1395/3/3 ۰۸:۳۵
اردبیل از روزگار صفوی بدینسو مدتها پایتخت ایران بود. این شهر در روزگار صفوی، به صورت زیارتگاه و پناهگاه فراریانی درآمد که به بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی روی میآوردند. در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار، جنگ میان ایران و روسیه به سال ١٢١٨ قمری درگرفت. نیروهای روسیه در خاک ایران پیش رفتند و اردبیل را به تصرف درآوردند. این شهر تا زمان انعقاد عهدنامه ترکمنچای به سال ١٢٤٥ قمری در اشغال نیروهای بیگانه بود.
اردبیل از روزگار صفوی بدینسو مدتها پایتخت ایران بود. این شهر در روزگار صفوی، به صورت زیارتگاه و پناهگاه فراریانی درآمد که به بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی روی میآوردند. در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار، جنگ میان ایران و روسیه به سال ١٢١٨ قمری درگرفت. نیروهای روسیه در خاک ایران پیش رفتند و اردبیل را به تصرف درآوردند. این شهر تا زمان انعقاد عهدنامه ترکمنچای به سال ١٢٤٥ قمری در اشغال نیروهای بیگانه بود. همه آثار و اشیای قیمتی و ارزشمند مقبره شیخ صفیالدین اردبیلی و زینتآلات دیگر مقبرهها و کتابهای نفیس خطی کتابخانه اردبیل که وقف شاه عباس یکم صفوی بود، غارت شد و بعدها از موزههای مسکو و لنینگراد سردرآورد. طاعونی نیز به سال ١٢٥٢ قمری در اردبیل همهگیر شد و جمعیت آن را بسیار کاهش داد. اردبیل با جابهجایی امور ولیعهد به تبریز، تا اندازهای زیاد از رونق افتاد. این شهر در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، روزهایی سخت و مصیبتبار را شاهد بود. بروز وبایی گسترده و هولناک در سالهای ١٣٠٩ و ١٣١٠ قمری، وحشت اهالی را موجب شد. هر خانه داغدار عزیزی بود. تلفات این بیماری بر اساس مستندات تاریخی به روزی ٤٥٠ و گاه تا ٧٠٠ نفر میرسید. سال ١٣٠٩ قمری نزد اردبیلیها بر همین اساس بود که به سال اوماجا (وبا) شهره شد. اهمیت این رخداد به اندازهای بود که تاریخ قتل ناصرالدین شاه را در این ولایت، چهار سال پس از سال اوماجا آوردهاند. اردبیل پس از قتل ناصرالدین شاه، رخدادهایی چون طغیان برخی عشایر و بینظمیهای منطقه پیرامون مغان را پیش روی داشت. این رخدادها تا نخستین سالهای سلطنت مظفرالدین شاه ادامه یافت. شاه تازه با فرستادن گروهی سرباز به آنجا، طغیانها را سرکوب کرد. صمد خان شجاعالدوله نیز با برکناری علی خان والی به حکومت اردبیل رسید.
نسیم نو آغازیدن گرفت
رشد اندیشههای اصلاحطلبانه در برخی مناطق کشور در این سالها، مردم اردبیل را نیز به فرهنگ نو به ویژه برپایی مدرسههای نوین علاقهمند و متمایل کرد. هواداری از این اندیشهها در منطقه اردبیل پدیدار شد؛ هرچند ایستادگیهایی از سوی کهنهاندیشان به چشم میخورد. در همین برهه، محمدولی خان تنکابنی به مدت یک سال به حکومت اردبیل رسید؛ انتصابی که در واقع رویکرد تبعیدی داشت. بدینترتیب فضای فعالیت برای نیکوکاران و هواداران تمدن جدید مناسب شد. به عنوان نمونه مقرر شد مالک هر خانه، گذر همجوار خانه خود را سنگفرش کند. همچنین شبها بر در هر خانه، فانوس دیواری نصب شود که تا صبحدم روشن باشد. محمدولی خان تنکابتی، نخستین دبستان جدید را با کمک برخی نواندیشان و بازرگانان اردبیلی بنیان گذاشت که نصریه نام گرفت. چهل خانواده، نام کودکانشان را در این مدرسه تازه نوشتند تا علم و دانش را بر اساس روشهای نوین فراگیرند. مدرسه نصریه اما با پایانگرفتن دوره حکومت محمدولی خان تنکابنی تعطیل شد.
اردبیل در آستانه جنبش مشروطیت ایران، جنبشهایی را در خود پروراند. این خیزشها و کوششهای روشنفکرانه هرچند به اندازه تهران نبود اما به هر روی توانست دگرگونیهایی در منطقه پدید آورد. نزدیکی اردبیل به اروپا از راه روسیه، وضعیت جغرافیایی و بازرگانیاش در ایران آن روزگار و پیوند با مناطق قفقاز و ارمنستان، نقشی مهم در روشن کردن اندیشههای آزادیطلبانه و دوستداران فرهنگ نو و تجددخواهی داشت. روشنفکران منطقه همچنین به دلیل پیوندهایی که به ترتیب یادشده با اروپا برقرار میشد، از شیوه حکومت دولتهای آزاد جهان، حقوق مدنی ملتها و زندگی خصوصی آنها آگاه میشدند.
صدور فرمان مشروطیت و پیدایش مجلس شورای ملی در سال ١٣٢٤ قمری، فرصتی مناسب به آزادیخواهان و روشنفکران اردبیلی واگذاشت. آنها بدینترتیب توانستند اقدامات خود را سامان دهند. اردبیل در آن سال با خشکسالی سخت روبهرو شد. قیمت گندم افزایش فراوان یافت. زندگی مردم به همین دلیل با تنگی همراه شد. شرایطی هولناک پدید آمده بود. بازرگانان اردبیلی در برابر این وضعیت برخاستند. آنها به یاری تنگدستان آمدند. گروهی از بازرگانان آرد فراوان از روسیه وارد کردند و شهر را از یک قحطی بزرگ رهانیدند. اینان فردی از میان خود برگزیدند تا بر توزیع آرد و پخت نان نظارت داشته باشد. کمبود آرد گندم بدینترتیب برطرف شد اما طاعون که در شرق ایران همهگیر شده بود، به اردبیل نیز راه یافت. عدهای فراوان از اردبیلیها در پی آمدن این بلای تازه به کام مرگ رفتند.
تشکیل انجمنهای خیریه با همکاری دموکراتها و روشنفکران
اشغال بخشی از ایران به دست متفقین همزمان با جنگ یکم جهانی، خشکسالیهای سالهای ١٣٣٥ و ١٣٣٦ قمری، ضعف دولت مرکزی و نیز باز بودن مرزها شرایط قحطی و کمبود خواربار و دیگر نیازمندیهای مردم را با خود همراه داشت. فشار نیروهای بیگانه برای تامین غذای سربازان آنان را وامیداشت آذوقه مردم را به زور بگیرند. آسمان بیباران و طبیعت رویگردان، به مشکلات دامن میزد؛ کشتزارها از بیآبی خشک شده بود. کمبود غذا و گرسنگی، سکه رایج روز به شمار میآمد. خشکبار و حبوبات نایاب شد.
بیشتر مردم اردبیل در چنین شرایطی بیکار شدند. کوششهای حکومت نیز برای بهبود وضعیت به جایی راه نبرد. مشیرالسلطان حاکم اردبیل کناره گرفت و امیرالسلطنه بر جای او نشست. فرقه دموکرات و اتحاد اسلام در این میانه با یکدیگر درگیر شدند. حاکم جدید نیز به این درگیری وارد شد. او با وجود غلبه بر حریف اما چون نتوانسته بود در حل مشکلات و رفع نیازمندیهای مردم و نیز حل مساله قحطی کاری انجام دهد، با همکاری اعضای حزب فرقه دموکرات کمیسیونی تشکیل داد که ٤٤ نفر از سران دموکرات را دربرمیگرفت. آنان برای تامین نان مردم تصمیمهایی گرفتند. دموکراتها با وجود اندیشههای متفاوت سیاسی برآن شدند به یاری همنوعان خویش بیایند. آنان بدینترتیب دست حاکم تازه را فشردند تا در وضعیت نابسامان موجود، راهکارهایی برای یاری به مردم بیابند. ابوالفضل رضازاده، یکی از اعضای کمیسیون، مسوولیت تامین نان مردم را برعهده گرفت. او در این راه یک انجمن خیریه تشکیل داد. با اقدامات او صفهای دراز مردم جلوی نانواییها کاهش یافت. دکانداران نیز به کار خود بازگشتند. در مرتبه بعد، هر منطقه مسئولیت تامین نان خانوارهای محدوده خود را برعهده گرفت. آرامش نسبی و ثبات و امنیت شهر، دستاورد این اقدامات نیکوکارانه به شمار میآمد. باز، انگیزه تهیه آرد و غله مورد نیاز مردم، کمیسیون را واداشت تا پایان دوره قحطی، به تهیه آن برخیزد. نیکوکاران شهر به سرپرستی میرزا بیوک آقاوهابزاده در این میانه به کمک درماندگان شتافتند. دویست کودک که پدر و مادر خود را در قحطی از دست داده بودند، در خانه حاج یوسف لنکرانی در نزدیکی بازار حلبیسازها نگهداری شدند. کمیسیونهایی نیز در هر کوی و برزن برای نگهداری بینوایان و بزرگان تشکیل شد. فردی به نام رسول وهابزاده مسئولیت نگهداری از یکصد فقیر را تا مدتی برعهده گرفت. مختار احمدزاده، از آزادیخواهان اردبیل نیز گروهی دیگر از درماندگان را زیر سرپرستی گرفت.
کوششهای حزب دموکرات در تشکیل انجمن خیریه به دوره بحران محدود نشد. ضرورت وجود یک تشکیلات جدید برای آینده اردبیل، خود را به روشنی نشان داده بود. این رخداد در روزگاری شکل گرفت که با روزگار گذشته تفاوتهایی داشت. آشنایی با مظاهر جدید تمدنی، مسیر حرکت رخدادها را به سمتی کشانده بود که شکلی سازمانیافته از اقدامات نیکوکارانه را نیاز داشت؛ پدیدهای که تا آن زمان پیشینه نداشت. اقدامات نیکوکارانه بدینترتیب متوقف نشد. فعالیتهای حزب دموکرات در قالب تشکیل دارالمساکین خیریه، ایجاد مدرسههای جدید و گردآوری اعانههای محلی از بازرگان اردبیلی تداوم یافت. اداره مالیه ایالتی با یاری وزارت داخله به هکماری با این نیکوکاریها آمد؛ وجوهاتی فراوان بدینترتیب گرد آمد و به مصارف خیریه رسید. همچنین مقرر شد با تشکیل اداره معارف، اقدامات آموزشی و روشنفکرانه شتاب یابد و فقیران و مستمندان را نیز در پوشش خود گیرد. در یک سند به تاریخ فروردین ١٣٣٨ قمری، مخارج دارالمساکین خیریه شهر، همراه با پیشینه تشکیل آن و شرح اقلام گوناگون خوراکی و رفاهی گزارش شده است.
آرزوهای روشنفکران اردبیلی در دوره پس از مشروطیت، راهگشای افراد دردمند قحطیزده بیسامان بود. با رشد اندیشههای اجتماعی و دگرگونیهای ساختار سیاسی ایران، طبقهای پای گرفته بود که اعضای آن از اقشار تحصیلکرده و بازرگان روشنفکر و نیکوکار بودند. اینان به عنوان پدیدآورندگان موسسات جدید عمرانی و عامالمنفعه، برای اعتلای جامعه و بهبود زندگی خانوادههای مستمند و تنگدست به ویژه سرپرستی و آموزش کودکان بیسرپرست و افراد دردمند، به اقداماتی نوین در عرصه نیکوکاری دست زدند.
منبع: روزنامه شهروند
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید