1395/2/6 ۰۷:۳۱
پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب «خلقیات ما ایرانیان» اثر محمدعلی جمالزاده بهانهای شد تا پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات، همایش «خویشکاوی ایرانیان در دنیای مدرن» را در دستور کار خود قرار دهد و اهالی فکر را برای بحث «کیفیت تأمل ایرانیان نسبت به خویشتنِ خویش» گرد هم آورد. کتاب محمد علی جمالزاده، در واقع، نخستین اثری بود که میکوشید «هویت ایرانی» را از نگاه یک ایرانی به تحلیل بگیرد.
ایرانیان «خویشتنِ خویش» را چقدر میشناسند؟
مهسا رمضانی: پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب «خلقیات ما ایرانیان» اثر محمدعلی جمالزاده بهانهای شد تا پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات، همایش «خویشکاوی ایرانیان در دنیای مدرن» را در دستور کار خود قرار دهد و اهالی فکر را برای بحث «کیفیت تأمل ایرانیان نسبت به خویشتنِ خویش» گرد هم آورد. کتاب محمد علی جمالزاده، در واقع، نخستین اثری بود که میکوشید «هویت ایرانی» را از نگاه یک ایرانی به تحلیل بگیرد. این کتاب با وجود ایراداتی که به لحاظ روشی و پژوهشی به آن وارد است، به حکم آن که فتح بابی در زمینه مطالعات خویشکاوی ایرانیان بوده است، اهمیت بسیاری در این حوزه مطالعاتی دارد. پس از جمالزاده افرادی همچون، مهندس مهدی بازرگان، حسن نراقی، محمدعلی ایزدی، حسن قاضی مرادی، علی رضاقلی، محمود سریعالقلم و ... در این زمینه ورود کردند و اتفاقاً آثارشان با اقبال بسیاری از سوی مخاطبان ایرانی هم مواجه شد، اما با این حال، میان صاحبنظران هنوز پیرامون کیفیت علمی این آثار اختلافنظر وجود دارد. از این رو، در نشست «خویشکاوی ایرانیان در دنیای مدرن» که 31 فروردین ماه در پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، استادانی همچون دکتر مقصود فراستخواه، دکتر آرمین امیر، دکتر محمد رضا جوادی یگانه، دکتر تقی آزاد ارمکی، دکتر نصرالله پورمحمدی املشی و دکتر سید حسین مجتهدی حضور یافتند تا درباره کیفیت این آثار به بحث و تبادل نظر بنشینند.
خویشکاوی ایرانیان با پژوهشهای روشمند و قاعدهمند چقدر فاصله دارد؟ دکتر مقصود فراستخواه، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، به عنوان نخستین سخنران این همایش تأکید کرد که مواجهه با «دیگری» از مهمترین شاخصههای دنیای مدرن است. در واقع، مواجهه با «دیگری» است که مفهوم «خود» را به موضوعی برای بررسی بدل کرده است. عضو هیأت علمی مؤسسه آموزش عالی، به چند شاخص جهانی در مطالعات مربوط به «صفات ملتها» اشاره کرد و کوشید نشان دهد خویشکاوی ایرانیان با پژوهشهای روشمند و قاعدهمند چقدر فاصله دارد و در این راستا، به محدودیتهای «ژانر خلقیات» در جامعه ایران اشاره کرد. وی «پارادایمی شدن مطالعات» و «سلطهیافتن گفتمانهایی همچون شرقشناسی یا پارادایم عقبماندگی»، «ذاتانگاری»، «تعریف نامفهوم و عملیاتی نشده» و «کاربرد جملههای کلی و مبهم» را از مشکلات این قبیل از مطالعات دانست. وی همچنین تأکید کرد اکثر گزارههایی که درباره خلقیات ایرانیها به کار برده میشود داینامیک نیستند؛ به این معنا که آنها روند تغییرات را در طول زمان نشان نمیدهند. وی مشکل جدی این پژوهشها را شاخصها و سنجههای بررسی دانست و تصریح کرد که در مطالعات جهانی، نمایهها و نشانگرهای مختلفی برای پژوهش در فرهنگها و جوامع به کار رفته است از جمله سنجههای «هافستید»، «شواترز» و «مطالعه گلوب» که ما در ژانر خلقیاتمان از این مطالعات روشمند تا حدی فاصله داریم. چرا نقد نمیکنیم؟ دکتر محمدرضا جوادی یگانه، رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به عنوان دیگر سخنران این نشست بحث خود را به نقد و بررسی کتاب «حاجی بابای اصفهانی» اثر جیمز موریه (کاردار انگلیس در ایران) اختصاص داد. آنچه ذهن او را بیش از همه به خود مشغول میکرد این نکته بود که چرا این کتاب با وجود اینکه یکی از منفیترین نگاهها از جامعه ایرانی را ارائه میکند، بسیار از سوی ایرانیان مورد استقبال قرار میگیرد؟ و کسی او را نقد نمیکند؟ وی در مقام پاسخ به این سؤال چنین آورد که کتاب از نظر ایرانیان «نقد جامعه ایران» ارزیابی نمیشود بلکه «نقد سیاسیون و حاکمان ایران» در آن سالها است. این کتاب در سال 1824 میلادی در لندن منتشر شد. به بیان دیگر، نویسنده در این کتاب گاهی قصد داشته به سیاسیون و حاکمان طعنه بزند و نقد کند اما از آنجا که نمیتوانسته انتقادات را صریح و تند بیان کند آنها را در قالب این کتاب آورده است. اما با این حال، دکتر جوادی یگانه در سطح دیگری، این کتاب را معرف رفتارهای ایرانیان در حوزههای اقتصادی و سیاسی یا «گزلشافتی» دانست. آنچه وی میکوشید از رهگذر نقد این کتاب طرح کند این بود که ورود به حوزه «خلقیات ایرانی» کاری بسیار جدی است و جامعه علمی باید نسبت به آن حساس و دغدغهمند باشد و از ورود افراد غیرمتخصص به این حوزه خودداری شود تا از انجام کارهای غیرعلمی و بدون پشتوانه نظری در این حوزه آسیب نبینیم. «جمالزادهایها» راوی داوریهای غلط در مورد فرهنگ مردم ایران هستند دکتر تقی آزاد ارمکی، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، سخنرانی خود را به نقد و بررسی کتاب «خلقیات ما ایرانیان» اثر محمدعلی جمالزاده اختصاص داد و با رویکردی انتقادی به آن پرداخت و معتقد است که کتاب از اصول روشمند و علمی به بررسی خلقیات ما ایرانیان نپرداخته است: «کتاب صرفاً گردآوری مجموعهای از داوریها و ادعاهای خودی و بیگانه در مورد مردم و فرهنگ جامعه ایرانی است» وی در این زمینه تصریح کرد: کتاب جمالزاده در ادامه سنت کتابنویسی دوره پهلوی اول به نگارش درآمده است و به جای آنکه به طرح مسائل بنیادین فرهنگ و جامعه ایران بپردازد به ارائه سیمایی کلی از جامعه ایرانی در قالبی دایرةالمعارفی بسنده میکند. از این رو، کتاب را در حد یک گردآوری سطحی از داوری خودیها در مورد «خلقیات ایرانیان» ارزیابی کرد که حتی ارزش کتاب شدن را هم نداشت و تنها در حد یک نوشتار روزنامهای قابل اعتنا است. به زعم او، در کتاب «خلقیات ما ایرانیان» جمالزاده به جای منتقد و تحلیلگر خلقیات ایرانیان، بیشتر در نقش راوی و ناقل داعیهها ظاهر میشود؛ و عنوان کتاب بیش از آنکه بیانکننده نگاه تحلیلگرایانه باشد «قضاوت فرهنگی» در مورد ایرانیان است و متأسفانه به شناخت ابعاد و علل شکلگیری بدفهمی در مورد «خلقیات ما ایرانیان» نمیپردازد و به همین دلیل زمینه و اساس نگارش بسیاری از آثاری میشود که با «رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک» نسبت به ایرانیان نگارش یافته است. در واقع آنچه دکتر تقی آزاد ارمکی میکوشید مورد انتقاد قرار دهد باب شدن این ژانر از خلقیاتپژوهی است چراکه پس از کتاب جمالزاده به تدریج این شیوه از خویشکاویها رایج شد تا آنجا که با جریان اندیشهای روبهرو میشویم که میتوان آن را «جمالزادهایها» نامید. به باور او، «جمالزادهایها» راوی قضاوتها و داوریهای غلط در مورد فرهنگ و اخلاق مردم ایران هستند بدون اینکه طرح و مسألهای داشته باشند و جهت تاریخی و نظری خاصی را پیگیری کنند. سریعالقلم خلف صاحباقتدار جمالزاده دکتر آرمین امیر، پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات که دبیری این همایش را نیز بر عهده داشت، بحثی را تحت عنوان «محمود سریع القلم خلف صاحب اقتدار جمالزاده» مطرح کرد. دکتر محمود سریع القلم دکترای روابط بینالملل از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و در حال حاضر استاد تمام دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است که از اوایل دهه 70 گمانهزنیهایی را پیرامون فرهنگ و شخصیت ایرانیان آغاز کرد. او معتقد است بارزترین عامل توسعه نیافتگی ایران را باید در ویژگیهای شخصیتی ایرانیان جستوجو کرد. دکتر آرمین امیر معتقد است دکتر سریعالقلم احیاکننده و ادامهدهنده «سبک جمالزاده در ژانر خویشکاوی ایرانیان» است. به زعم او، یافتههای دکتر سریعالقلم حاکی از این امر است که کیفیت ویژگیهای شخصیتی ایرانیان به گونهای بوده که اغلب، روند توسعه در ایران را کند یا متوقف کرده است.از این رو، دکتر آرمین امیر کوشید از رهگذر بررسی سه کتاب مرتبط با این بحث از دکتر سریع القلم، همچون کتاب «فرهنگ سیاسی ایران»، «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» و «عقلانیت و آینده توسعهیافتگی ایران» به این سؤال پاسخ دهد که نویسنده بر پایه چه مستنداتی یکسری از ویژگیها را به ایرانیان نسبت داده است. دکتر آرمین امیر که قدری در انتقاد خود نسبت به آرای دکتر سریع القلم تند پیش میرفت، پس از ارائه سخنرانی خود، از سوی دکتر مقصود فراستخواه مورد نقدی دوستانه قرار گرفت. به زعم فراستخواه، بهرغم اینکه «انتقاد» نوعی «تفکرورزی» است و مرسوم شدن آن در فضای فکری ایران بسیار جای تأمل و خوشحالی دارد اما بهتر این بود که این انتقاد با حضور انتقادشونده و در فضایی گفتوگویی پیش میرفت و دکتر سریعالقلم نیز خود در جلسه نقد حضور میداشت. از این رو ضمن ارزشمند تلقی کردن کار دکتر امیر، این تذکر را هم به بحث ایشان وارد میدانست. اما در ادامه دکتر جوادی یگانه، ریاست پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات که به نوعی بانی برگزاری این همایش نیز بود و اتفاقاً در زمینه «ژانر خلقیاتنگاری» صاحبنظر است، تأکید کرد که اهالی جامعهشناسی باید این وظیفه و حق را برای خود و ساحت جامعهشناسی قائل باشند تا اگر جایی خطایی دیدند، متذکر شوند تا مبادا آثاری که اساساً با روشهای جامعهشناختی پدید نیامده، با برچسب جامعهشناسی به خورد جامعه داده شود و مخاطبان را گمراه کند. خویشکاوی از دریچه روانپژوهی در ادامه این هماندیشی دکتر سید حسین مجتهدی، مدرس دانشکده علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی کوشید از دریچه روانپژوهی به بحث «خویشکاوی ایرانیان در دنیای مدرن» بپردازد. به زعم او، پاسخ به سؤال «من کیستم؟» از اساسیترین مسائل بشر در طول تاریخ بوده است و از اصلیترین حوزههای دانشی که کوشیده است به این سؤال پاسخ جدی دهد، حوزه «روانپژوهی» است. وی در این رابطه تصریح کرد: «از آنجایی که «من» در پیوند با «دیگری» و دیگریها، لایههای معنایی عمیقتری مییابد، روانپژوهی نیز در سطوح فردی و اجتماعی پرداخت به این مهم را در دستور کار خود قرار داده است.» از این رو، پیرامون آثار غیرتخصصی که در «ژانر خلقیات» از منظری روانپژوهی نگاشته شده بودند، نکاتی را مطرح کرد. وی روشهای استنتاج در این نوع از مطالعات، غفلت از نقش مؤلفههای میان فرهنگی و اهمیت آنها در روانشناسی بینفرهنگی، کاستیهای نظری تحلیلها، چند عاملی ندیدن مسائل و فقدان نگاههای تاریخپژوهانه را از حوزههای مغفولمانده در این دست از مطالعات برشمرد. خلقیات ایرانی از دریچه تاریخ در پایان این نشست، دکتر نصرالله پور محمدی املشی، دانشیار تاریخ دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین، تاریخ خلقیات ایرانیان را از منظری تاریخی به بررسی گذاشت. به باور او، خویشکاوی در تاریخ ایران همواره نقد عملکردهای اجتماعی و سیاسی از منظر کنشگرانی بوده است که خود در ساخت نظامهای سیاسی و اجتماعی دخیل بودهاند. او همچنین به پشتوانه فکری و تاریخی ایرانیان اشاره کرد و معتقد است نگاه به خویشتن و عملکرد خویش قدمت بیشتری از کتاب «خلقیات ما ایرانیان» جمالزاده دارد. از این رو، خویشکاوی ایرانیان را بعد از اسلام به دو دوره؛ آغاز ورود اسلام به ایران تا جنگهای ایران و روس و دیگری از جنگهای ایران روس تا به امروز تقسیم و تأکید کرد که بهرغم اینکه سیاست همواره نقش اول را در «مطالعات خلقیات» ایفا کرده است و سیاستنامهها در این زمینه دادههای ارزشمندی را ارائه میکنند اما متون جغرافیایی از آنجا که گزارشهای خویشکاوی را با صراحت بیشتری مطرح میکنند نیز میتوانند در کنار سیاستنامهها از منابع محل تأمل در بررسی خویشکاوی ایرانیان به شمار آیند. این نشست در حالی به پایان رسید که به نظر میرسید استادان صاحبنظر در این عرصه اغلب از روند مطالعات خویشکاویها در تاریخ ایران ناراضی بودند و میکوشیدند تا هر یک از منظر تخصصیشان نقدی را به این ژانر وارد کنند.
منبع: ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید