسعه میتواند در تمام ابعاد صورت گیرد، بدون اینکه زنان، یعنی نیمهای که روزبهروز سطح فعالیتش بیشتر شده، دیده نشود؟ ویژگی جدیدتری که در مسئله حضور زنان و آثار وجودی آنان در توسعه اضافه شده، مسئله عدالت جنسیتی است؛ یعنی نسبت عدالت به توسعه؛ اگر عدالت در سطوح مختلف توسعه مد نظر نباشد، اساسا فرایند توسعه به نامتوازنی گرفتار میشود. یکی از ابعاد مشخص عدالت، عدالت جنسیتی است؛ به این معنا که در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای توسعهای توجه زیادی به عدالت جنسیتی میشود که هدف مشخص آن رفع تبعیض و مرتفعکردن زمینههای مختلفی است که عامل عقبماندگی یا رشدنیافتن حوزه زنان میشود. عدالت جنسیتی میطلبد که با نوعی نگاه نهادگرایانه، فراتر از توجه به زن در حوزه آسیبپذیریهای اجتماعی و فراتر از توجه به زن در حوزه نقش اجتماعی، زنان را به عنوان عامل توسعه و برخوردار از مواهب توسعه در نظر بگیریم. برایناساس، هر مانعی که در راه توسعه نقش زنان وجود داشته باشد به عاملی در مسیر توسعهنیافتگی تبدیل میشود.
رسانههای ما در این زمینه چگونه عمل کردهاند؟ اگر نقش رسانه و ارتباطات را در توسعهیافتگی و متقابلا در توسعهنیافتگی بپذیریم، میتوانیم این موضوع را درک کنیم. ببینیم که زن در رسانه چگونه بازنمایی میشود، به عنوان جنس دوم بازنمایی میشود یا به عنوان عنصر مکمل در جامعه؟ این وضعیت کاملا در بازنمایی، در دادن نوع اطلاعات و در ارائه زمینههایی که برای زنان در جامعه وجود دارد، مشخص میشود؛ برای مثال وقتی که فساد در جامعه را نقد میکنیم، اولین مسئلهای که میبینیم زنان هستند و تصور میکنیم اگر زنان در جامعه حذف شوند، فساد هم حذف میشود یا اینکه در آموزش تصور میکنیم زنانی که وارد حوزههای آموزشی میشوند، در آینده بیکار میشوند و سهمیهبندی جنسیتی را لحاظ میکنیم، چراکه نمیتوانیم فردای آنان را تأمین کنیم؛ یعنی به جای ارائه راهحل، صورت مسئله را پاک میکنیم. درحالیکه دیدگاه درستتر این است که اگر زن ذیحق است و براساس صلاحیتهای خود میتواند درس بخواند و کار کند، وظیفه سیاستگذاران، نهادهای مدنی و بخش خصوصی آن است که عرصه را برای فعالیت او بگشایند.
برگزاری جشنواره «زن، خانواده و رسانه» تا چه حد میتواند در تغییر نگاه به زنان مؤثر باشد؟ جشنوارهها، مسابقات و نمایشگاهها نوعی آیین هستند که جامعه را متوجه میکنند که به مسائل جامعه چگونه واقعی نگاه کنند که این میتواند اثرگذار باشد. آنها میتوانند این پیام را برای جامعه داشته باشند که به چه چیزی بیشتر فکر کنند و اینکه به آن چیزها چگونه فکر کنند. هم زمینه را برای واقعی و درستتر مطرحشدن زنان در رسانهها فراهم میکند و هم زنان را برای حضور در رسانهها توانمند میکند.
منبع: شرق
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید