1395/1/30 ۰۷:۲۴
خاموشی بچه کوچه صدیقالدوله بازارچه نواب سرچشمه در بیستم فروردین ماه سال جاری در بیمارستان طالقانی چالوس، به ما میگوید: نادره مردی از میان ما رفت که بعید است روزگار بار دگر چنین سترگمردی را به عالم فرهنگ، جغرافیا و تاریخ ایران تقدیم دارد.
پژوهشگر تهران قدیم
درباره بنیانگذار دانش جغرافیای تاریخی ایران خاموشی بچه کوچه صدیقالدوله بازارچه نواب سرچشمه در بیستم فروردین ماه سال جاری در بیمارستان طالقانی چالوس، به ما میگوید: نادره مردی از میان ما رفت که بعید است روزگار بار دگر چنین سترگمردی را به عالم فرهنگ، جغرافیا و تاریخ ایران تقدیم دارد. خاموشی استاد منوچهر ستوده، ضایعهای جبرانناپذیر است و همسنگ این بزرگمرد، حضرت استادی، سیدعبدالله انوار است که باید قدرش را بدانیم و بر صدرش بنشانیم، هرچند که هر دوی این بزرگواران آنقدر علو طبع داشته و دارند که زندگی بیپیرایه و خلاصه شده در کتاب و علم و دانش آنها، سرمایهای بس عظیم برای ملت ایران است و امید آنکه قدر این سرمایههای عظیم را بدانیم و به نسلهای آینده بگوییم چه مردان سختکوشی، با عشق و علاقه، پهنه جغرافیایی ایران را کاویدهاند و چه سان تاریخ واقعی این مناطق را نوشتهاند و به یادگار به روزگار ما رساندهاند. آیا در روزگار ما کسی پیدا میشود، سالها بر پشت اسب و استر نشسته و کوه و کتل و ارتفاعات و جنگل و دشت و دمن را بکاود تا «از آستارا تا استارباد» را بنگارد؟ حضرت استاد منوچهر ستوده که اصالتاً مازندرانی و اهل نور بود، شاید به خاطر تعلق خاطر به سرزمین نیای خود، این مجموعه سترگ را فراهم آورده باشد، اما در کارنامه درخشان او در کنار تاریخ گیلان و دیلمستان، فرهنگ نایینی، تاریخ بدخشان، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، جغرافیای تاریخی شمیران و... نیز دیده میشوند و مجموعه 52 جلدی کتابهای ایشان شامل تمامی پهنه ایران بزرگ است و نشاندهنده عمق علاقه استاد فقید به ایران و ایرانی است. یکی از خصوصیات بارز استاد ستوده، صراحت لهجه وی بود و برای شرکت در مراسم بزرگداشت استاد فقید سعید، زندهیاد ایرج افشار چند ساعتی بیش در تهران اقامت نکرد و سریع به «متلقو» و یا به قول امروزیها «سلمان شهر» که مازندرانیهای اصیل آن را «ساقی کلایه» میگویند، بازگشت. خوب به یاد دارم شش، هفت سال پیش بنا به دعوت «انجمن اهل قلم رامسر» که به منظور بزرگداشت او مراسمی را در هتل رامسر برپا داشته بودند، وقتی از ایشان سؤال کردم: استاد به تهران نمیآیید؟ بدون هیچ ملاحظه و پردهپوشی فرمودند: مگر دیوانهام که به تهران بیایم، هوای آنجا مسموم است و من نمیدانم شما چرا شمال را رها کرده اید؟ هرچند میدانستم که ایشان علاقه بسیار زیادی به تهران دارند و در حاشیه آن مراسم، خاطراتی چند از اقامت در محله «همتآباد» تهران و خیابان قوامالسلطنه (سی تیر) را بیان داشتند و میدانم که بخش اعظم خاطرات ایشان ثبت و ضبط شده و امید آنکه هر چه زودتر به چاپ و به دست علاقهمندان حضرت استادی برسند و صدالبته گوهری است بیهمتا، از مردی که بیش از یک قرن زیست و با حافظهای قوی از دنیا رفت. در اواسط سال 1393 کتابی تحت عنوان «زبان مردم طهران» را مشاهده کردم و فقط نام حضرت استادی را بر روی آن نوشته بودند و قدری اینگونه «جلدآرایی» شکبرانگیز مینمود و وقتی به صفحه اول آن چشمم افتاد، «گردآوری: دکتر منوچهر ستوده» را ملاحظه کردم و نام خانم شیرین دواتی کاظمنیا، به عنوان همکار در صفحه اول آمده بود و در صفحه چهارم «تحقیق در بخشی از محله عودلاجان، به راهنمایی استاد معظم جناب آقای دکتر منوچهر ستوده، به سعی: اسدالله کفافی، 46-1345» نیز درج شده بود و سرانجام در صفحه هفتم «زبان مردم طهران» به قلم حضرت استادی بود که در همان یک و نیم صفحه اشاره به زبان مردم تهران داشتند و همان صراحت لهجه را نیز قلمی نموده بودند و اشاره به این مطلب که: «خانه مادری من در محله «سرتخت» کوچه حمام نواب بود. این اراضی جزو «باغ پسه (= پسته) بک» بود که کمکم تبدیل به خانه و دکان و بازارچه شده بود. برای شناسایی این منطقه، هنگامی که در دانشگاه الهیات و معارف اسلامی، جغرافیای تاریخی تدریس میکردم، به یکی از شاگردان خود - اسدالله کفافی - گفتم که همت نموده و مطالب روی زمین ریخته را گردآوری کند و روی کاغذ بیاورد و به خانهها و دکانها و مساجد و تکیهها و سایر بناهای عمومی بپردازد و شرحی درباره هر یک بنویسد. نامبرده این تکلیف را پذیرفت و بخوبی از عهده انجام آن برآمد. چون در دوران تدریس من بهترین رسالهای بود که در این زمینه تهیه شده بود، در این مقدمه گنجاندم تا راهنمای شاگردان دیگر باشد.» آنچه را که مرحوم استاد ستوده در مقدمه کتاب و در مورد آبریزگاههای عمومی طهران قدیم، تحت عنوان «چرتیزه» آوردهاند، واژهای است که در طالقان «چُر» گفته میشود و در سمنان نیز «دَچُریم» میگویند هرچند که نسل امروز تهرانیها وطالقانیها و سمنانیها با این کلمات و اصطلاحات کاملاً غریبهاند و فراموشی زبان مادری مشترک ما ایرانیها و عدم به کارگیری واژههای اصیل فارسی کمترین رهاوردش بیگانگی با فرهنگ اصیل ماست و طبیعی است که جایگزین آنها کلمات بیسر و ته فرنگی و واژههای اختراعی! بدون ریشه و اصالتی است که هر روزه شاهد بهکارگیری آن در محاوره عامه هستیم. در این کتاب با واژههایی آشنا میشویم که با اندکی غور و بررسی میتوانیم دریابیم در هجوم رسانهها طی 70 سال گذشته، چگونه کلمات و اصطلاحات رنگ باختند و زبان مردم تهران از حلاوت و صلابت افتاد. اشارهای دارم به برخی کلمات و واژههای از ذهن رفته در این کتاب: پرپرک میکنه: نوعی درد است که با ضربان قلب ارتباط دارد. پُرگفتن به قرآن خوشه: زیاد قرآن خواندن خوش است، در خطاب به اشخاصی که زیاد حرف میزنند. پرگو، ول گو میشه: آدمی که زیاد حرف زد، سخنان بیاساس میگوید و اشاره به یک گذر که امروز فقط نامی از آن در کتابها باقی مانده: پزملو باژمالو: از کلمات دوگانه است و ظاهراً دو تیره کولی بودهاند که در حوالی چهارراه حسنآباد چادر داشته و اراضی آنجا را ضبط کرده و خانه ساختهاند و ساکن شدهاند و باژمالو، همان باجمانلو است که گذری در محله سنگلج داشتند و به هنگام تخریب بخشی از محله سنگلج و خیابانکشیهای جدید - خیابان شاهپور، وحدت اسلامی فعلی - این گذر که در محدوده فعلی پارک شهر قرار داشت، کاملاً از بین رفت و باژمالو و باجمانلو، هر دوبه تاریخ پیوستند.از اینگونه اصطلاحات و نشانیها در تمامی آثار حضرت استادی، به فراوانی میتوانید پیدا کنید. نام و آثار استاد ستوده، همواره و همیشه در ذهن و خاطره ایران و ایرانی باقی خواهند ماند. منوچهر ستوده ماندنی است، برای همیشه، همچون ایران. سترگ و دوستداشتنی، همانند آبهای نیلگون خلیج فارس، شرجی خوزستان، باران گیلان، زبان آذری، صفای کرد و کردستان، سادگی و صفای بلوچها و سیستانیها، بیپیرایگی لرها، یزدیها، کرمانیها، سمنانیها، لهجه قزوینیها و جای جای ایران عزیز، با تمام ویژگیهای فرهنگی، تاریخی و جغرافیاییاش. روانش شاد که باید افسوس از دست دادنش را همواره به دل داشته باشیم.
منبع: ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید